فهرست کتاب


اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی قدس سره الشریف

تهیه و تنظیم بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران (قم)‏‏

برادری یعنی انسجام و همصدایی

خلاف تعلیمات اسلامی مجتمعات مختلف درست می کنند. قرآن می فرماید که: «المؤمنون...»، انما المؤمنون اخوه(538) و غیر از برادری پیش مومنین - پیش مومنین - چیزی نیست، منحصر برادرند نه غیر برادر، هیچی نیستند الا برادری این هیچ نیست الا برادری، برای این است که اگر ما هیچ جهتی را ملاحظه نکنیم الا برادری خودمان را، انسجام پیدا می کنیم. همه مومنین را، هم مؤمنین را قرآن می خواهد که با هم برادر باشند و غیر از این هم نباشند در بین، اگر همه مؤمنین در قطرهای اسلامی، در تمام کشورهای اسلامی همین یک دستور خدا را که خدا عقد اخوت بینشان انداخته است همین یک دستور را عمل بکنند، قابل آسیب دیگر نیست. اگر یک میلیارد جمعیت مسلمان، یک میلیارد جمعیت مسلمان که مع الاسف یک میلیارد جمعیتی هستند که تحت سلطه غیر هستند، یک میلیارد جمعیت تحت سلطه دویست و پنجاه میلیون، اگر این یک میلیارد جمعیت به این یک حکم خدا سر نهاده باشند، اطاعت کرده بودند همین یک حکم را که انما المومنون اخوه برادرند اینها، اگر این برادری در همه جا بود، اگر این برادری در تمام قشرهای ملت ها بود، این گرفتاری ها برای ما پیدا نمی شد. برادری این نیست که من یک کاری بکنم برخلاف دستور، برخلاف نظام، شما هم یک کاری، این خلاف برادری است. حضرت امیر هم برادر بود با همه، مسلمان بود، مومن بود، برادر بود، رأس مؤمنین بود و برادر بود. عقیل هم برادر حضرت امیر بود، عقیل حق داشت بگوید که من و تو برادریم، من از تو اطاعت نمی کنم، این خلاف برادری بود برای اینکه برادرند. در اینکه آن معنایی که اسلام می خواهد با هم پیش ببرند، این برادری است، برادری را برای این درست کردند که منسجم بشوند به هم و با هم یک ندا پیش ببرند. اگر در یک نظامی فرض کنید در ژاندارمری یک دسته بایستند بگویند که ما به تو اطاعت نداریم، ما از تو اطاعت نمی کنیم، این اینطور نیست که بتواند یک همچو نظامی برای آن مقصدی که خدای تبارک و تعالی فرموده است شماها برادر هستید، بتوانید برادری کنید. برادری در این مقصد این است که پشت به پشت هم بدهند و همه پشتیبان هم باشند برای پیشبرد مقصد. پشتیبان هم بودن این است که این نظم را ملاحظه بکنند، این درجاتی که ارتش دارد و روی آن نظم پیدا کرده، درجاتی که ژاندارمری دارد و روی آن نظامی است و هکذا سایرین و هکذا همه مردم، باید اینها برادر باشند، یعنی محبت برادری به هم داشته باشند و همه پشتیبان هم باشند برای آن مقصد، برای اینکه پیش ببرند، برای اینکه نجات بدهند ملت خودشان را. این برادری اقتضا می کند که چون روی این مقصد است که باید پیش ببرند، اقتضا می کند که این برادر کوچک از آن برادر اطاعت کند در این مقصد، آن برادر بزرگ هم به این برادر کوچک محبت کند برای این مقصد، آن رئیس باید برادر اینها باشد در پیشبرد مقصد و فرمان بدهد، فرمانی که برادر بزرگ به برادر کوچک می دهد که همه آن رحمت است.(539)

اگر نظم از دست برود جامعه از توحیدیت بیرون می رود

این پائین دست، رده پائین به حسب نظام، اطاعت باید بکند از او و الا برادری نکرده است. همه مقصد راه خداست، همه مقصد واحد جامعه اگر بنا بشود اینطور باشد جامعه توحیدی می شود یعنی توحید در مقصد. اگر ما یک جامعه توحیدی پیدا بکنیم یعنی اینطور باشد که هر کدام در محل خود، کار خودشان را انجام بدهند برای آن مقصد، شمائی که در ژاندارمری هستید کار ژاندارمری را به همان نظم که در آن جا مقرر است انجام بدهید برای مقصد واحد و آن حفظ کشورتان، آنها هم در ارتش هستید، آنها هم نظم خودشان حفظ بکنند برای همان مقصد، ماها هم که طلبه هستیم نظم خودمان را حفظ کنیم برای آن مقصد، آنها هم که اداری هستند، آنها هم که در رأس کار هستند، آنها هم در پائین هستند و بالا همه حفظ بکنند همه جهات را برای یک مقصد، همه مقصدشان این باشد، انسجام پیدا بکنند یعنی روی مقصد والا. انسجام که معنای آن این نیست که ما دوتا به هم بچسبیم، معنای آن این است که ما همه با هم یک مقصد داریم و روی آن مقصد راه برویم. اگر اینطور شد، جامعه توحیدی است و اگر بنا شد که نظم را از دست بدهیم، جامعه از توحیدیت بیرون می رود. اگر شما از بالا اطاعت نکنید بالا به شما تعدی بکند، من از بالاترم اطاعت نکنم بالاتر به من تعدی بکند، این انسجام از بین می رود، این جامعه توحیدی از بین می رود و جامعه توحیدی این است که همه کار خودشان را انجام بدهند روی نظام و همه هم مقصدشان یکی باشد، این جامعه توحیدی است. اینهائی که می آیند در داخل ارتش، در داخل ژاندارمری، در داخل پاسبان ها، در داخل شهربانی، توی جمعیت ها، توی دانشگاه ها، همه جا این شیاطین هستند، همه جا اینهائی که می آیند با اسم اینکه جامعه توحیدی می خواهند توحید را از بین ببرند. اینها هم نقشه دارند برای اینکه همه را بپوسانند، این جامعه را بپوسانند، مقصد دارند اینها ما باید آگاه باشیم از این معنا، جوان های ما را باید آگاه بکنند، شماها باید آگاه باشید، جوان ها را آگاه بکنید که مقصد این است.(540)

خودسری و بی نظمی منافی با جامعه توحیدی است

آقایانی که روابط دارند، با شما هستند، آنجا باید آشنا بکنند جوان ها را به اینکه جامعه توحیدی معنای آن این نیست که هرج و مرج باشد، جامعه توحیدی معنای آن این است که همچو با هم پیوست باشند که آسیب دیگر نبینند که یکی بشوند کانه یک موجود، نه این است که جامعه توحیدی معنای آن این است که بالا و پائین تو کار نباشد، مگر امکان دارد یک همچو چیزی، مگر انسجام حاصل بشود. که اگر چنانچه پائین و بالائی نباشد و همه خودسر باشند، پائین و بالا نبودن معنای خودسری است، نظم نبودن معنای خودسری است، خودسری منافی با جامعه توحیدی است، اطاعت نکردن مخالف با جامعه توحیدی است. آنهائی که به خورد جوان ها می دهند، جوان های ما می دهند که جامعه توحیدی می خواهیم پس نه افسری و نه درجه داری و نه چیزی، همه ما سرباز باشیم، کی از کی اطاعت کند. چه وقت می توانید وحدت پیدا کنید، هر کدام اینها مثل او، انسجام از کجا پیدا بشود. وقتی نظم نباشد، وقتی هر کسی برای خودش علیحده باشد و سرخود باشد، انسجام پیدا نمی شود. شما صد میلیون قاطر چموش را می توانید وادار کنید به یک کار، صد میلیون کاری یک کار انجام می توانند بدهند، همه تو سر هم می زنند. صد میلیون جمعیت اگر چنانچه نظم در کارشان نباشد. حضرت امیر در دستوری که می دهد می گویند که امورتان را نظم بدهید. نظم همین، نظام همین است. همه جامعه باید نظم داشته باشند، انحصار به ژاندارمری و انحصار به ارتش و اینها نیست، همه جامعه نظم لازم دارد، اگر نظم از کار بداشته بشود جامعه از بین می رود. حفظ نظام، یکی از واجبات شرعیه و عقلیه است که نظام باید محفوظ باشد. آنهائی که می گویند نظام به این معنا نمی خواهیم و همه مان یک جور، همه مان بدون اینکه یک ضابطه ای در کار باشد عمل بکنیم، خلاف قرآن دارند عمل می کنند، خلاف اسلام دارند عمل می کنند، خلاف مصالح مملکت دارند عمل می کنند.(541)