فهرست کتاب


اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی قدس سره الشریف

تهیه و تنظیم بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران (قم)‏‏

دشمن از هرج و مرج در کشور، سوء استفاده می کنند

این جوان های ما ملتفت باشند که از کجا دارند ضربه می خورند. اینها خیال می کنند که خدمت دارند می کنند، اینها خدمت نمی کنند، اینها در عین حالی که خیال می کنند خدمت می کنند، دارند ضربه می زنند به این جمهوری شما. متوجه باشند آنهائی که می آیند به گوش اینها این حرف ها را می زنند، ببینند از کجا تعلیم می گیرند اینها، کی است که اینها را وادار می کنند که «در ارتش نظم لازم نیست، در ارتش درجه لازم نیست» درجه لازم نیست، یعنی هیچ، یعنی ارتش نه جامعه توحیدی - در - به آن معنائی که آنها می گویند جامعه توحیدی در ارتش، معنایش این است که ارتش نمی خواهیم، شهربانی هم معنایش این است که شهربانی نمی خواهیم، ژاندارمری هم معنایش این است که ژاندارمری نمی خواهیم. در هر جا که یک همچو مسأله ای آنها پیش آوردند معنایش این است که ما هرج و مرج باید باشد، باید ما یک نظمی در کارمان نباشد، مملکت مان بدون نظم، خوب، رئیس جمهور هم نمی خواهیم. جامعه توحیدی است به حسب آنطوری که آنها می گویند. درجه را بکنند که رئیس جمهور هم نمی خواهیم، دولت هم نمی خواهیم، وزرا هم نمی خواهیم، این جز این نیست که بفهمانند به دنیا به اینکه اینها قابل این نیستند که آزاد بشوند.
من یادم است که در آنوقتی که محمدرضا اینجا بود و این گیرودارها و جنگ و نزاع ها بود، کارتر در یکی از حرف هایش (ما پاریس بودیم) گفت که به اینها زیادی آزادی داده اند. او با آن نظر موذیانه اش می خواست بفهماند که این مملکت قابل آزادی نیست، نباید به آن آزادی داد. ما از این باید درس بگیریم که این زیادی به آنها آزادی دادند، او می خواست اینطور بگوید که باید با این ملت همان رفتار را کرد که محمدرضا در زمان قدرتش کرده، آزادی نباید داد به اینها، باید اینها در اختناق باشند تا بشود حفظشان کرد. به نظر او ماها یک حیوان سرکش هستیم که باید مهارمان کرد. به نظر باطل او، اگر - ما - مطلب آنی است که او می گوید که گفت او که اینها قابل این نیستند که به آنها آزادی داد، حالا دیده جلو برده اند اینها و پیش برده اند، حالا هم آن نقشه را می خواهد درست کند که این مملکت و این افراد مملکت زود است برایشان آزادی، زود است برایشان که کارشان دست خودشان باشد. شاهدش این است که در ارتش می روی درجه ها را می کنند که ما نمی خواهیم، ما - چیز - جامعه توحیدی می خواهیم. کدام اسلام گفته جامعه توحیدی به این معنا. اسلام می گوید نظم امور باید بشود. نظم امور با درجات است، نمی شود همین طوری تو از برای خودت، من برای خودم که جامعه توحیدی نمی شود. این ضد جامعه توحیدی است اینکه نظم توی کار نباشد ضد جامعه توحیدی است. اگر بدن انسان این نظم را نداشت و این اطاعت مادون از مافوق را نداشت تمامش به هم می خورد. اگر مغز - اگر - حکم می کرد دست اطاعت نمی کرد، به هم می خورد اوضاعش. آن برای این است که به دنیا بفهمانند امروزی که ما در مقابل قدرت ها ایستاده ایم، قدرتمندها به دنیا بفهمانند که این جامعه قابل نیست از برای اینکه خودش را اداره کند، این نظامش دارد به هم می خورد و خورده است، این بازارش هم دارد به هم می خورد، این کشتش هم دارد به هم می خورد، این محتاج به این است که یک قیمی بالای سرش باشد آن قیم کار را اداره کند. یک نفر آدم را بگذارند بالای سرما و پیش دنیا حجت داشته باشند به اینکه خوب، ما این وحشی ها را خواستیم مهارشان کنیم.(535)

نظام توحیدی یعنی همه دنبال حکم خدا باشند

مسأله نظام توحیدی معنایش این است که همه شان دنبال حکم خدا باشند، همه توجه به خدا داشته باشند، هر کس هر کاری بکند برای خدا بکند، این نظام توحیدی است، یعنی همه یکی است، جوش خوردند به هم. آن نظامی که این برای خودش می کشد، آن برای خودش می کشد و این به آن فحش می دهد، آن به آن بد می گوید، نظام توحیدی نیست، آن نظامی که پائین از بالا اطاعت نمی کند، بالا به پائین ظلم می کند این توحیدی نیست، این نظام شیطانی است، نه نظام الهی. نظام الهی باید همه جهاتش محفوظ باشد، لکن همه متوجه به خدا، ارتشش پائین از بالا خدمت بکند، اطاعت بکند، بالا به پائین محبت بکند و ظلم نکند و همه برای خدا باشد، کشاورزش برای خدا باشد، دانشگاهش برای خدا مشغول کار باشد. این نظام توحیدی است.(536)

جامعه توحیدی یعنی همه به خدا فکر کنند

جامعه توحیدی معنایش این است که در عین حالی که - فرض کنید - سرلشکر هست و دیگران باید از سرلشکر اطاعت بکنند و در عین حالی که سپهبد - فرض کنید اگر باشد - هست و در عین حالی که حکومت هست، همه اینها یک فکر داشته باشند، جامعه توحیدی معنایش این است که همه اینها به خدا فکر کنند، توجه به خدا داشته باشند نه هرج و مرج باشد. جامعه توحیدی اصل قابل وجود به آن معنا که می گویند نیست. جامعه توحیدی به آن معنا که می گوئید خوب، همه رعیت باشند، ما نساج نمی خواهیم، ما دیگر فرض کنید که آن کسی که آهنگر نمی خواهیم، اینکه توحید نمی شود، یکی زحمتش زیاد است، یکی زحمتش کم، جامعه توحیدی در حیوانات هم کم است، در بعضی حیوانات یا اکثر حیوانات جامعه توحیدی است، یعنی اینکه دیگر در حیوانات یک بالا و پائین نیست، در بعضی شان، در مثل موریانه، آنها هم تمدن دارند و می گویند تمدنشان اسبق است از انسان، یا در مثلاً زنبور، زنبور نحل (یعنی زنبور عسل) آنها هم بالا و پائین دارند، اگر بنا باشد که به آن معنا که شما می گوئید جامعه توحیدی معنایش این است که تفاوت مابین افراد نباشد. شما در غیر حیواناتی که آن هم حیواناتی که - آن - تمدن ندارند، در غیر حیوانات در کجای عالم پیدا می کنید که تفاوت نباشد، یعنی همه ما یا مهندس باشیم یا هیچ درس نخوانیم، همه کشور ما یا همه شان باید مهندس باشند، خوب، همه مهندس، ما کشاورزی نمی خواهیم. همه کشاورز، ما کارگر نمی خواهیم. همه کارگر، ما کارفرما نمی خواهیم. پس قابل ذکر است، این یک کلمه توحیدی به گوششان خورده است معنایش را نفهمیدند یا آنهائی که در کار هستند و در کمین هستند که می خواهند این کشور را به هم بزنند و می خواهند باز ما را تحت سیطره امریکا و امثال امریکا قرار بدهند آنها افتاده اند توی اینها، جامعه توحیدی جامعه توحیدی مقصودشان چیست؟ مقصود این است که ما درجه دار و افسر و سرباز نمی خواهیم، همه مان سرباز، اطاعت نمی خواهد، وقتی که کسی فرمان بدهد هیچ کس نباید از او اطاعت کند، یا همه فرمانده، فرمانبر نداشته باشیم، یا همه فرمانبر، فرمانده نداشته باشیم. این کشور می شود؟ این مملکت می شود؟ این خیانت به ارتش نیست؟ این خیانت به اسلام نیست؟ اینها را به گوششان خواندند و یک شوراهائی درست کردند غلطی و به گوش اینها خواندند. می آیند در آنجا، درجه های خودشان را می کنند می دهند به افسر، می گویند تو درجه بده، این جز این است که یک مملکتی را به فساد بکشد، ما در این مملکت یک کاسب نمی خواهیم؟ تاجر نمی خواهیم؟ فرش فروش نمی خواهیم؟ یک مملکت ما همه اش باید یکسان و به قول آنها جامعه توحیدی که آنها می فهمند، جامعه توحیدی باشد که همه یک جور باشند؟ محصل نمی خواهیم برای اینکه اگر تحصیل کرد، خوب فرق می کند با دیگران، جامعه توحیدی نیست این؟ یکی بالاتر، یکی پائین تر. آن کسی که با فکرش یک کار بزرگی انجام می دهد، این با آن رعیتی که با عملش یک جریب زمین را درست می کند، اینها در یک جامعه های عالم یک جور هستند اینها؟ اینها در جامعه های دنیا، کسی که طیاره را درست می کند با آن کسی که چاه می کند برای آب، اینها یک جورند در دنیا؟ اینکه جامعه توحیدی نیست اینکه. آن یک کار دیگر می کند، این یک کار دیگر می کند. آن یک جور دیگر زندگی می کند، این یک جور دیگر. اینها چی می گویند؟ کجای دنیا جامعه توحیدی است که اینجا باشد؟ در شوروی دیگر روسا و مرئوسین نیستند؟ کرملین حکم نمی کند برای همه کشور، سردارها آنجا حکم نمی کنند، صاحب منصب ها آنجا همه اینها از زیر بارشان در می روند، درجه هاشان را می کنند که جامعه توحیدی نیست؟ چین که همین طور است؟ کجای دنیا هست که سرباز همه باشند، هیچ صاحب منصب نداشته باشند، همه صاحب منصب به یک درجه باشند؟ این چه غلطی است که در فکر اینها رفته، خیانت است این به اسلام، خیانت است این به کشور، خیانت است این به ارتش، ارتش باید باشد با همان قدرتی که باید باشد. البته همه به یک فکر باید باشند، جامعه توحیدی این است، تمام ملت ایران باید یک فکر کنند و او این است که خودشان را از زیر بار اجنبی نجات بدهند و خودشان اداره کنند ملت خودشان را، مملکت خودشان را. جامعه توحیدی آن بود که در این نهضتی که پیروز شدید شما، آن بود که در این نهضت پیروز شدید، یعنی همه آمدند با هم به طور وحدت کلمه، وحدت فکر، نه معنای جامعه توحیدی هرج و مرج باشد و نه دولتی باشد و نه ملتی باشد، نه مدیری باشد و نه اداری باشد و نه مهندسی باشد، این یک مسأله ای است که اصلا خطرناک است برای مملکت ما.(537)