فهرست کتاب


اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی قدس سره الشریف

تهیه و تنظیم بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران (قم)‏‏

طرح عدم سلسله مراتب نقشه دشمنان است

حریف ما یک حریف عادی نیست، حریف ما یک حریفی است که کارشناس های آنها تمام اوضاع همه ممالک تحت بررسی قرار داده اند و همه آنجاها مضبوط است پیش شان که باید چه کرد. یک همچو انقلابی که ضربه به آنها زد، این انقلاب را چه جوری باید از بین برد، با دست خود ارتش، ارتش را از بین برد، با دست خود ملا، ملا را از بین برد، با دست خود متدین، دیانت را از بین برد. اینها نقشه است آقا، اینها همین طور نیست قضیه، نقشه اند اینها. اگر یک جامعه ای - سلسله - ارتشش سلسله مراتب نداشته باشد آن ارتش که منحرفین اینطور القا می کنند، می روند درجه شان را می کنند که نه، نباید باشد این، نمی فهمد اینکه درجه اش را می کند چی است، چی می خواهند، ژاندارمری هم مثل آن بشود، شهربانی هم مثل او بشود، پاسدارها هم آنطور بشوند، قوای انتظامی ما بپوسد، از بین بروند، اینکه باید حفاظت یک کشوری را بکند این از بین برود. به این هم قانع نیستند، می روند صحراها را به هم می زنند و نمی گذارند زراعت بشود، غارت می کنند، درخت ها را می برند - نمی دانم - از این بساط درست می کنند، بازار می روند هزار جور بساط درست می کنند، دانشگاه می روند هزار جور حرف درست می کنند. ماها را دارند از باطن می پوسانند، مائی که باید حالائی که رسیدیم به اینجا که این قدرت ها را کنار گذاشته ایم و الآن دنیا دارد نظر می کند و الآن دنیا دارد نظر می کند که این عده ای که این کار را کردند و اعجاب برای دنیا آورده، بعد از این انقلاب چه می کنند. اگر مردم دنیا دیدند که ما بعد از انقلاب هرج و مرج ایجاد کردیم به جای اینکه بفهمیم چه بکنیم، به جای اینکه یک جامعه توحیدی، آنطور جامعه توحیدی که همه منسجم با هم در یک راه با حفظ مراتب مثل بدن انسان، منسجم است بدن انسان، با هم است، حفظ مراتب هم می کنند ولیکن یک جامعه توحیدی است که همه یک جهت، همه یک راه می روند. اگر جامعه ما امروز اینطور نباشد، یعنی همه قوای انتظامی مان با هم هماهنگ نباشند، ملت مان با قوای انتظامی هماهنگ نباشد، این جامعه ای است که زود یا دیر می پوسد و انسجامش از بین می رود. اینها باید با هم باشند، به این معنا جامعه توحیدی می خواهیم. اگر اینطور شد، آسیب بردار نیست، اگر یک مملکتی همه اجزایش با هم چیز شدند، اینها معتصم می شوند، اینها دیگر آسیب برنمی دارند.(534)

دشمن از هرج و مرج در کشور، سوء استفاده می کنند

این جوان های ما ملتفت باشند که از کجا دارند ضربه می خورند. اینها خیال می کنند که خدمت دارند می کنند، اینها خدمت نمی کنند، اینها در عین حالی که خیال می کنند خدمت می کنند، دارند ضربه می زنند به این جمهوری شما. متوجه باشند آنهائی که می آیند به گوش اینها این حرف ها را می زنند، ببینند از کجا تعلیم می گیرند اینها، کی است که اینها را وادار می کنند که «در ارتش نظم لازم نیست، در ارتش درجه لازم نیست» درجه لازم نیست، یعنی هیچ، یعنی ارتش نه جامعه توحیدی - در - به آن معنائی که آنها می گویند جامعه توحیدی در ارتش، معنایش این است که ارتش نمی خواهیم، شهربانی هم معنایش این است که شهربانی نمی خواهیم، ژاندارمری هم معنایش این است که ژاندارمری نمی خواهیم. در هر جا که یک همچو مسأله ای آنها پیش آوردند معنایش این است که ما هرج و مرج باید باشد، باید ما یک نظمی در کارمان نباشد، مملکت مان بدون نظم، خوب، رئیس جمهور هم نمی خواهیم. جامعه توحیدی است به حسب آنطوری که آنها می گویند. درجه را بکنند که رئیس جمهور هم نمی خواهیم، دولت هم نمی خواهیم، وزرا هم نمی خواهیم، این جز این نیست که بفهمانند به دنیا به اینکه اینها قابل این نیستند که آزاد بشوند.
من یادم است که در آنوقتی که محمدرضا اینجا بود و این گیرودارها و جنگ و نزاع ها بود، کارتر در یکی از حرف هایش (ما پاریس بودیم) گفت که به اینها زیادی آزادی داده اند. او با آن نظر موذیانه اش می خواست بفهماند که این مملکت قابل آزادی نیست، نباید به آن آزادی داد. ما از این باید درس بگیریم که این زیادی به آنها آزادی دادند، او می خواست اینطور بگوید که باید با این ملت همان رفتار را کرد که محمدرضا در زمان قدرتش کرده، آزادی نباید داد به اینها، باید اینها در اختناق باشند تا بشود حفظشان کرد. به نظر او ماها یک حیوان سرکش هستیم که باید مهارمان کرد. به نظر باطل او، اگر - ما - مطلب آنی است که او می گوید که گفت او که اینها قابل این نیستند که به آنها آزادی داد، حالا دیده جلو برده اند اینها و پیش برده اند، حالا هم آن نقشه را می خواهد درست کند که این مملکت و این افراد مملکت زود است برایشان آزادی، زود است برایشان که کارشان دست خودشان باشد. شاهدش این است که در ارتش می روی درجه ها را می کنند که ما نمی خواهیم، ما - چیز - جامعه توحیدی می خواهیم. کدام اسلام گفته جامعه توحیدی به این معنا. اسلام می گوید نظم امور باید بشود. نظم امور با درجات است، نمی شود همین طوری تو از برای خودت، من برای خودم که جامعه توحیدی نمی شود. این ضد جامعه توحیدی است اینکه نظم توی کار نباشد ضد جامعه توحیدی است. اگر بدن انسان این نظم را نداشت و این اطاعت مادون از مافوق را نداشت تمامش به هم می خورد. اگر مغز - اگر - حکم می کرد دست اطاعت نمی کرد، به هم می خورد اوضاعش. آن برای این است که به دنیا بفهمانند امروزی که ما در مقابل قدرت ها ایستاده ایم، قدرتمندها به دنیا بفهمانند که این جامعه قابل نیست از برای اینکه خودش را اداره کند، این نظامش دارد به هم می خورد و خورده است، این بازارش هم دارد به هم می خورد، این کشتش هم دارد به هم می خورد، این محتاج به این است که یک قیمی بالای سرش باشد آن قیم کار را اداره کند. یک نفر آدم را بگذارند بالای سرما و پیش دنیا حجت داشته باشند به اینکه خوب، ما این وحشی ها را خواستیم مهارشان کنیم.(535)

نظام توحیدی یعنی همه دنبال حکم خدا باشند

مسأله نظام توحیدی معنایش این است که همه شان دنبال حکم خدا باشند، همه توجه به خدا داشته باشند، هر کس هر کاری بکند برای خدا بکند، این نظام توحیدی است، یعنی همه یکی است، جوش خوردند به هم. آن نظامی که این برای خودش می کشد، آن برای خودش می کشد و این به آن فحش می دهد، آن به آن بد می گوید، نظام توحیدی نیست، آن نظامی که پائین از بالا اطاعت نمی کند، بالا به پائین ظلم می کند این توحیدی نیست، این نظام شیطانی است، نه نظام الهی. نظام الهی باید همه جهاتش محفوظ باشد، لکن همه متوجه به خدا، ارتشش پائین از بالا خدمت بکند، اطاعت بکند، بالا به پائین محبت بکند و ظلم نکند و همه برای خدا باشد، کشاورزش برای خدا باشد، دانشگاهش برای خدا مشغول کار باشد. این نظام توحیدی است.(536)