فهرست کتاب


اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی قدس سره الشریف

تهیه و تنظیم بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران (قم)‏‏

در جامعه توحیدی هدف مشترک است

جامعه توحیدی عبارت از جامعه ای است (توحیدی به معنای حقیقی نه، به آن معنای غلطی که گفته شده است) عبارت از جامعه ای است که با حفظ همه مراتب یک نظر داشته باشند، کانه یک موجودند شهربانی، شهرداری - عرض می کنم که - ارتش، ژاندارمری، سایر قشرهای دولت، ملت، رئیس جمهور، پائین تر، همه با حفظ مراتبشان یک مقصد داشته باشند و آن یک مقصد الهی، کانه همانطوری که یک جامعه توحیدی در خود بدن انسان است. انسان به منزله جامعه توحیدی است، چشم، گوش، دست، اینها، اما هم فرمانفرما دارد، هم فرمانبردار دارد. مغز فرمان می دهد و دست فرمان می برد، اما همه یک راه دارند، همه برای این است که این کشور فردی را (انسانی را) اداره کنند. همه دنبال اینند که فرمان از بالا می آید و پائین هم اطاعت می کند، لکن جامعه توحیدی است اعضای یک موجودند، اعضای یک هیکلند، یک هویتند، لکن در عین حالی که اعضای یک هویتند و همه هم برای همین هویت دارند زحمت می کشند، لکن فرمانفرما و کارفرما و کاربر داریم. مغز فرمان می دهد، اعصاب دنبالش فرمان می برند. دست ها، پاها، چشم، گوش، همه اینها فرمان می برند. جامعه توحیدی است یعنی همه شان برای یک مقصدند. جامعه توحیدی را وقتی که از انسان آوردیم برای جامعه، این فرد که - یک - به منزله یک جامعه توحیدی بود، یعنی قوای مختلفه، اعضای مختلفه در یک فرمان و در یک راه تخطی نمی کنند. قوا مختلف، قوای باطن، ظاهر، اجزا و اعضاء مختلف، دست، پا، سر، چه، لکن همه در فرمان مغز هستند، یا روح هستند و همه رو به یک مقصد هستند و او برای حفظ مثلاً خودش، حفظ هویت خودش، حفظ مصالح خودش، جامعه - توحید - توحیدی معنایش این است که در عین حالی که فرمانبر و فرمانفرما هست، در عین اینکه رئیس جمهور هست - عرض می کنم - مجلس شورا هست و مردم عادی هستند و سرلشکر هست و رئیس ستاد هست و اینها همه باید فرمان ببرند از آن کسانی که فرمانفرما هستند و روی قواعد، لکن همه شان مثل یک بدن می مانند، همه برای یک مقصد باشند، ارتش نکشد یک طرفی و ژاندارمری یک طرف. و در یک کشور اگر ارتش یک طرف بکشد، ژاندارمری یک طرف بکشد، شهربانی یک طرف بکشد، این اختلاف پیدا می شود. همه باید با هم، هم مقصد باشند برای حفظ کشورشان، مقصد حفظ کشور باشد.(531)

لازمه تمدن این است که درجات باشد

معنی جامعه توحیدی به اینطوری که این اشخاص منحرف القا کرده اند در اینها معنایش یک جامعه حیوانی است، در غیر حیوان، جامعه توحیدی ما نداریم. حیوان ها هم، همه اینجور نیستند، حیوان ها هم یک دسته شان متمدنند مثل موریانه، مثل زنبور نر، مثل مورچه، اینها نحل تمدن دارند، اینها هم بالا و پائین دارند. در حیوانات که ادراکاتشان به آن اندازه نیست، جامعه توحیدی است یعنی الاغ ها هم یک جورند، گاوها هم همه یک جورند، فرمانبر و فرمانبردارند. یک همچو جامعه ای را آقایان می خواهند؟ جامعه توحیدی که هیچ درجه داری نباشد، هیچ بالا و پائینی نباشد - فرمانفر - همه باید عطار باشند، اگر عطار نباشند، جامعه توحیدی نیست. اگر مقصود این معناست جامعه توحیدی، جامعه توحیدی در بشر تا حالا وجود پیدا نکرده الا آنوقتی که وحشی بوده اند. اگر یک وقتی بشر وحشی بوده، آنجا یک جامعه توحیدی (هر کسی برای خودش می رفته علفی می چیده و می خورده) اما آن روزی که تمدن در بشر آمده است، لازمه تمدن این است که درجات باشد. لازمه تمدن این است که یکی دکتر باشد، یکی فرض کنید که مهندس باشد، یکی دیگری باشد، یکی سرگرد باشد، یکی چه باشد. این چیزهائی که هست واقعا در عالم، جامعه توحید به آن معنا درست بکنید برگشت به توحش است. آنهائی که این مطلب را در ذهن جوانان ما القا می کنند برای این است که منعکس بشود در خارج که اینها یک جامعه حیوانی هستند، اینها قابل این نیستند که برای خودشان حکومت کنند. کسی که حکومت را قبول ندارد، این هرج و مرج است یک جامعه حیوانی است، این محتاج به سرپرست است. اینها نقشه می کشند که جوان های ما را در ارتش وادار کنند به اینکه هرج و مرج ایجاد کنند، در ژاندارمری هم هرج و مرج ایجاد کنند، در پاسدارها هم هرج و مرج ایجاد کنند، در شهر بانی هم هرج و مرج ایجاد کنند. قوای انتظامی هرج و مرج - که ستون فقرات یک جامعه است به هرج و مرج کشیده بشود. یک مملکت هرج و مرج محتاج به یک قیمند. یک مملکتی که در آن نظام نیست، در آن فرمانبرداری از بزرگترها نیست همه برای خودشان بخواهند یک بساطی درست کنند، معنایش پوسیدن یک جامعه است از داخل.(532)

جامعه ای که از یکدیگر حرف شنوی نداشته باشند، محتاج به قیّم هستند

اسلام هم اینجور نبوده، هیچ، هیچ رژیمی در عالم اینطور نیست که هرج و مرج باشد. جامعه توحیدی، جامعه توحیدی با آنطور که من عرض کردم یک امر مطلوبی است که همانطوری که در بدون انسان یک جامعه توحیدی است، اگر یک ملتی اینطور شد، خودش را نگه می دارد شما دیدید که یک حدودی ملت ما با هم منسجم شدند و غلبه کردند بر همه چیز، اگر همه قوای انتظامیه و همه قشرهای ملت از روحانی تا دانشگاهی تا بازاری تا کارگر تا زارع، همه اینها اگر چنانچه منسجم بشوند به هم، - با عین - در عین حالی که مراتب محفوظ است بین خودشان، لکن منسجم باشند با هم، مجتمع باشند با هم، یک بدن، حال یک بدن پیدا کنند، همانطوری که بدن انسان جامعه توحیدی است، جامعه هم یک بدن بشود، اگر اینطور بشود، آسیب دیگر بر نمی دارد این، این معنای جامعه توحیدی، به این معنا صحیح است، این معنای صحیح جامعه توحیدی است. اگر در یک کلامی، برای آدمی که ملتفت بوده است مسائل را، یک کلمه جامعه توحیدی واقع شده است. مقصود این است، و اما مطلب غلطش را انداخته اند توی اذهان جوان های ما، در عین حالی که حسن نیت دارند، در عین حالی که صفای باطن دارند، ولی بازی می خورند. می خواهند زمینه را این شیاطینی که افتاده اند، توی هم ارتش هست، هم ژاندارمری هست، هم شهربانی هست، هم بازار و هم کوچه هست، اینها شیاطینی هستند که می خواهند زمینه را فراهم کنند برای حکومت طاغوتی. من حالا به شما می گویم (سنم هم اینقدرها نیست، ممکن است که قبل از این حرف ها بروم از اینجا) لکن شما یادتان باشد این مطلب که این برنامه ای که الان دارند بعضی از مغرضین می ریزند و جوان های ما را گول می زنند. این برنامه این است که آمریکا را به ما مسلط کنند. - آمریکا بفهماند - همه مطبوعات آمریکا شروع کنند و غرب، همه اینهایی که با شما دشمنند، شروع کنند به اینکه یک مملکت هرج و مرجی است، نظام ندارد این مملکت، بالا و پائین ندارد، مثل حیوانات همه به جان هم ریخته اند، همه مخالف هم هستند، همه از هم تخلف می کنند، هیچ یک از هیچ کس حرف نمی شنود یک همچو جامعه ای محتاج به قیم است. دنیا حکم می کند که ایران محتاج به قیم است، قیم برایش پیدا بکنید، راه را باز می کنند برای اینکه یک قیمی مثل محمدرضا بالای سرما بیاورند، یک قیمی مثل رضاخان - بالا سر - بالای سر ما بیاورند.(533)