فهرست کتاب


اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی قدس سره الشریف

تهیه و تنظیم بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران (قم)‏‏

متاع بزرگمان اسلام را آنطوری که هست به عالم عرضه کنیم

خدای تبارک و تعالی شما را انشاءالله از پاسداران اسلام، قرآن و احکام خدا قرار بدهد و همه ملت را پاسدار قرار بدهد. خدای تبارک و تعالی به شما سعادت عنایت کند و شما را پاسدار خودتان قرار بدهد. خدای تبارک و تعالی همه شما را عزت سلامت و عظمت و قدرت دهد که این مملکت را همانطور که تا حالا به پیش راندید و دست های خائنین را قطع کردید از این به بعد هم به پیش برانید و این تتمه ها را از بین ببرید. یک مملکت اسلامی که ما بتوانیم عرضه کنیم که ما این را می خواستیم و اگر شما متاعتان را آنطوری که هست عرضه کنید همه از شما می پذیرند. متاع خوب را همه می پذیرند و متاع ما خوب است، مگر خودمان خرابش کنیم. متاع، قرآن است، اسلام است. اگر خدای نخواسته ما یک تصرفی از پیش خودمان نکنیم، یک کارهای خلافی نکنیم و متاع بزرگمان آنطوری که هست به عالم عرضه کنیم که این جمهوری اسلامی بود که ما می خواستیم، این وزارتخانه های ماست که اسلام می خواهد، این ارتش ماست، این ژاندارمری ماست، این پاسبان شهربانی ماست، این ادارات و سایر قشرهای ما هستند، این پاسدارهای ما هستند، این را اگر ما عرضه کنیم، آنطوری که خدا می خواهد باشیم و عرضه کنیم به عالم، یک متاع بسیار خوب است، همه طالبش هستند و انشاءالله خواهید دید که ممالک اسلامی یکی پس از دیگری به شما اقتداء می کنند و یک وقت هم اسلام آن قدرتی که در صدر اسلام برای اسلام بود، آن قدرت را پیدا می کند که دو امپراطوری بزرگ عالم را که آنوقت از آنها بالاتر نبود شکست داد. یک جمعیت که غلبه کرد بر دو امپراطوری بزرگ عالم، که امیدوارم شما همین طور. خداوند انشاءالله همه تان را تأیید کند، این برادر عزیز ما را تأیید کند.(523)

این اسلام در دست ما امانت است

مطلب دیگری که باز دنباله همین مسائل است، این است که روحانیون در هر جا که هستند، چه ائمه جمعه و چه ائمه جماعات و چه کسان دیگری که مشغول شغل روحانی هستند، اسلام امروز به ملت ما و به شما که شاخص هستید و اولی هستید سپرده شده است، ما امروز همه پاسدار اسلام هستیم، تمام ملت از دولتی ها گرفته و قوای نظمی و انتظامی گرفته و نظامی و انتظامی گرفته و تا همه قوای مسلحه، همه بازارها، همه اداره جات، تمام ملت بی استثنا مسؤول هستیم در مقابل خدای تبارک و تعالی برای این امانت. این اسلام که امانت است و دست ماست، اگر ما به این امانت خدای نخواسته خیانت بکنیم، این یک گناهی است که معلوم نیست که آمرزیده بشود، فرق دارد با گناه های دیگری حتی با کبائر گناه های دیگر، برای اینکه بسیاری از گناه ها هست که به خود انسان بر می گردد، به جامعه بر نمی گردد، لکن خیانت به این امانت، خیانت به اسلام و خیانت به ملت های باید توجه کنید که اگر مسلم است باید توجه کنید که اگر اشخاصی در تمام این ارگان هائی که الان بعد از انقلاب بوجود آمده، چه آنهائی که خودرو پیدا شده اند و خود ملت آنها را ایجاد کرده اند و چه آنهائی که مثلاً مقامات ایجاد کرده اند، باید توجه به این معنا بکنید که اگر چنانچه اینها یک قدم بردارند بر خلاف اسلام، بر خلاف مصالح مسلمین، مسؤول هستند، مسؤولیتی که بالاتر از آن مسؤولیتی است که انسان نسبت به کارهای خودش دارد، شخصی خودش دارد.(524)

رفتارهای ما به حساب اسلام گذاشته می شود

الان مکلفیم ما، مسؤولیم همه مان مسؤولیم، نه مسؤول برای کار خودمان مسؤول کارهای دیگران هم هستیم کلکم راع و کلکم مسؤول عن رعیته همه باید نسبت به همه رعایت بکنند، همه باید نسبت به دیگران، مسؤولیت من هم گردن شماست، شما هم گردن من است. اگر من پایم را کج گذاشتم شما مسؤولید اگر نگوئید چرا پایت را کج گذاشتی. باید هجوم کنید، نهی کنید که چرا؟ اگر خدای نخواسته یک معمم در یک جا پایش را کج گذاشت، همه روحانیون باید به او هجوم کنند که چرا بر خلاف موازین؟ سایر مردم هم باید بکنند و نهی از منکر اختصاص به روحانی ندارد، مال همه است، امت باید نهی از منکر بکند، امر به معروف بکند. اگر ما ملت که الان مدعی هستیم که رژیم ما اسلام است، حکومت، حکومت عدل است و امثال ذلک و به دنیا هم اعلام کردیم و دنیا هم شناخته مملکت ما را به اسم جمهوری اسلامی، ممالک دیگر شناختند اکثرا و الان ما را یک رژیم اسلامی می دانند، اگر چنانچه ما محتوای این رژیممان اسلامی نباشد و کارهائی که می کنیم منطبق نباشد با قوانین اسلام، سر یک قضایای جزئیه ای با هم معارضه بکنیم، سر یک قضایای جزئیه ای باهم دشمنی بکنیم، سر یک قضایای جزئیه ای برای دیگران کارشکنی بکنیم که همه اینها مخالف با قواعد اسلام است، اگر یک همچو چیزی بشود و دنیا بگوید که اسلام هم همین است، همین رژیم است، دیگر همه سر یک کرباس هستید. این قضیه این نیست که ما در یک جنگی شکست خوردیم، سیدالشهدا سلام الله علیه از یزید شکست خورد همه را کشتند لکن همچو شکستی به رژیم معاویه داد که تا ابد دفن شان کرد. ما اگر کشته می شدیم در این نهضت شاید ما هم دفن می کردیم رژیم را، اما حالا که ما پیروز شدیم و رسیدیم به این مرتبه، اگر اختلافات بین خودمان حالا شروع بشود، اگر نزاع های شخصی بین خودمان حالا شروع بشود، اگر سر یک کارهائی جزئی با هم اختلاف بکنیم، اگر خدای نخواسته پاسداری برود منزل مردم و تعدی بکند، اگر دادگاهی رای بر خلاف اسلام بدهد، اگر کمیته ای بر خلاف موازین اسلامی عمل بکند، این دیگر پای این حساب نمی شود که در رژیم طاغوتی دارد این کارها می شود در رژیم اسلامی دارد این کار می شود، در حکومت اسلامی دارد این کار می شود، این پای اسلام حساب می شود، دشمن های ما این را پای اسلام حساب می کنند. یکدفعه می بینیم که در همه روزنامه های خارج صریحا نوشتند به اینکه اینها همان است فرقی ندارد. اینجا هم که جرات نمی کنند به طور صحیح بنویسند، به طور کنایه می نویسند. الان خوف از این دشمن ها بیشتر از خوف محمد رضا بود، محمد رضا جنگ بود و نزاع بود و زد و خورد بود و بحمدالله زدید و بیرونش کردید. حالا که جنگ نیست، الان جنگ قلم است، الآن جنگ اعصاب است، آن جنگ نیست که آسان است. الان یک همچو جنگی هست که در خارج و داخل قلم ها را برداشته اند و می خواهند بر ضد اسلام چیزی بنویسند، نه بر ضد من و شما و زید و بکر، بر ضد اسلام. اینها از اسلام می ترسند، از من و تو نمی ترسند. اینها از اسلام می ترسند اسلام بود که جوانهای ما را غلبه داد بر توپ و تانک و همه چیزها، بر همه قدرت ها ملت ما را غلبه داد. اگر این پاسبان های ما بعد از این غلبه یک کاری بکنند که اسباب شکست اسلام بشود، این مسؤولیت غیر مسؤولیت آدمکشی است، غیر مسؤولیت گناه هاست، این یک گناهی است که قابل بخشیدن نیست.(525)