فهرست کتاب


اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی قدس سره الشریف

تهیه و تنظیم بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران (قم)‏‏

امروز گناه شخص را به حساب مکتب می گذارند

همین الان در داخل هم بسیار هست از اینهائی که با جمهوری اسلامی مخالفند. با جمهوری مخالف نیستند با جمهوری اسلامی اش مخالفند. اینها همه چشم هایشان را دوخته اند که از ما یک خطائی ببینند یکی را هزار تا کنند، در نوشته هاشان، در مجله هاشان در روزنامه هاشان خارج، داخل یک مطلب جزئی را بزرگش کنند. این اشخاص دشمن با ما هستند که با قلم های زهر آلودشان می خواهند این نهضت را آلوده کنند، ننگین کنند، به عالم نمایش بدهند که اسلام هم همین است. حالائی که اسلامی شده است و اینها ادعا می کردند که حکومت اسلامی یک حکومت عدالت است، دولت اسلام دولت عادل است، پاسبان اسلام یک پاسبان عادل است. اگر خدای نخواسته یک اشتباه و خطائی بکنیم اینطور نیست که یک شخص اشتباه کرده، یک شخص خطا کرده، پای شخص اینها حساب نمی کنند، اینها که می خواهند مکتب ما را آلوده کنند پای مکتب حساب می کنند یعنی بی انصافی می کنند. شخص اگر یک کاری کرد به مکتب مربوط نیست لکن آنها دنبال اینند که گناه شخص را پای مکتب بگذارند. بنابراین از من تا آقا، تا همه اقشار ملت الان پاسداری از اسلام به این معنا که همچو پاسداری بکنند که بهانه دست این اشخاصی که بهانه گیر هستند و جرم من و جرم شما را پای مکتب حساب می کنند، یک همچو بهانه ای دست اینها ندهید، از خودمان پاسداری کنیم، بدانیم که ما تحت مراقبت دشمن هستیم، تحت مراقبت دوست هستیم، تحت مراقبت اولیاء خدا هستیم، تحت مراقبت خدا هستیم. عالم محضر خداست، الان ما در محضر خدا هستیم، خدا همه جا هست، حضور دارد. اگر خلافی بکنیم در حضور خدا خلاف کردیم، در محضر خدا خلاف کردیم. و با ادعا به اینکه جمهوری اسلامی است و الان هم رژیم، رژیم جمهوری اسلامی است، اگر خدای نخواسته به وظائفی که باید پاسدار عمل کند عمل نکنیم، من هم پاسدارم آقا هم پاسدار است و شما همه، همه ملت اسلام پاسدار اسلام کلکم راع و کلکم مسؤول همه باید رعایت بکنند، همه مسؤول هستند. اگر بنا باشد که خدای نخواسته در یک قطعه از زمان که حساسترین قطعات زمان است بر کشور ما و بر اسلام، اگر خدای نخواسته از پاسدار، چه پاسدار روحانی که آنها هم همه پاسدارند (روحانیون) و چه شما آقایان که پاسدار هستید، اگر از این دو قشر پاسدار اشتباه و خطائی واقع بشود، اینهائی که دشمنند پای اسلام حساب می کنند، دوستان نه، دشمن ها پای اسلام حساب می کنند و مکتب ما را می کوبند. و این یک مسؤولیت بزرگی است برای همه. اینطور نیست که من خیال کنم یا شما خیال کنید که خوب معصیت کارم و بینی و بین الله مثلاً چه. نه مسأله این نیست مسأله مکتب است، مسأله اسلام است. الان ما در یک وقتی واقع شدیم که حیثیت اسلام دست ماهاست. اگر ما در رژیم سابق یک اشتباه و خطائی می کردیم پای اسلام حساب نمی شد این یک رژیم طاغوتی بود، نمی گفتند که دولت اسلامی کذا، می گفتند در دولت طاغوت این واقع شده است. دشمنان هم نمی گفتند که دولت اسلامی، در اسلام این است. دولت ها هم نمی گفتند. امروز که اسلام است امروز که دولت اسلامی است، مملکت رژیمش جمهوری اسلامی است، شماها پاسدار اسلام، همه ما انشاء الله پاسدار اسلام هستیم، اگر چنانچه حالا یک خطائی واقع بشود فرم این خطا با خطای سابق فرق دارد، برداشت دشمن های ما در این جمهوری اسلامی با برداشتشان در رژیم طاغوتی فرق دارد پای اسلام حساب می شود.(519)

امروز همه در این مسؤولیت بزرگ مشترکیم

این یک مسؤولیت بزرگی است به عهده ما، مسؤولیت بسیار بزرگی است به عهده این آقا که سر پرست پاسداران هست، این مسؤولیت بزرگی است به عهده هر یک، یک شما که عده ای در تحت نظارت شما هست، مسؤولیتی است برای خود آن افرادی که پاسدار هستند، همه در این مسأله مشترک هستیم که مسؤولیت داریم. من یک جور مسؤولیت دارم، آقا یک جور مسؤولیت دارد، شما آقایان یک جور مسؤولیت دارید، قشرهای ملت، پاسدارهای دیگر، قشرهای دیگر همه مسؤولیت داریم برای اینکه امروز خطای ما خصوصا خطای قشر روحانی و قشر پاسدار، قشر پاسدارهای اسلام، اینها پای اسلام حساب می شود یعنی دشمن های ما می آیند ثبتش می کنند به نام اسلام و در خارج و داخل، در خارج با صراحت، در داخل با اشاره منعکس می کنند که جمهوری اسلامی همین است. حالا که ما هیچ کاری نکردیم، معممین دیکتاتوری نکردند، خوب حالا دارند به ما می گویند دیکتاتور. معممین متوجه باشند که اشخاص می خواهند برای شما مناقشه کنند. اگر خدای نخواسته در یک جا یک معممی یک خلافی بکند، یک روزی خدای نخواسته به کسی زور بگوید، می گویند همه آخوندها دیکتاتور هستند همه دیکتاتورند، از آنوقت تا حالا دیکتاتوری محمد رضا بود، حالا دیکتاتوری عمامه و کفش است. اینها دنبال اینند که درست کنند و ما باید مراقبت کنیم. این مراقبت یک مراقبتی که شما از دزدها می کنید، خیانتکارها می کنید، این مراقبت بالاتر است. این مراقبت یک مراقبتی است که اساس اسلام در خطر است، مکتب در خطر است.(520)

اساس این است که مکتب شکست نخورد

اگر فرض کنید که توطئه ها جمع بشود خدای نخواسته (همه توطئه هائی که می گویند هست ولو باور نکنید که اساسی دارد، لکن خوب شایعات است) شما اگر فرض کنید که توطئه ها همه با هم جمع بشود و شما پاسدارها و این آقا و این بنده و همه را بیایند از بین ببرند اما مکتب مان محفوظ باشد، ما شکست نخوردیم، ما به وظیفه مان عمل کردیم، نتوانستیم مطلب را به آخر برسانیم چون قدرت نداشتیم. حضرت امیر صلوات الله علیه نتوانست در جنگ معاویه غلبه کند، مغلوب شد یعنی همان اشخاصی که باخودش بودند، همان اشخاص مخالفت کردند با او و مغلوبش کردند، لکن مکتبش محفوظ بود. سیدالشهدا مکتبش محفوظ بود و خودش شهید شد. شهادت گاهی مکتب را پیش می برد و شاید اکثرا اینطور باشد. خدا نکند که یک وقت شهادت مکتب پیش بیاید، اسلام را لکه دار کنند، جمهوری اسلامی را بگویند این رژیم مثل همان رژیمی، برای اینکه ما باید از افرادش، از اشخاصی که تبع او هستند بشناسیم و ما وقتی که اطراف و افرادش را ملاحظه می کنیم می بینیم اینها از همان سنخ کارها می کنند، اینها هم منزل مردم می ریزند. بحق هم باشد نباید کرد، در صورتی که بحق هم باشد، نباید یک کاری کرد که صورت، صورت باطل است، ولو واقع حق است، بعضی به او صورت باطل می دهند. تحت مراقبت هستیم و هستید. این مراقبت از دشمن که دنبال اینند که ما را معرفی کنند به دنیا که اینها اینطور هستند. شما ملاحظه کردید که یک عده معدود جنایتکاری که اگر وجودش محفوظ می ماند، مثل یک غده سرطانی جامعه را فاسد می کرد، این عده معدود را شما ملاحظه کردید که وقتی که دادگاه اسلامی اینها را حکم به اعدام کرد و اعدام کرد سرو صدا از اطراف بلند شد و ما را به عنوان هیتلر خواندند. قضیه را می دانند، لکن دنبال اینند که یک چیزی از ما پیدا بکنند و یکی را هزار تا بکنند.(521)