فهرست کتاب


اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی قدس سره الشریف

تهیه و تنظیم بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران (قم)‏‏

باید از حالت شیطانی به حالت رحمانی متحول شویم

کارها را باید عوض کرد، باید تحول پیدا کرد، باید همه ملت متحول بشود. این نباشد که ما متحول، انقلاب چیز کردیم، از طاغوت بیرون، باید انقلاب باطنی بکنیم، باید نفوسمان هم منقلب بشود، اگر تا حالا در تحت سلطه شیطان و طاغوت بوده است، متحول بشویم و بیرون برویم از این پوشش شیطانی به پوشش رحمانی. آن به این است که ما مطابق نظام اسلام عمل کنیم. رباخواری مخالف با نظام اسلام است، جنگ با خداست به حسب قرآن فاذنوا بحرب من الله(501) بیائید به جنگ خدا، اینها به جنگ خدا رفتند.
اگر بازار مسلمان ها همان بازار زمان طاغوت باشد، نمی تواند بگوید که من رژیم اسلامی را قبول کردم، نخیر، شما در تحت رژیم شیطان هستید و طاغوت هستید باز و هکذا همه قشرها. یک مسأله ای است مال همه قشرها و ما اول برای خودمان قبول می کنیم مسأله را و بعد هم برای همه تان. مسؤول اول خود ما هستیم و بعد هم همه شما فکر اسلام باشید که این مسأله را نگذارید صدمه بخورد، از دست ما صدمه بخورد. از دست دشمن ها می خورد، اگر دولت ها با هم باشند آسیب نمی توانند بزنند، آسیب نمی توانند بزنند، اما اگر چنانچه ماها از دست به جان هم بیفتیم، با هم مختلف باشیم، ماها بخواهیم هر کدامی یک کاری را انجام بدهیم، از نظم اسلامی بیرون برویم، از تحت فرمان حکومت اسلامی بیرون برویم، از فرمان خدا بیرون برویم آسیب می بینیم، از باطن ما را از هم منفصل می کنند و آسیب پذیر می کنند، و الان تمام افکار، افکار آنهائی که می خوردند مال این ملت را، متوجه این معنا است.(502)

کاری کنید که ایران سربلند باشد

ولی آن چیزی که باید من عرض کنم به شما آقایان که سران این جمعیت هستید، این است که کاری بکنید که این نهضت لکه دار نشود. شما الان جزء جنود الهی هستید، جندالله شما هستید، شما لشکر خدائید، کسی که لشکر خداست اگر خدای نخواسته یک کاری بکند که مرضی خدا نباشد و آنوقت یک جوری باشد که گفته بشود که خوب، اینها هم مثل سابق، اینها حالا دستشان رسیده به یک چیزی اینها هم زور می گویند به مردم، اینها هم اذیت می کنند مردم را، اینها هم مثلاً مال مردم را خدای نخواسته برمی دارند، اینطور نباشد. به جوان هایتان سفارش کنید، از قول من سلام به همه برسانید، سفارش کنید که شما جوان ها جند خدا هستید، شما دست خدا هستید، شماها کاری بکنید که ایران سربلند باشد در دنیا، ما پیش خدا سربلند باشیم، خود شما پیش خدا آبرومند باشید. یک وقتی کاری نشود که ملت ها، دیگران ما را تعیب(503) کنند به اینکه شما دستتان نمی رسید، حالا که دستتان رسید شما هم همان هستید. بفهمانید به آنها که نه، ما برای دنیا پا نشدیم راه بیفتیم وگرنه معقول نیست که آدم جانش را بدهد برای دنیا. کسی که دنیا را می خواهد جانش را می خواهد حفظ کند تا دنیا را ببلعد، شمائی که جانتان را در معرض خطر قرار دادید اگر یک وقتی در بین تان یک جوانی، یک جاهلی پیدا شد که یک کاری انجام داد خلاف موازین، خودتان جلویش را بگیرید، نصیحت شان کنید، نگذارید یک طوری بشود که در دنیا منعکس بشود که ایران وقتی که به نوا رسیدند خودشان ریختند و چه کردند و چه کردند. من امیدوارم که خداوند موید شما باشد، خداوند پشتیبان شما باشد با قدرت جلو بروید،اتکالتان به یک مبداء قدرتی است که هیچ قدرتی در مقابل او چیزی نیست، با همان قدرت جلو بروید و شما پیروزید بحمدالله.(504)

حفظ حیثیت نظام به شماها بسته است

لکن مسأله ای که باید من عرض کنم و کراراً هم عرض کرده ام، این است که این انقلاب در اول که واقع شد به طور سرعت و به طور غیر مترقب، یکدفعه مثل یک جامی که بترکد یک دفعه هجوم کرد و قدرت های بزرگ را از بین برد. لکن بعد از اینکه این پیروزی حاصل شد، کم کم یک سستی های مختصری، یک چیزهای کمی در همه جا، هم در کمیته ها و هم در دادگاه ها و هم در پاسداران و هم در قشرهای دیگر یک کمبودهائی پیدا شد. من باید به شما آقایان و همه ملت ایران خصوصا آنهائی که مشغول فعالیت هائی برای نهضت و انقلاب هستند عرض کنم که همانطور که پیروزی انقلاب مرهون شماهاست، حفظ حیثیت انقلاب هم بسته به شماهاست. انقلاب، یک دفعه انقلاب ملی است، نه اسلامی، یک انقلاب حزبی است، نه اسلامی، آن یک وضعی دارد، یک وقت مثل انقلاب ایران که یک انقلاب اسلامی است و همه دیدیم و دیدید که جز فریاد الله اکبر و اینکه ما جمهوری اسلامی می خواهیم، هیچ صدای دیگری نبود. تمام ملت در سرتاسر کشور فریاد می زدند که «جمهوری اسلامی»، «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی». این یک مسأله اسلامی است و ملت ما عاشق اسلام بود که در همه اطراف با دست تهی سینه های خودشان را سپر کردند، جوان های خودشان را بردند در میدان، زن ها و مردها رفتند و مبارزه کردند و پیروز شدند. این قدرت اسلام بود والا نه حزبی می توانست این کار را بکند و نه ملیتی می توانست این کار را بکند. و اگر ملاحظه کنید، جنبش های ملی و جنبش های حزبی، هیچ وقت اینطور نبوده است که تمام ملت، بچه، بزرگ، زن، مرد همه یکصدا دنبالش باشند، این قدرت اسلام بود که همه را با هم همصدا کرد و همه را با هم بسیج کرد برای اینکه پیروز بشود و پیروز شد. ملت ما اسلام را می خواهد و نه چیز دیگری را. اگر ملیت را می خواهد، در پناه اسلام می خواهد. خیال می کنند که اگر یکصد نفر، دویست نفر، پانصد نفر را دور خودشان جمع کردند و یک عده هم نشریات برای خودشان درست کردند، اینها می توانند یک کاری در مقابل ملت بکنند. ملت اسلام را می خواهد و اسلام و ملت، روحانیت را به رسمیت شناخته است و می خواهد.(505)