فهرست کتاب


اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی قدس سره الشریف

تهیه و تنظیم بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران (قم)‏‏

کاری کنید که اسلام از ما گله مند نباشد

ما ادعا می کنیم که ما روحانیون می گذاریم، ما اول باید از خودمان مایه بگذاریم. بیخود هی نگوئیم ما خوبیم و دیگران بد، مائی که دعوی این را داریم که ما هستیم که اسلام را می خواهیم ترویج کنیم، اسلام را می خواهیم تقویت کنیم، علاقه به اسلام داریم، احکام اسلام پیش ماست. ما، باید احکام اسلام را پخش بکنیم. مائی که این مسائل را داریم می گوئیم و خودمان هم به صورت یک نفر آدمی که به اسلام به همه معنا ایمان آورده است و قبول دارد همه چیزش را و یک آدم متقی صالح کذاست، اگر خدای نخواسته در باطن برخلاف این باشیم، منافق نیستیم؟ همان ابوسفیان منافق است؟ من و شما هم منافقیم، آن ایمانش را عرضه می کرد و نداشت، شما هم کمال ایمانتان را عرضه می دارید بله، مسلمان هستید، اما منافقید، این مسلمان منافق در جهات دیگر. اینها هیچ کدام مهم نیست، مهم این است که اسلام دست ما آمده است، امانت خداست. دست ما آمده است، این امانت را باید به آنطوری که هست بدهیم به اعقابمان، عرضه کنیم این اسلام را به آنطوری که واقع اسلام است به دنیا، و خودمان جوری نکنیم که این اسلام را یک طور دیگر نمایشش بدهیم به غیر، آنطوری که هست نمایشش بدهیم. این دیگر فرق نمی کند بین آن بچه طلبه و طلبه نارسی که تازه تو مدرسه رفته است و شما آقایان که از علما هستید و در مساجد هستید با سایرین، هیچ فرقی مابین آنها نیست، منتها شما آقایان که بزرگتر و بالاتر هستید، مسؤولیت تان بیشتر است امثال من طلبه است، اما همه مسؤولند، مسؤولیت کم و زیاد دارد، به حسب اختلاف نفوس، اختلاف سعه کلمه، کاری بکنید که اسلام از ما گله مند نباشد، قرآن کریم از ما گله مند نباشد، که آقایان که شما خودتان را می گفتید که ما مروج قرآن هستیم، مبین احکام قرآن هستیم، چرا خودتان یک کاری دارید می کنید یا کردید که اسلام یک جور دیگر جلوه کند پیش مردم.(499)

امروز مسند و مسؤولیت ما خیلی خطرناک است

خیلی مواظب باشید، این مسند خطرناک است، این عمامه خطرناک است، این محاسن خطرناک است خودتان را از این خطرها نجات بدهید، حفظ کنید خودتان را، این مال ما، همه همین طور، فرق ندارد، اسلام مال اهل علم نیست، اسلام مال همه است، این امانتی است که خدا به همه داده است. شما هم اگر چنانچه فرض کنید پاسدارید و در یک جائی به اسم پاسداری اسلام، پاسداری شدید، شما حالا پاسدار طاغوت نیستید، پاسدار اسلام هستید، اگر چنانچه پاسدار اسلام هم یک کاری بکند که بگویند اینها هم مثل سابق، در بین همین مردم ضعیف الایمان هست که می گویند که ایکاش نشده بود برای اینکه ما حالا از دست بعضی از مامورین بیشتر برایمان بد می گذرد از سابق، ولو درست نمی گویند لکن خوب، گفته می شود، آنها هم که شیطانند تزریق می کنند به آنها یک همچو مسائلی.
این یک مسأله ای نیست که مربوط به من و آقا و آقا باشد، این یک مسأله ای است مربوط به ملت است، یک ملتی که اسلام را رای به او داده، گفته است، رای داده ملت به جمهوری اسلامی، یعنی قبول کرده است که باید ما نظاممان نظام اسلام باشد، آنوقت اینکه قبول کرده است که نظامش باید نظام اسلامی باشد، پاسدار است، برخلاف نظام اسلام عمل می کند، کاسب است برخلاف نظام اسلام عمل می کند. نظام مال همه است، نظام یک چیزی است که همه ملت در تحت پوشش نظم باید باشد. بازاری یک کاری می کند که برخلاف آن نظامی است که اسلام قرار داده است و هکذا، ادعا کردید که ما اسلام را قبول کردیم رژیممان حالا رژیم اسلامی است، از طاغوت منتقل شدیم به الله، از حکومت شیطان بیرون آمدیم تحت حکومت رحمان رفتیم، ما که این ادعامان است همه ملت رای به این دادند، اگر کارهای زمان طاغوت را اعاده کنند، اینها در این ادعا منافق بودند.(500)

باید از حالت شیطانی به حالت رحمانی متحول شویم

کارها را باید عوض کرد، باید تحول پیدا کرد، باید همه ملت متحول بشود. این نباشد که ما متحول، انقلاب چیز کردیم، از طاغوت بیرون، باید انقلاب باطنی بکنیم، باید نفوسمان هم منقلب بشود، اگر تا حالا در تحت سلطه شیطان و طاغوت بوده است، متحول بشویم و بیرون برویم از این پوشش شیطانی به پوشش رحمانی. آن به این است که ما مطابق نظام اسلام عمل کنیم. رباخواری مخالف با نظام اسلام است، جنگ با خداست به حسب قرآن فاذنوا بحرب من الله(501) بیائید به جنگ خدا، اینها به جنگ خدا رفتند.
اگر بازار مسلمان ها همان بازار زمان طاغوت باشد، نمی تواند بگوید که من رژیم اسلامی را قبول کردم، نخیر، شما در تحت رژیم شیطان هستید و طاغوت هستید باز و هکذا همه قشرها. یک مسأله ای است مال همه قشرها و ما اول برای خودمان قبول می کنیم مسأله را و بعد هم برای همه تان. مسؤول اول خود ما هستیم و بعد هم همه شما فکر اسلام باشید که این مسأله را نگذارید صدمه بخورد، از دست ما صدمه بخورد. از دست دشمن ها می خورد، اگر دولت ها با هم باشند آسیب نمی توانند بزنند، آسیب نمی توانند بزنند، اما اگر چنانچه ماها از دست به جان هم بیفتیم، با هم مختلف باشیم، ماها بخواهیم هر کدامی یک کاری را انجام بدهیم، از نظم اسلامی بیرون برویم، از تحت فرمان حکومت اسلامی بیرون برویم، از فرمان خدا بیرون برویم آسیب می بینیم، از باطن ما را از هم منفصل می کنند و آسیب پذیر می کنند، و الان تمام افکار، افکار آنهائی که می خوردند مال این ملت را، متوجه این معنا است.(502)