فهرست کتاب


اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی قدس سره الشریف

تهیه و تنظیم بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران (قم)‏‏

شکست امروز نهضت به واسطه کجروی ماها، شکست برای همیشه است

و امروز روزی است که اگر خدای نخواسته ما در این نهضت شکست بخوریم، شکست خوردیم تا آخر. یک وقت بود که ما هی می گفتیم که طاغوت هست، انشاءالله حکومت اسلامی بشود، انشاءالله آن درست می شود، همه حرفمان این بود، ملت هم فریاد کردند که ما اسلام را می خواهیم.
اگر خدای نخواسته حالا یکی اینطور شده، به واسطه کجروی ماها، کجروی طوائف مختلف، کجروی احزاب، بعضی از احزاب، اگر خدای نخواسته از باطن ما را تهی کنند و ما را به جان هم بریزند و مهم این نیست، مهم اینست که با به جان هم ریختن، صورت اسلام را یک جور دیگر جلوه بدهند به دنیا، بگویند سروکار آنها با دنیاست. قلم آنها دستشان هست، همه چیزهای گروهی، رسانه های گروهی دست آنهاست، ماها یک ملت ضعیفی هستیم، و جز یک حربه که ایمان بود، نداشتیم. همه تبلیغات مال آنهاست، ما راه تبلیغی نداریم، کاری ما نکنیم در همه تبلیغاتشان و همه جای دنیا بگویند که اسلام اینطوری بود که در ایران بود.
شما ملاحظه می کنید در بعضی از این ممالک که اسم اسلامی رویش هست، الان هم در همه جا می گویند که اسلام این است که در اینجاست، خوب، این یک چیز، مائی که ادعا داریم و ادعا می کنیم همه مان - و صحیح هم هست ادعامان - که اسلام آن نیست که آنها می گویند، اسلام یک اسلامی است که حکومتش یک حکومت خاص است، رژیمش یک رژیمی است غیر همه رژیم های دنیا، عدل و انصاف هست در آن، حکومت خداست مائی که این حرف را می زنیم - و صحیح هم هست حرفمان - اگر گفتارمان با اعمالمان مخالف باشد، مگر منافق چیست؟ یک دسته از منافقین در صدر اسلام بودند که گفتارشان با واقعشان مخالف بود، راجع به اصل اسلام می آمدند می گفتند ما مسلمانیم و نبودند.(498)

کاری کنید که اسلام از ما گله مند نباشد

ما ادعا می کنیم که ما روحانیون می گذاریم، ما اول باید از خودمان مایه بگذاریم. بیخود هی نگوئیم ما خوبیم و دیگران بد، مائی که دعوی این را داریم که ما هستیم که اسلام را می خواهیم ترویج کنیم، اسلام را می خواهیم تقویت کنیم، علاقه به اسلام داریم، احکام اسلام پیش ماست. ما، باید احکام اسلام را پخش بکنیم. مائی که این مسائل را داریم می گوئیم و خودمان هم به صورت یک نفر آدمی که به اسلام به همه معنا ایمان آورده است و قبول دارد همه چیزش را و یک آدم متقی صالح کذاست، اگر خدای نخواسته در باطن برخلاف این باشیم، منافق نیستیم؟ همان ابوسفیان منافق است؟ من و شما هم منافقیم، آن ایمانش را عرضه می کرد و نداشت، شما هم کمال ایمانتان را عرضه می دارید بله، مسلمان هستید، اما منافقید، این مسلمان منافق در جهات دیگر. اینها هیچ کدام مهم نیست، مهم این است که اسلام دست ما آمده است، امانت خداست. دست ما آمده است، این امانت را باید به آنطوری که هست بدهیم به اعقابمان، عرضه کنیم این اسلام را به آنطوری که واقع اسلام است به دنیا، و خودمان جوری نکنیم که این اسلام را یک طور دیگر نمایشش بدهیم به غیر، آنطوری که هست نمایشش بدهیم. این دیگر فرق نمی کند بین آن بچه طلبه و طلبه نارسی که تازه تو مدرسه رفته است و شما آقایان که از علما هستید و در مساجد هستید با سایرین، هیچ فرقی مابین آنها نیست، منتها شما آقایان که بزرگتر و بالاتر هستید، مسؤولیت تان بیشتر است امثال من طلبه است، اما همه مسؤولند، مسؤولیت کم و زیاد دارد، به حسب اختلاف نفوس، اختلاف سعه کلمه، کاری بکنید که اسلام از ما گله مند نباشد، قرآن کریم از ما گله مند نباشد، که آقایان که شما خودتان را می گفتید که ما مروج قرآن هستیم، مبین احکام قرآن هستیم، چرا خودتان یک کاری دارید می کنید یا کردید که اسلام یک جور دیگر جلوه کند پیش مردم.(499)

امروز مسند و مسؤولیت ما خیلی خطرناک است

خیلی مواظب باشید، این مسند خطرناک است، این عمامه خطرناک است، این محاسن خطرناک است خودتان را از این خطرها نجات بدهید، حفظ کنید خودتان را، این مال ما، همه همین طور، فرق ندارد، اسلام مال اهل علم نیست، اسلام مال همه است، این امانتی است که خدا به همه داده است. شما هم اگر چنانچه فرض کنید پاسدارید و در یک جائی به اسم پاسداری اسلام، پاسداری شدید، شما حالا پاسدار طاغوت نیستید، پاسدار اسلام هستید، اگر چنانچه پاسدار اسلام هم یک کاری بکند که بگویند اینها هم مثل سابق، در بین همین مردم ضعیف الایمان هست که می گویند که ایکاش نشده بود برای اینکه ما حالا از دست بعضی از مامورین بیشتر برایمان بد می گذرد از سابق، ولو درست نمی گویند لکن خوب، گفته می شود، آنها هم که شیطانند تزریق می کنند به آنها یک همچو مسائلی.
این یک مسأله ای نیست که مربوط به من و آقا و آقا باشد، این یک مسأله ای است مربوط به ملت است، یک ملتی که اسلام را رای به او داده، گفته است، رای داده ملت به جمهوری اسلامی، یعنی قبول کرده است که باید ما نظاممان نظام اسلام باشد، آنوقت اینکه قبول کرده است که نظامش باید نظام اسلامی باشد، پاسدار است، برخلاف نظام اسلام عمل می کند، کاسب است برخلاف نظام اسلام عمل می کند. نظام مال همه است، نظام یک چیزی است که همه ملت در تحت پوشش نظم باید باشد. بازاری یک کاری می کند که برخلاف آن نظامی است که اسلام قرار داده است و هکذا، ادعا کردید که ما اسلام را قبول کردیم رژیممان حالا رژیم اسلامی است، از طاغوت منتقل شدیم به الله، از حکومت شیطان بیرون آمدیم تحت حکومت رحمان رفتیم، ما که این ادعامان است همه ملت رای به این دادند، اگر کارهای زمان طاغوت را اعاده کنند، اینها در این ادعا منافق بودند.(500)