فهرست کتاب


اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی قدس سره الشریف

تهیه و تنظیم بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران (قم)‏‏

لغزش علما، اسلام را در خطر می اندازد

از خدا بخواهید که ماها از لغزش دور باشیم. خودتان برای خودتان، برای همه ملت، ملت بخواهد برای خودش و برای علما دعا کنند که این طبقه لغزش پیدا نکنند که به لغزش آنها اسلام در خطر است. همه ما مکلفیم، همه مسؤولیم و کلکم راع و کلکم مسوول این برای همه است، لکن به عهده شما بیشتر است. شماها باید بیشتر رعایت بکنید. بیشتر در این پستی که هستید که مسند اسلام است، بیشتر مراعات بکنید. بیشتر مردم را مراعات کنید، جامعه را بیشتر تربیت کنید و همه مسؤولیم و همه مسؤولید و هر کس سعه نفوذش بیشتر است، مسؤولیتش بیشتر است. از خدا بخواهید که ما بتوانیم و خودتان بتوانید و ملت بتواند از این مسؤولیت بزرگی که به عهده اش هست، لااقل پیش خدا آبرومند باشد. ما رفتنی هستیم، آقا این یک مسأله واضحی است، همه مان خواهیم رفت، همه مان در رحیل هستیم، توی راهیم همه. از من نزدیک است، شما جوانید یک قدری عقب تر، آن هم معلوم نیست، مرگ هم معلوم نیست که برای پیر و جوان فرقی بگذارد، یک آمد معینی است، همه رفتنی هستیم، کوشش کنید که آن وقت که ملک موت می آید و مشاهده می کنید او را، آن با شما به یک صورت رحمانیت عمل کند، شما را که می برد به یک صورت خوب ببرد. کوشش کنید که آنجا که باب رحمت است بسته نشود و باب غضب باز بشود، از خدا بخواهید که بشود اینطور، و اگر چنانچه ما در این قدم که حساس ترین قدم است در اسلام و برای همه و برای روحانیت و برای همه متفکرها و برای همه ملت، در این موقعی که حساس ترین مواقع است بین تان، ایجاد اختلاف بین تان نکنید، دسته بندی نکنید، هر کسی برای خودش نکشد. خدا هست، غفلت نکنید از او، خدا حاضر است، همه ما تحت مراقبت هستیم والله من ورائهم محیط(495) مراقب است. آن خطرات قلب شما در مراقبت حق تعالی است، آن لحظات چشم شما در مراقبت حق تعالی است، آن حرکات زبان شما در محضر حق و در مراقبت اوست، توجه داشته باشید که این دنیا رفتنی است و حساب شما با کسی است که همه چیزشان تحت مراقبت بوده است.(496)

کاری کنید که اسلام عزیز و نورانی به دست ماها مشوه نشود

قضیه، قضیه معصیت انسان و قضیه اینکه من بنده خدا هستم و بنده خدا معصیت کار می شود و این کذا، قضیه، قضیه محاسبه بین شما و خدا تنهائی، قضیه، قضیه این است که امروز غیر زمان طاغوت است، زمان طاغوت اگر یک شخصی، ملائی یک کار خلاف می کرد، می گفتند این طاغوتی هست و این مثلاً آخرش می گفتند ساواکی هست، نمی آمدند سراغ اینکه بگویند این حرفی که آخوندها از اول داد می کردند و مردم را هم وادار می کردند به داد کردن، این حرف دروغ درآمد، این نمی گفتند به آنها، آخوندها آن وقت مظلوم بودند. چهره مظلوم چهره محبوب است، شما در آن رژیم هر چه مظلومتر می شدید محبوبتر می شدید، هر که مظلومتر بود محبوبتر بود. چهره امروز، چهره مظلومیت نیست تا محبوب بشوید، چهره این است که وقتی که کار در اینها درآمد، اینها هم همانند. شما را به صورت دیگر درمی آورند، آنها هم که فرض کنید که در این کاری که من می کنم یا شما می کنید، دخالت ندارند، آنها را هم پهلوی شما می گذارند با یک چوب می زنند. پس ما مسؤولیت اسلام را داریم، مسؤولیت مسلمان ها را هم داریم، مسؤولیت روحانیت را هم داریم، همه چیز را داریم، همه چیز را داریم، همه مسؤول و هر کس سعه نفوذش بیشتر، مسؤولیتش بیشتر. کاری بکنید که آن اسلام عزیز که امروز دست شماست، با یک صورت خوبی تحویل بدهید به اعقابتان، یک صورت مشوه درست نکنید که بگویند همین بود. اسلام نورانی است، با دست ماها مشوه می شود.(497)

شکست امروز نهضت به واسطه کجروی ماها، شکست برای همیشه است

و امروز روزی است که اگر خدای نخواسته ما در این نهضت شکست بخوریم، شکست خوردیم تا آخر. یک وقت بود که ما هی می گفتیم که طاغوت هست، انشاءالله حکومت اسلامی بشود، انشاءالله آن درست می شود، همه حرفمان این بود، ملت هم فریاد کردند که ما اسلام را می خواهیم.
اگر خدای نخواسته حالا یکی اینطور شده، به واسطه کجروی ماها، کجروی طوائف مختلف، کجروی احزاب، بعضی از احزاب، اگر خدای نخواسته از باطن ما را تهی کنند و ما را به جان هم بریزند و مهم این نیست، مهم اینست که با به جان هم ریختن، صورت اسلام را یک جور دیگر جلوه بدهند به دنیا، بگویند سروکار آنها با دنیاست. قلم آنها دستشان هست، همه چیزهای گروهی، رسانه های گروهی دست آنهاست، ماها یک ملت ضعیفی هستیم، و جز یک حربه که ایمان بود، نداشتیم. همه تبلیغات مال آنهاست، ما راه تبلیغی نداریم، کاری ما نکنیم در همه تبلیغاتشان و همه جای دنیا بگویند که اسلام اینطوری بود که در ایران بود.
شما ملاحظه می کنید در بعضی از این ممالک که اسم اسلامی رویش هست، الان هم در همه جا می گویند که اسلام این است که در اینجاست، خوب، این یک چیز، مائی که ادعا داریم و ادعا می کنیم همه مان - و صحیح هم هست ادعامان - که اسلام آن نیست که آنها می گویند، اسلام یک اسلامی است که حکومتش یک حکومت خاص است، رژیمش یک رژیمی است غیر همه رژیم های دنیا، عدل و انصاف هست در آن، حکومت خداست مائی که این حرف را می زنیم - و صحیح هم هست حرفمان - اگر گفتارمان با اعمالمان مخالف باشد، مگر منافق چیست؟ یک دسته از منافقین در صدر اسلام بودند که گفتارشان با واقعشان مخالف بود، راجع به اصل اسلام می آمدند می گفتند ما مسلمانیم و نبودند.(498)