فهرست کتاب


اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی قدس سره الشریف

تهیه و تنظیم بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران (قم)‏‏

بازی با اساس اسلام گناهی است نابخشودنی

و ما را می خواهند که در داخل خودمان پوک کنند و منهدم کنند از داخل خودمان. اگر هم همین قدر بود که ما از بین می رفتیم لکن مکتبمان محفوظ می ماند، اشکال نداشت، لکن آنها مقصدشان این است که مکتب را بهش صدمه بزنند. و این یک مسؤولیت بزرگی، جانفرسائی برای ما آمده است، یک مسؤولیتی است که اگر خدای نخواسته تقصیر بکنیم در این قضایا، اگر چنانچه ما بخواهیم برای - مثلاً فرض کنید - فلان امام جماعت بخواهد برای رواج بازار خودش یک کاری انجام بدهد، در کمیته عمدا یک کسی کاری انجام بدهد، به طوری که دست دشمن های، قلم های مسمومشان که هست بهانه پیدا بکنند و حمله کنند به آن چیزی که اساس است و آن عبارت از اسلام است، ما یک گناهی مرتکب شدیم که بخشودنی نیست، گناهی بخشودنی است - بخشودنی هست - پیش خدا که صدمه اش به خود آدم برسد، خود آدم آلوده بشود - یا افرادی فرض کنید - اما آنی که با اساس اسلام برخورد بکند و بازی با اساس اسلام - با اساس اسلام - باشد، این مطلبی نیست که به ما ببخشند و این ننگی برای ما، برای جامعه روحانیت در تاریخ پیدا خواهد شد که تا آخر جبران نمی تواند شود.(493)

تکلیف علما در این زمان از همه زمانها بیشتر است

تکلیف اهل علم در این زمان از همه زمان هائی که بر اهل علم گذشته بیشتر است، از صدر اسلام تا حالا برای اهل علم اینطور صحنه پیش نیامده. آن روزی که حضرت امیر سلام الله علیه در جنگ خیبر بود که پیغمبر اکرم می فرماید که اسلام تمامش با کفر تمام مقابله کرده، آن روز برای حضرت امیر صحنه ای پیش آمده بود و مسؤولیتی پیش آمده بود که اگر چنانچه خدای نخواسته به فرض محال سستی می شد، تا آخر، ابد، بخشودنی نبود، لکن او که اهل سستی نبود، او پیش می برد. او یک ضربتش افضل از عبادت ثقلین شد در آن روز. امروز هم ما مواجهیم، آنطوری که در این برهه از زمان که هستیم، اسلام مقابل با تمام کفر است. نه من و شما مقابلیم، من و شما مطرح نیستیم، نه ملت ایران، این هم مطرح نیست، اسلام الان مطرح است، یعنی مقابله بین اسلام و کفر، و در این مقابله مابین اسلام و کفر همه ملت مسؤولند، همه مسؤولند. لکن روحانیت بیشتر مسؤول است. برای اینکه پاسداران درجه اول روحانیین اند، اینها بیشتر مسؤول از دیگران می شود گفت که سنخ، صنف مثلا کاسب، صنف کذا، اینها مثلا اکثرا قاصرند، چطور، اما در اهل علم این کم است، قصور کم است، مسؤولیت هم زیاد باید فکر بکنید. این مسؤولیتی که الان به عهده همه ما هست، چطور ما از زیر بار مسؤولیت بیرون برویم نه شما آقایان ارومیه و نه آقایان آذربایجان و آقایان تهران و قم، همه علماء ایران، این بار به دوش همه است، همه ملت است. سنگینی اش بیشتر به دوش علما است، باید علما فکر بکنند، باید محاسبه بکنند خودشان را. یکی از چیزهائی که در منازل سیر است، محاسبه است که انسان آنوقتی که محاسبه شده است بین خودش و خدا، خودش را به حساب بکشد، محاسبه کند خودش را که من در این راهی که دارم می روم چه کردم امروز، من چه کردم؟ محاسبه کنید خودتان را، هم محاسبه کنیم همه خودمان را و همه ملت، همه مسلمان ها و در راس، علما، آنقدر مسؤولیتی که به عهده آقایان اهل علم است، به عهده دیگران نیست، آنقدر آنها، اگر چنانچه خدای نخواسته یک راهی بروند که راه خدا نباشد، چهره اسلام به دست آنها جور دیگر می شود، کاری بکنید که به عهده ما یک همچو مسؤولیتی که هست، بتوانیم به آخر برسانیم.(494)

لغزش علما، اسلام را در خطر می اندازد

از خدا بخواهید که ماها از لغزش دور باشیم. خودتان برای خودتان، برای همه ملت، ملت بخواهد برای خودش و برای علما دعا کنند که این طبقه لغزش پیدا نکنند که به لغزش آنها اسلام در خطر است. همه ما مکلفیم، همه مسؤولیم و کلکم راع و کلکم مسوول این برای همه است، لکن به عهده شما بیشتر است. شماها باید بیشتر رعایت بکنید. بیشتر در این پستی که هستید که مسند اسلام است، بیشتر مراعات بکنید. بیشتر مردم را مراعات کنید، جامعه را بیشتر تربیت کنید و همه مسؤولیم و همه مسؤولید و هر کس سعه نفوذش بیشتر است، مسؤولیتش بیشتر است. از خدا بخواهید که ما بتوانیم و خودتان بتوانید و ملت بتواند از این مسؤولیت بزرگی که به عهده اش هست، لااقل پیش خدا آبرومند باشد. ما رفتنی هستیم، آقا این یک مسأله واضحی است، همه مان خواهیم رفت، همه مان در رحیل هستیم، توی راهیم همه. از من نزدیک است، شما جوانید یک قدری عقب تر، آن هم معلوم نیست، مرگ هم معلوم نیست که برای پیر و جوان فرقی بگذارد، یک آمد معینی است، همه رفتنی هستیم، کوشش کنید که آن وقت که ملک موت می آید و مشاهده می کنید او را، آن با شما به یک صورت رحمانیت عمل کند، شما را که می برد به یک صورت خوب ببرد. کوشش کنید که آنجا که باب رحمت است بسته نشود و باب غضب باز بشود، از خدا بخواهید که بشود اینطور، و اگر چنانچه ما در این قدم که حساس ترین قدم است در اسلام و برای همه و برای روحانیت و برای همه متفکرها و برای همه ملت، در این موقعی که حساس ترین مواقع است بین تان، ایجاد اختلاف بین تان نکنید، دسته بندی نکنید، هر کسی برای خودش نکشد. خدا هست، غفلت نکنید از او، خدا حاضر است، همه ما تحت مراقبت هستیم والله من ورائهم محیط(495) مراقب است. آن خطرات قلب شما در مراقبت حق تعالی است، آن لحظات چشم شما در مراقبت حق تعالی است، آن حرکات زبان شما در محضر حق و در مراقبت اوست، توجه داشته باشید که این دنیا رفتنی است و حساب شما با کسی است که همه چیزشان تحت مراقبت بوده است.(496)