فهرست کتاب


اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی قدس سره الشریف

تهیه و تنظیم بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران (قم)‏‏

خلاف ما سبب شکست مکتب می شود

ما تاریخ اسلام پیشمان است و می بینیم که پیغمبر اکرم در بعضی از جنگ ها شکست خورد، در مکه هم که بوده است دائماً در انزوا بود، بدون اینکه بتواند یک کاری انجام بدهد. گاهی حبس بوده است توی آن غار، خوب حبس بود آنجا، مدینه هم که تشریف آوردند، البته نهضت را پیش بردند، لکن در بعضی از جنگ ها شکست خورد.
حضرت امیر سلام الله علیه هم در جنگ با معاویه شکست خورد، یعنی شکستی از لشکر خودش، از آن اشخاص نادان مقدس ماب شکست خورد حضرت سیدالشهدا هم شکست خورد اما پیروزی نهائی را داشتند، مکتبشان شکست نخورد با کشته دادن، دشمنشان را عقب زدند، بساط معاویه را که می خواست اسلام را به صورت یک امپراطوری درآورد، برگرداند به زمان جاهلیت و آن اوضاع جاهلیت، شکستش دادند. یزید و اتباع یزید دفن شدند تا ابد، و لعن مردم بر آنهاست تا ابد، لعن خدا هم بر آنهاست و آنها خودشان محفوظ بودند. ما هم اگر چنانچه اینطور شکست بخوریم، افتخاری است برایمان و اشکالی هم برایمان نیست که همانطوری که مجاهدین صدر اسلام شکست می خوردند، ما هم شکست بخوریم، این نهضتمان پیش می رود و آبروی اسلام محفوظ می ماند، تا آخر هم محفوظ می ماند. و اما اگر حالا که مدعی این هستیم که انقلاب اسلامی است و جمهوری اسلامی است و امثال ذلک و ما در این جمهوری اسلامی شکست بخوریم به عنوان، یعنی شکست مکتب، یعنی گفته شود که رژیم طاغوتی عوض شده یک رژیم طاغوتی دیگر آمده است که دشمن های ما هم همچو نیست که اکتفا کنند به اینکه مثلاً فلان کمیته خلاف کرده، فلان دادگاه خلاف کرده، این را می آورند. روی اینکه آخوندها اینجوریند، به این هم اکتفا نمی کنند که روحانیین اینجوریند، این ها با اسلام مخالفند، می گویند اسلام هم همان بود، اسلام هم همان مثل رژیمهای دیگر است، اینطور نیست که اگر من شکست بخورم، شما شکست بخورید، بیایند بگویند زید شکست خورده، یا اگر من خلاف بکنم، بیایند، بگویند خلاف کرده، اینجور نیست. از فرد به نوع و از نوع به اصل مقصد می کشانند دشمن اصل اسلامند و قلم ها هم برای اصل اسلام به کار می رود.(492)

بازی با اساس اسلام گناهی است نابخشودنی

و ما را می خواهند که در داخل خودمان پوک کنند و منهدم کنند از داخل خودمان. اگر هم همین قدر بود که ما از بین می رفتیم لکن مکتبمان محفوظ می ماند، اشکال نداشت، لکن آنها مقصدشان این است که مکتب را بهش صدمه بزنند. و این یک مسؤولیت بزرگی، جانفرسائی برای ما آمده است، یک مسؤولیتی است که اگر خدای نخواسته تقصیر بکنیم در این قضایا، اگر چنانچه ما بخواهیم برای - مثلاً فرض کنید - فلان امام جماعت بخواهد برای رواج بازار خودش یک کاری انجام بدهد، در کمیته عمدا یک کسی کاری انجام بدهد، به طوری که دست دشمن های، قلم های مسمومشان که هست بهانه پیدا بکنند و حمله کنند به آن چیزی که اساس است و آن عبارت از اسلام است، ما یک گناهی مرتکب شدیم که بخشودنی نیست، گناهی بخشودنی است - بخشودنی هست - پیش خدا که صدمه اش به خود آدم برسد، خود آدم آلوده بشود - یا افرادی فرض کنید - اما آنی که با اساس اسلام برخورد بکند و بازی با اساس اسلام - با اساس اسلام - باشد، این مطلبی نیست که به ما ببخشند و این ننگی برای ما، برای جامعه روحانیت در تاریخ پیدا خواهد شد که تا آخر جبران نمی تواند شود.(493)

تکلیف علما در این زمان از همه زمانها بیشتر است

تکلیف اهل علم در این زمان از همه زمان هائی که بر اهل علم گذشته بیشتر است، از صدر اسلام تا حالا برای اهل علم اینطور صحنه پیش نیامده. آن روزی که حضرت امیر سلام الله علیه در جنگ خیبر بود که پیغمبر اکرم می فرماید که اسلام تمامش با کفر تمام مقابله کرده، آن روز برای حضرت امیر صحنه ای پیش آمده بود و مسؤولیتی پیش آمده بود که اگر چنانچه خدای نخواسته به فرض محال سستی می شد، تا آخر، ابد، بخشودنی نبود، لکن او که اهل سستی نبود، او پیش می برد. او یک ضربتش افضل از عبادت ثقلین شد در آن روز. امروز هم ما مواجهیم، آنطوری که در این برهه از زمان که هستیم، اسلام مقابل با تمام کفر است. نه من و شما مقابلیم، من و شما مطرح نیستیم، نه ملت ایران، این هم مطرح نیست، اسلام الان مطرح است، یعنی مقابله بین اسلام و کفر، و در این مقابله مابین اسلام و کفر همه ملت مسؤولند، همه مسؤولند. لکن روحانیت بیشتر مسؤول است. برای اینکه پاسداران درجه اول روحانیین اند، اینها بیشتر مسؤول از دیگران می شود گفت که سنخ، صنف مثلا کاسب، صنف کذا، اینها مثلا اکثرا قاصرند، چطور، اما در اهل علم این کم است، قصور کم است، مسؤولیت هم زیاد باید فکر بکنید. این مسؤولیتی که الان به عهده همه ما هست، چطور ما از زیر بار مسؤولیت بیرون برویم نه شما آقایان ارومیه و نه آقایان آذربایجان و آقایان تهران و قم، همه علماء ایران، این بار به دوش همه است، همه ملت است. سنگینی اش بیشتر به دوش علما است، باید علما فکر بکنند، باید محاسبه بکنند خودشان را. یکی از چیزهائی که در منازل سیر است، محاسبه است که انسان آنوقتی که محاسبه شده است بین خودش و خدا، خودش را به حساب بکشد، محاسبه کند خودش را که من در این راهی که دارم می روم چه کردم امروز، من چه کردم؟ محاسبه کنید خودتان را، هم محاسبه کنیم همه خودمان را و همه ملت، همه مسلمان ها و در راس، علما، آنقدر مسؤولیتی که به عهده آقایان اهل علم است، به عهده دیگران نیست، آنقدر آنها، اگر چنانچه خدای نخواسته یک راهی بروند که راه خدا نباشد، چهره اسلام به دست آنها جور دیگر می شود، کاری بکنید که به عهده ما یک همچو مسؤولیتی که هست، بتوانیم به آخر برسانیم.(494)