فهرست کتاب


اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی قدس سره الشریف

تهیه و تنظیم بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران (قم)‏‏

مخالفان ما، اشتباهات را به حساب اسلام می گذارند

امروز که جمهوری اسلامی است و همه جناح ها در زیر پرچم اسلام مشغول انجام وظیفه هستند اگر خدای نخواسته یک مطلبی برخلاف مقاصد اسلامی واقع بشود، این نه اینکه ضرر به همان کسی که این کار را انجام می دهد می خورد، این ضرر به مثلاً اگر در پاسبان ها اینطور، پاسدار اینطور باشد این ضرر به اصل پاسدارهای جمهوری اسلامی می خورد، از آنجا هم یک قدم بالاتر می رود، به جمهوری اسلامی لطمه وارد می شود، از آنجا هم آنهائی که با اسلام مخالفند می گویند که این رژیم همان رژیم است، به مردم می گویند دیدید، خوب از دست یک ظلمی شما رها شدید به دست یک ظلم دیگر یا ظالم دیگر مبتلا شدید این در آن زمان اگر هر چه برای مان واقع می شد، بر ما واقع می شد، بر اسلام واقع نمی شد، اسلام از آن نتیجه هم می برد، لکن امروز که جمهوری اسلامی است و به اسم اسلام هر کس مشغول کاری هست، اگر چنانچه یک خطائی واقع بشود، یک اشتباهی واقع بشود یا خدای نخواسته یک عمدی پیدا بشود، امروز پای اسلام حساب می شود، آنها هم که بخواهند فضولی کنند و قلم های مسمومی که در داخل و خارج الان مشغول توطئه هستند و می بینند که منابع خودشان و اربابانشان از دست رفته و باید یک فکری بکنند که اوضاع را منقلب کنند، آنها مشغول این هستند که یک چیزی ببینند آن را اضافه کنند و آنقدر که می توانند باد بزنند به آن تا این نهضت را لکه دار کنند.(491)

خلاف ما سبب شکست مکتب می شود

ما تاریخ اسلام پیشمان است و می بینیم که پیغمبر اکرم در بعضی از جنگ ها شکست خورد، در مکه هم که بوده است دائماً در انزوا بود، بدون اینکه بتواند یک کاری انجام بدهد. گاهی حبس بوده است توی آن غار، خوب حبس بود آنجا، مدینه هم که تشریف آوردند، البته نهضت را پیش بردند، لکن در بعضی از جنگ ها شکست خورد.
حضرت امیر سلام الله علیه هم در جنگ با معاویه شکست خورد، یعنی شکستی از لشکر خودش، از آن اشخاص نادان مقدس ماب شکست خورد حضرت سیدالشهدا هم شکست خورد اما پیروزی نهائی را داشتند، مکتبشان شکست نخورد با کشته دادن، دشمنشان را عقب زدند، بساط معاویه را که می خواست اسلام را به صورت یک امپراطوری درآورد، برگرداند به زمان جاهلیت و آن اوضاع جاهلیت، شکستش دادند. یزید و اتباع یزید دفن شدند تا ابد، و لعن مردم بر آنهاست تا ابد، لعن خدا هم بر آنهاست و آنها خودشان محفوظ بودند. ما هم اگر چنانچه اینطور شکست بخوریم، افتخاری است برایمان و اشکالی هم برایمان نیست که همانطوری که مجاهدین صدر اسلام شکست می خوردند، ما هم شکست بخوریم، این نهضتمان پیش می رود و آبروی اسلام محفوظ می ماند، تا آخر هم محفوظ می ماند. و اما اگر حالا که مدعی این هستیم که انقلاب اسلامی است و جمهوری اسلامی است و امثال ذلک و ما در این جمهوری اسلامی شکست بخوریم به عنوان، یعنی شکست مکتب، یعنی گفته شود که رژیم طاغوتی عوض شده یک رژیم طاغوتی دیگر آمده است که دشمن های ما هم همچو نیست که اکتفا کنند به اینکه مثلاً فلان کمیته خلاف کرده، فلان دادگاه خلاف کرده، این را می آورند. روی اینکه آخوندها اینجوریند، به این هم اکتفا نمی کنند که روحانیین اینجوریند، این ها با اسلام مخالفند، می گویند اسلام هم همان بود، اسلام هم همان مثل رژیمهای دیگر است، اینطور نیست که اگر من شکست بخورم، شما شکست بخورید، بیایند بگویند زید شکست خورده، یا اگر من خلاف بکنم، بیایند، بگویند خلاف کرده، اینجور نیست. از فرد به نوع و از نوع به اصل مقصد می کشانند دشمن اصل اسلامند و قلم ها هم برای اصل اسلام به کار می رود.(492)

بازی با اساس اسلام گناهی است نابخشودنی

و ما را می خواهند که در داخل خودمان پوک کنند و منهدم کنند از داخل خودمان. اگر هم همین قدر بود که ما از بین می رفتیم لکن مکتبمان محفوظ می ماند، اشکال نداشت، لکن آنها مقصدشان این است که مکتب را بهش صدمه بزنند. و این یک مسؤولیت بزرگی، جانفرسائی برای ما آمده است، یک مسؤولیتی است که اگر خدای نخواسته تقصیر بکنیم در این قضایا، اگر چنانچه ما بخواهیم برای - مثلاً فرض کنید - فلان امام جماعت بخواهد برای رواج بازار خودش یک کاری انجام بدهد، در کمیته عمدا یک کسی کاری انجام بدهد، به طوری که دست دشمن های، قلم های مسمومشان که هست بهانه پیدا بکنند و حمله کنند به آن چیزی که اساس است و آن عبارت از اسلام است، ما یک گناهی مرتکب شدیم که بخشودنی نیست، گناهی بخشودنی است - بخشودنی هست - پیش خدا که صدمه اش به خود آدم برسد، خود آدم آلوده بشود - یا افرادی فرض کنید - اما آنی که با اساس اسلام برخورد بکند و بازی با اساس اسلام - با اساس اسلام - باشد، این مطلبی نیست که به ما ببخشند و این ننگی برای ما، برای جامعه روحانیت در تاریخ پیدا خواهد شد که تا آخر جبران نمی تواند شود.(493)