فهرست کتاب


اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی قدس سره الشریف

تهیه و تنظیم بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران (قم)‏‏

اگر وظیفه خودمان را انجام ندهیم مکتبمان را متهم می کنند

اگر بنا باشد که حالایی که یک پیروزی نصیب ملت ما شده است، کمیته ها تعدی بکنند خدای نخواسته، پاسدارها تعدی بکنند خدای نخواسته، روحانیون خلاف مسلک روحانیت عمل بکنند خدای نخواسته، دولت خلاف دولت اسلامی رفتار کند خدای نخواسته، ارتش خلاف ارتش اسلامی رفتار کند خدای نخواسته، و همین طور، اگر یک چنین قصه ای پیش بیاید، در دنیا منعکس می شود، آنهایی که درصددند که این نهضت را آلوده کنند و اسلام را - دشمن دارد اسلام - آنها در خارج و در داخل منعکس کنند که اعمال همان اعمال است مهره ها عوض شده آنوقت نصیری بود حالا بصیری، عمل چه عملی است. اگر ما اعمالمان را موافق با آنکه جمهوری اسلامی اقتضا دارد منطبق نکنیم، اگر ما که پاسدار احکام و شما پاسدار اسلام (همه مان الحمدلله امیدوارم پاسدار باشیم) اگر ما اعمالمان را مطابق با آن وظیفه پاسداری نکنیم، ما را متهم می کنند به اینکه، (خودمان را متهم نمی کنند، آنها دیگر حالا کاری به شخص ندارند) مکتب ما را متهم می کنند به اینکه این هم همان رژیم شاهنشاهی است، افراد فرق کرده اند، اسمش فرق کرده، آنوقت می گفتند رژیم شاهنشاهی و حالا می گویند جمهوری اسلامی، آنوقت می گفتند شاهنشاه حالا می گویند یکی دیگر، اما معنا همان معناست، محتوا همان محتواست، اشکالات هم همان اشکالات است و تعدیات همان تعدیات است. اگر یک کاری بکنید، زیادش می کنند، اگر کسی یک تعدی بکند، نمی گویند این کرده، می گویند پاسدارهای اسلام اینطور، از اینجا هم برش می دارند و می گذارند روی اسلام و می گویند اسلام این است، آن اسلامی که اینها فریاد می کردند ما اسلام می خواهیم، ما رژیم شاهنشاهی نمی خواهیم، ما رژیم اسلام را می خواهیم، این هم اسلامشان. اینطور برای ما می گویند.(488)

همه ما باید با خلاف دیگران مقابله کنیم

امروز اسلام به شما محتاج است، قرآن کریم محتاج به شماست، خودتان را اصلاح کنید. شما هم خودتان را اصلاح کنید، این طبقه هم خودش را اصلاح کند. اگر هر کس یک جایی فرض کنید یک صورت روحانی به خودش داد و چهار تا از این تفنگدارها را دور خودش جمع کرد و شروع کرد خلاف آن چیزی که وظیفه روحانی است عمل بکند، اسلام را باد داده، امروز نمی گویند زید این کار را کرده می گویند جمهوری اسلامی این است، منعکس می کنند این جمهوری اسلامی است. وظیفه سنگین، مسؤولیت سنگین و همه تان مسؤول خواهید بود. اگر یکی تان یک کاری بکند دیگری ساکت باشد او هم مسؤول است. اگر یکی یک خلاف کرد، همه باید بروید دنبالش که آقا چرا. لازم نیست که کتک کاری بکنید، مواخذه کنید. اگر یک نفر خلاف کرد، 20 نفر از شماها رفت گفت نکن این کار صحیح نیست، تحت تاثیر واقع می شود. اگر یک معمم، یک صورت معمم، یک کار خلاف کرد، از اطراف، معممین هجوم به آن آوردند که چرا این کار را می کند، دیگر اگر من دخالتی کردم همه تان هجوم آوردید که چرا این کار را می کنی من سر جایم می نشینم. همه تان مسؤولید همه مان مسؤولیم، امروز مسؤولیت بزرگ است برای ما، ما نصف راه هستیم و من خوف این را دارم که قضیه ما قضیه هیتلر بشود.(489)

دشمنان از لغزشهای ما حداکثر استفاده را می کنند

من از شما برادرها و جوان های برومند که امروز عضو قوای انتظامی اسلام شده اید، تشکر می کنم و امیدوارم این خدمت هائی که می کنید مورد نظر خدای تبارک و تعالی باشد و در ساختن ایران به طوری که دلخواه اسلام است موفق باشید. اگر در دوره طاغوتی کاری می کردید ضررش به اسلام نبود برای اینکه در دوره طاغوت عمل می شد، اما امروز که در رژیم اسلامی هستیم و شما هم قوای اسلامی هستید، کلانتری اسلامی هستید، اگر خدای نخواسته یک لغزش برای ما و برای شما پیدا بشود به حساب جمهوری اسلامی ثبت می شود و آنها که با این نهضت مخالفند دنبال این هستند که از ما و از شما و از جوان های ما یک لغزشی ببینند، لغزش را پای جمهوری اسلامی حساب می کنند و با هیاهو و بوق و کرنا راجع به جمهوری اسلامی کارشکنی می کنند. بنابراین وظیفه ما امروز بسیار سنگین است وظیفه این است که همه با هم متحد و متفق بدون تحمیل بر ملت و حکمفرمائی و بدون کارشکنی باید با هم برادر وار این راهی را که تا اینجا آمده ایم انشاءالله به آخر برسانیم. من به شما برادرها مژده می دهم که اگر چنانچه برسیم به آنجائی که محتوای اسلام در همه جای این مملکت پیاده بشود یک حالت اطمینان برای ملت و کشور حاصل می شود که سرآمد همه خوبی هاست.انسان اگر چنانچه همه خوشی ها را داشته باشد لکن حال اطمینان نداشته باشد و متزلزل باشد، تمام آن خوشی ها تلخ می شود. شما فرض کنید که در یک کشتی نشسته اید و همه اسباب خوشی برای شما مهیاست، یک وقت کشتی متزلزل بشود و احتمال غرق باشد دیگر هیچ خوشی برای شما ندارد همه اش تلخ می شود یک مملکت اگر چنانچه متزلزل باشد، باز خوف این باشد که ما گرفتار آمریکا بشویم، خوف این باشد که ما گرفتار سایر ابر قدرت ها بشویم، طمانینه نباشد، استقلال روحی نباشد، پای خود قیام نکنیم، این خوشی ها دیگر لذتی ندارد و اگر چنانچه ما مطمئن باشیم که مستقل هستیم و آقا بالا سر نداریم و خوف اینکه آنها به ما هجوم کنند یا کارشکنی در کارهائی بکنند نداشته باشیم، این طمانینه روحی بهترین چیزی است که برای انسان هست.(490)