فهرست کتاب


اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی قدس سره الشریف

تهیه و تنظیم بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران (قم)‏‏

در حکومت اسلامی کار، کار خدایی است

خیلی مواظب باشید که صحیح رفتار بکنید. با مردم برادر باشید. فرق ما بین رژیم طاغوتی و رژیم اسلامی اینست که در رژیم طاغوتی مردم جدا بودند از قوای انتظامیه، از رژیم. هر کدام مقابل هم ایستاده بودند. ملت هر چه می توانست کارشکنی می کرد برای دستگاه دولتی. دولت هم هر چه می کرد برای استفاده خودش و برای فشار به ملت بود. اما در رژیم اسلامی دولت و ملت از هم جدا نیستند، باهمند. دوست و برادرند. برادر باشید با مردم. همین قوای انتظامی که شما هم الان از این قوا هستید، اینها باید در خدمت مردم باشند مردم احساس کنند که شما در خدمت آنها هستید، وقتی این احساس بشود آنها مثل برادر با شما رفتار می کنند، دعا به شما می کنند، پشتیبان شما هستند. اینکه در آن رژیم ها تا یک صدائی بلند شد همه رها کردند و متصل شدند به ملت، برای اینکه کار، کار شیطانی بود، ملت هم پشتیبان نبود، خودشان هم از باطن پوسیده بودند. اما در رژیم اسلامی کار، کار خدائی است و سرباز، سرباز خداست و قوی است. چنانچه در صدر اسلام با یک عده کمی آن فتح ها و پیروزی ها نصیبشان شد، ایران را، روم را شکست دادند. شما هم الحمدلله با روحیه قوی، ایمان به خدا، این طاغوت را شکست دادید و طاغوتی که در باطن خودتان هست شکست بدهید. مهم این است که آن طاغوت را شکست بدهید. امیدوارم که انشاءالله با سلامت و سعادت و در تحت رهبری آقا این راه را طی بکنید و این نهضت را به آخر برسانید که یک حکومت اسلامی با محتوای اسلامی که تمام جاها که انسان پا می گذارد ببیند که اسلامی است. خداوند همه شما را موفق کند.(484)

خلاف و اشتباه منتسبین به نظام اسلامی، مسؤولیت سنگینی دارد

همانطوری که برای یک کشور دزدهائی هست، خیانتکارهائی هست، جنایتکارهائی هست و باید با پاسداری جلو این خیانت ها و جنایت ها را گرفت و بحمدالله پاسدارهای اسلامی جلو می گیرند، همین طور در خود انسان از این جنود شیطانی زیاد است که انسان اگر پاسداری نکند، انسان را به هلاکت می رساند. اگر پاسدارهای اسلامی ما پاسداری از خودشان هم بکنند که در این خدمتی که هستند یک خدمت صادقانه، یک خدمت عاشقانه برای اسلام و یک خدمتی که مستقیم در راه اسلام باشد، اگر بکنند اینها پاسداری را حقش را عمل کردند و اگر خدای نخواسته یک انحرافی حاصل بشود، یک تعدی از طرف آنهائی که می گویند ما پاسدار اسلام هستیم، به برادرانشان بشود، حالائی که قدرتمند هستند و قوی هستند و آزاد هستند، از این قدرت و قوه و آزادی سوء استفاده کنند، به برادرهای خودشان خدای نخواسته تعدی کنند، به منازل مردم تعدی خدای نخواسته بکنند، آنوقت نه اینکه یک آدم عادی این کار را کرده است (آن آدم عادی هم مجرم است) لکن یک جمعیتی است که به اسم پاسدارهای جمهوری اسلامی هستند و ملبس به لباس پاسداران جمهوری اسلامی هستند، اگر خدای نخواسته از پاسدارهای جنود اسلامی، پاسدارهای جمهوری اسلامی یک اشتباه و خطائی حاصل بشود، این فرق دارد تا اینکه از یک آدم عادی حاصل شود، برای اینکه اینها خودشان را معرفی می کنند که ما جنود اسلام هستیم، ما پاسدار اسلام هستیم و همه توقع از پاسدارهای اسلام دارند که روی خط مشق اسلام کنند، کارهایشان کارهای اسلامی باشد. همانطوری که در طبقه روحانیون که آنها پاسدار اسلام و احکام اسلام هستند اگر خدای نخواسته یک ملبس به لباس روحانیون یک کار خلاف بکند، این فرق دارد با اشخاص عادی، برای اینکه اینها پاسدار اسلام هستند، ملبس به لباس روحانیت هستند، ملبس به لباس پاسداری از قرآن و سنت هستند اگر خدای نخواسته از اینها یک وقت اشتباه، خطائی حاصل بشود فرق دارد تا اینکه از یک آدم عادی حاصل بشود و لهذا شما جوان ها که پاسدار جمهوری اسلامی هستید و روحانیون که پاسدار احکام اسلام و قرآن هستند وظیفه تان زیاد است و شغلتان شریف. شغل شغل شریف برای اینکه پاسداری از اسلام یک شغل بسیار شریف است و مسؤولیتش هم زیاد است.(485)

همه باید بر اساس موازین و حدود اسلامی رفتار کنند

باید حفظ کنیم این حدود و ثغور اسلامی را. فقط این نباشد که ما پاسدار هستیم، ما هم بگوئیم ما روحانی هستیم، شما هم بگوئید ما پاسدار و خدای نخواسته به وظایفی که پاسداران و روحانیون باید عمل بکنند ما یک وقت خدای نخواسته نکنیم. باید همانطوری که مدعی هستیم - ما - که ما پاسدار هستیم و پاسدار جمهوری اسلام و پاسدار احکام اسلام هستیم، باید خودمان ابتداء مرزمان همان مرز اسلام باشد، راه مان همان راه مستقیم اسلام باشد تا این ادعای ما پیش خدا قبول بشود. اگر فرض بفرمائید که مردم هم مطلع نشوند که ما برخلاف داریم عمل می کنیم، خدا که می داند، در محضر خداست. در پیشگاه خدا ما نمی توانیم آنوقت ادعا کنیم که ما پاسدار هستیم، برای اینکه ما که خودمان بر خلاف موازین اسلام، خدای نخواسته عمل بکنیم، بعد بخواهیم ادعا کنیم که ما نگهبان اسلام هستیم، کسی که خودش بر خلاف اسلام عمل می کند نمی تواند بگوید من نگهبان هستم، یک کسی که خودش دزد است نمی تواند بگوید من نگهبان هستم. من پاسبان هستم. پاسبان وقتی دزد باشد، پاسبان نیست، دزد است. پاسدار خدای نخواسته اگر برخلاف موازین اسلام باشد، پاسدار نیست، این یک آدمی است که برخلاف اسلام است.(486)