فهرست کتاب


اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی قدس سره الشریف

تهیه و تنظیم بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران (قم)‏‏

میزان، خدمت کردن به یک کشوری است که در طول تاریخ مظلوم بوده است

و ما مورد هجوم همه آن جاها هستیم، همه کسانی که بدخواه اسلام هستند، هستیم. بنابراین، فکر ما این معنا باشد که افرادی باشند که برای اسلام خدمت می کنند، نه افرادی باشند که برای من خدمت می کنند. این در دولت هست و در رئیس جمهور هست و در قوه قضائیه هست و همه جا هست. آنهایی که انتخاب می خواهند بکنند، توجه به این، باید همیشه نصب العین این باشد، و الا انسان به خطا وارد می شود. و امروز هم اگر معلوم نشود که این چه شده است، یا یک روزی در همین دنیا معلوم می شود، این جا هم نشد، جای دیگر بلا اشکال معلوم می شود. این یک مسأله ای است که، این طور نیست که، این یک معنایی است که مخفی نمی ماند. منتها یک روزی به انسان می گویند که دیگر دستش کوتاه است. اگر در این عالم معلوم بشود، خوب دستش باز باز است، می تواند کاری بکند، می تواند جبران بکند اگر از این جا گذشت و پرده دیگری در کار آمد، دیگر دست انسان کوتاه است، نمی تواند کاری بکند عذر هم در آن جا بعد از گذشتن، دیگر فایده ندارد.
الان و قد عصیت قبل(473) به فرعون می گوید؛ فرعون آن آخر که می خواست غرق بشود، همچو که تو مرگ رفت، گفت/ من/ همانی که آنها می گویند من هم می گویم. در صورتی که نبود این طور، وقتی برمی گشت هم همان بود. در هر صورت، میزان خدمت کردن به یک کشوری است که در طول تاریخ تقریبا این کشور مظلوم بوده است و خصوصا در این سده های آخر، این آخر، واقعا مظلوم بوده است، الان هم مظلوم است. خدمت به این کشور الان ارزش دارد و خدمتگزارهایش هم ارزش دارند. همه فکر این باشید که خدمتگزار پیدا کنید، خدمتگزار به کشور و اسلام پیدا کنید، نه خدمتگزار به خودتان این یک مسأله ای است که خود شما هم تصدیق دارید که مطلب همین طور است. لکن/ گاهی/ گاهی وقت ها انسان خودش غفلت می کند، از روحیات خودش هم غفلت می کند، گاهی وقت ها هم اگر یک آدم ناجوری باشد، هی تعمد می کند، و هر طور پیش آمد، من چه کار دارم به این مسائل! ما امروز را بگذرانیم تا ببینیم چه خواهد شد! من هم دعاگوی شما هستم و امیدوارم که همه موفق باشید، در هرجا که باشید. موفق باشید به این که برای خدا خدمت کنید، برای اسلام خدمت کنید، برای پیشرفت مقاصد اسلام و برای کشور خودتان که آن هم از مقاصد اسلام است خدمت بکنید. و من امیدوارم که در این خدمت موفق باشید و همه شما سالم و موید و موفق، چه در دولت دیگری باشید یا نباشید، آنش فرق خیلی ندارد و عمده خدمت است. و من امیدوارم همه سالم و خدمتگزار و متعهد باشید.(474)

این مقامات ارزشی ندارد مگر آنکه خدمت به خدا و خلق خدا باشد

مسأله انتخابات یک امتحان الهی است که گروه گرایان را از ضوابط گرایان ممتاز می کند و مومنین و متعهدین را از مدعیان جدا می نماید و کسانی که خود را کاندید می کنند یا کاندید گروه هایی هستند، اگر خود را صالح برای وکالت در یک چنین مجلسی نمی دانند و وجود آنها در این مکان نفعی برای کشورشان ندارد، خدای متعال را در نظر بگیرند و رضای او را بر رضای خود مقدم دارند و چنین خلاف ناشایسته ای را مرتکب نشوند. و حضرات روحانیون از ائمه جمعه و جماعات یا سایر آقایان محترم توجه کنند که شهرهای خود را از خدمتگزاران به ملت و بندگان صالح خدا خالی نکنند که خدمت به مردم و رفع حاجات آنان و تربیت علمی و اخلاقی بندگان خدا که شغل شریف روحانیت است بر هر چیز مقدم است مگر آنکه بدانند وجود آنها در مجلس برای خدمت به اسلام مفیدتر است. میزان در نظر همه ارزش خدمت باشد نه خدای نخواسته تحصیل مقام. و شما می دانید در جمهوری اسلامی مقاماتی که در رژیم های دیگر مطرح است و برای تحصیل آن دست به همه نوع فعالیت مشروع یا غیرمشروع می زنند مطرح نیست و اساسا این مقامات ارزشی ندارد مگر آنکه خدمت به خدا و خلق خدا باشد. شماها تابع آن بزرگمرد تاریخ صلوات الله علیه هستید که درباره حکومت آن کلام را فرمود.(475)

باید این معنا را ادراک کنیم که ما هیچ هستیم

اینقدر خودنمائی نکنید این اشتباه است. انسان باید توجه به خدا داشته باشد و خودش را در مکتبش فانی کند، هی نگوید من، بگوید مکتب من. هر وقت می گوئید، مکتب من بگوئید. از پیغمبرها بشنوید این مطلب را، از اولیاء خدا تعلیم بگیرید که همیشه دنبال مکتب بوده اند، نه دنبال خودشان، نه خودشان زرق و برق دنیائی داشته اند و نه اینقدر توجه به نفس داشتند که من چه کردم و من چه کردم، خیر، این حرف ها نبوده - آنها - از آنها باید تعلیم بگیریم و آدم بشویم. آدم، وقتی می شود که خودش را هیچ نبیند و هر چه می بیند خدا ببیند و هر چه هم هست اوست الله نور السموات و الارض(476) تمام قدرت ها مال اوست و تمام نورها مال اوست و همه چیز از اوست و ما هیچ هستیم و این معنا را باید ادراک بکنیم.(477)