فهرست کتاب


اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی قدس سره الشریف

تهیه و تنظیم بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران (قم)‏‏

به دنبال مقام بالاتر بودن یک کار شیطانی است

خوب! ادعاش را می کند - و می کند هم حتما - عمده آن جهت است که انسان واقعا بداند که یک روزی جواب باید بدهد. هیچ، هیچ شبهه در این نیست که ما یک روزی باید جواب بدهیم. هر کداممان، هر کاری انجام بدهیم، یک روز جواب می خواهد، انتقاد بکنیم، یک روز جواب می خواهد، انتقام گیری باشد، یک روز جواب می خواهد، و بدرفتاری باشد، یک روز جواب می خواهند از ما. این را ما باید حتما توجه بهش داشته باشیم و دارید توجه، یعنی هرکس مسلمان است، اعتقاد به این که معاد است و همه چیز دست او، در آن جا رسیدگی می شود، و حاضر است، این جزو اعتقادات اسلام است. بنابراین، نباید اگر فرض بفرمایید که رئیس جمهور رفت و/ یکی/ دیگری آمد، رئیس جمهور برود کنار و مایوس بشود. نه! باید او برود یک کاری که ازش می آید بکند و دلبستگی هم به او داشته باشد، به عنوان این که یک کاری است دارد می کند، نه به عنوان این که یک مقامی است دارد. اگر انسان در خودش ادراک کرد که من بروم آن بالا را بگیرم، بداند که این کار، یک کار شیطانی است، این کار ازش نمی آید. اگر در ذهنش این است که برویم یک کاری انجام بدهیم برای جمهوری اسلام، این کار الهی است و ازش هم کار می آید. این محکی است که انسان خودش غالبا می تواند تشخیص بدهد. گاهی هم البته اشتباه دارد، یعنی، گاهی هم بر خود انسان /گاهی/ مخفی است یک مسائلی.
بنابراین، اگر چنانچه همین دولت شد و همین اشخاص شدند، که/به/ کارشان انجام می دهند، اگر این نشد و یک کس دیگری شد و یک جمعیت دیگری شدند، شما نباید از این جهت چیز باشید که ما رفتیم، یک کس دیگر آمد. باید ببینید که آن جا می توانید کار بکنید یا نه! آنها هم که می آیند، اگر واقعا می خواهند خدمت بکنند، برای اسلام خدمت بکنند، آنها هم پیش خدا ماجورند، بعد هم معلوم می شود چکاره اند. و اگر اینها می خواهند یک مقامی را اخذ بکنند، یک کاری را انجام بدهند به واسطه این که مقام داشته باشند، آنها هم پیش خدا معلوم است و بعد هم مواخذه خواهد شد. باید /فکر/ کسانی که می خواهند یک کاری بکنند، باید فکر این باشند که شایسته این کار هستند یا نه! مسائل مهم است. مسأله دولت، مسأله ریاست جمهور، مسأله ریاست مجلس، مسأله قوه قضائیه، وزارت، همه اینها اهمیت دارد. اگر چنانچه انسان دنبال این باشد که حالایی که من رئیس دولت هستم، بروم دنبال رفقایی که همراه من هستند کار آمد باشند یا نباشند، به این کار نداشته باشد بداند که این کار، کار شیطانی است. رئیس جمهور هم اگر دنبال این باشد که وزرایی تعیین بکند، معرفی بکند که آن وزرا فرمانبردار خودش باشند، نه فرمانبردار اسلام، آن هم بداند که این کار، کار شیطان است، کار انسان متعهد نیست (و هر یک از ما). این یک مسأله معیاری است برای همه، که اگر چنانچه واقعا متعهد است، فرقی نکند که حالا من وزیرم، یا این که وکیل هستم، یا این که کار دیگر از من می آید یک کار دیگر، هر چه شد. من/ کار/ برای اسلام می خواهم کار بکنم و می دانید که الان ما احتیاج داریم، مملکت ما احتیاج به خدمتگزار دارد، احتیاج دارد که اشخاص فهیم، اشخاص فعال در این کشور خدمت بکنند.(472)

میزان، خدمت کردن به یک کشوری است که در طول تاریخ مظلوم بوده است

و ما مورد هجوم همه آن جاها هستیم، همه کسانی که بدخواه اسلام هستند، هستیم. بنابراین، فکر ما این معنا باشد که افرادی باشند که برای اسلام خدمت می کنند، نه افرادی باشند که برای من خدمت می کنند. این در دولت هست و در رئیس جمهور هست و در قوه قضائیه هست و همه جا هست. آنهایی که انتخاب می خواهند بکنند، توجه به این، باید همیشه نصب العین این باشد، و الا انسان به خطا وارد می شود. و امروز هم اگر معلوم نشود که این چه شده است، یا یک روزی در همین دنیا معلوم می شود، این جا هم نشد، جای دیگر بلا اشکال معلوم می شود. این یک مسأله ای است که، این طور نیست که، این یک معنایی است که مخفی نمی ماند. منتها یک روزی به انسان می گویند که دیگر دستش کوتاه است. اگر در این عالم معلوم بشود، خوب دستش باز باز است، می تواند کاری بکند، می تواند جبران بکند اگر از این جا گذشت و پرده دیگری در کار آمد، دیگر دست انسان کوتاه است، نمی تواند کاری بکند عذر هم در آن جا بعد از گذشتن، دیگر فایده ندارد.
الان و قد عصیت قبل(473) به فرعون می گوید؛ فرعون آن آخر که می خواست غرق بشود، همچو که تو مرگ رفت، گفت/ من/ همانی که آنها می گویند من هم می گویم. در صورتی که نبود این طور، وقتی برمی گشت هم همان بود. در هر صورت، میزان خدمت کردن به یک کشوری است که در طول تاریخ تقریبا این کشور مظلوم بوده است و خصوصا در این سده های آخر، این آخر، واقعا مظلوم بوده است، الان هم مظلوم است. خدمت به این کشور الان ارزش دارد و خدمتگزارهایش هم ارزش دارند. همه فکر این باشید که خدمتگزار پیدا کنید، خدمتگزار به کشور و اسلام پیدا کنید، نه خدمتگزار به خودتان این یک مسأله ای است که خود شما هم تصدیق دارید که مطلب همین طور است. لکن/ گاهی/ گاهی وقت ها انسان خودش غفلت می کند، از روحیات خودش هم غفلت می کند، گاهی وقت ها هم اگر یک آدم ناجوری باشد، هی تعمد می کند، و هر طور پیش آمد، من چه کار دارم به این مسائل! ما امروز را بگذرانیم تا ببینیم چه خواهد شد! من هم دعاگوی شما هستم و امیدوارم که همه موفق باشید، در هرجا که باشید. موفق باشید به این که برای خدا خدمت کنید، برای اسلام خدمت کنید، برای پیشرفت مقاصد اسلام و برای کشور خودتان که آن هم از مقاصد اسلام است خدمت بکنید. و من امیدوارم که در این خدمت موفق باشید و همه شما سالم و موید و موفق، چه در دولت دیگری باشید یا نباشید، آنش فرق خیلی ندارد و عمده خدمت است. و من امیدوارم همه سالم و خدمتگزار و متعهد باشید.(474)

این مقامات ارزشی ندارد مگر آنکه خدمت به خدا و خلق خدا باشد

مسأله انتخابات یک امتحان الهی است که گروه گرایان را از ضوابط گرایان ممتاز می کند و مومنین و متعهدین را از مدعیان جدا می نماید و کسانی که خود را کاندید می کنند یا کاندید گروه هایی هستند، اگر خود را صالح برای وکالت در یک چنین مجلسی نمی دانند و وجود آنها در این مکان نفعی برای کشورشان ندارد، خدای متعال را در نظر بگیرند و رضای او را بر رضای خود مقدم دارند و چنین خلاف ناشایسته ای را مرتکب نشوند. و حضرات روحانیون از ائمه جمعه و جماعات یا سایر آقایان محترم توجه کنند که شهرهای خود را از خدمتگزاران به ملت و بندگان صالح خدا خالی نکنند که خدمت به مردم و رفع حاجات آنان و تربیت علمی و اخلاقی بندگان خدا که شغل شریف روحانیت است بر هر چیز مقدم است مگر آنکه بدانند وجود آنها در مجلس برای خدمت به اسلام مفیدتر است. میزان در نظر همه ارزش خدمت باشد نه خدای نخواسته تحصیل مقام. و شما می دانید در جمهوری اسلامی مقاماتی که در رژیم های دیگر مطرح است و برای تحصیل آن دست به همه نوع فعالیت مشروع یا غیرمشروع می زنند مطرح نیست و اساسا این مقامات ارزشی ندارد مگر آنکه خدمت به خدا و خلق خدا باشد. شماها تابع آن بزرگمرد تاریخ صلوات الله علیه هستید که درباره حکومت آن کلام را فرمود.(475)