فهرست کتاب


اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی قدس سره الشریف

تهیه و تنظیم بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران (قم)‏‏

یک قدری هوای نفس و اشتهار را کنار بگذارید

و در مجلس هم آقایان با هم باشند، رفیق باشند، همه مسلمان هستیم همه باید دوست با هم باشیم، مسلمین ید واحده باید باشند، اینقدر در مجلس با هم اختلاف نداشته باشند، جهات شرعی را حفظ بکنند، جهات اخلاقی را حفظ بکنند، هی این به او بدگوئی کند او به او بدگوئی کند، خوب، این اسباب ناراحتی مسلمان ها هست. آقایان می گویند، مسلمان ها می گویند خوب ما خون بچه هایمان را داده ایم. یک قبرستان در اینجا پر است از جوان های ما، قبرستان های شهرستان ها پر از جوان های ما هست که در راه این مملکت و در راه این اسلام اینها کشته شده اند. حالا که اینها کشته شده اند گویا آقایان آمده اند از خارج و از داخل حالا با هم نشسته اند دعوا می کنند. سر چه میراثی دعوا می کنید؟ میراث پدر کدامتان است؟ یک قدری آرام باشید، یک قدری توجه کنید به مسائل، هر وقت هر کدام صحبت کنید به ضد دیگری نباشد و این خلاف آداب اسلام است خلاف آداب مسلمین است، خلاف انسانیت است، خلاف مشی انبیا و مشی اولیا هست. نکنید این کار را، یک قدری آرام باشید، یک قدری هوای نفس را کنار بگذارید، اشتها را کنار بگذارید. تمام گرفتاری های ما سر این هوای نفسی است که ما داریم، «اعدی عدو» انسان این نفس انسان است که در بین جنبین است، این «اعدی عدو» انسان است. یک قدری جلویش را بگیرید؟ یک قدر مهار کنید.(469)

مقام برای خدمت به مردم است

الان این مسائل بحمد الله نیست، اختیار دست خود شماهاست و شماها باید برای این ملت خدمت کنید و خودتان را خدمتگزار مردم بدانید. اگر در ذهنتان بیاید که، بیاورید که من وزیرم و باید مردم از من چه بکنند بدانید اصلاح نشدید. در ذهنتان حتی خلجان بکند، آقای رئیس جمهور در ذهنش خلجان بکند که من شخص اول مملکت هستم و چه و کذا، این اصلاح نشده است خلجانش هم از شیطان است. آن خلجانش هم، او عمل نمی کند اما در ذهنش این خلجان را هم بیرون کند. و همین طور هر یک شماها خدمتگزار این مملکت هستید، خدمتگزار این ملت هستید و برای این ملت هم شکرانه اینکه این دست تعدی متعدی ها قطع شد و رژیم منحوس شاهنشاهی که از اول غلط بوده از بین رفت و مملکت دست شماها افتاد که از خود مردم هستید و با خود مردم هستید، مهم این است در مقابل عمل هم وزارتخانه ها را درست تصفیه کنید. ببینید افرادی که واقعا می خواهند نگذارند کارها انجام بگیرد، می خواهند مردم را ناراضی کنند، هستند. البته اشخاصی که بنایشان بر این است که ناراضی کنند، اینها را باید تصفیه بکنید و بخواهید هم که در هر عملی رضایت همه مردم را به دست بیاورید این امکان ندارد، بالاخره در هر عملی اگر تصفیه باشد، یک دسته تصفیه شده مخالف می شوند یک دسته رفقای تصفیه شده مخالف می شوند. شما همان نظرتان به این باشد که تکلیف شرعی الهی خودتان را که مقامی را دارید و باید به این مقام خدمت کنید. این آلت است برای خدمت به مردم، خودش چیزی نیست، اگر خدمت به مردم کردید، مقام برای شما صلاحیت دارد، خوب است و اگر نشد مقام چیزی نیست.(470)

خدمتگزاران مقام برایشان ارزشی ندارد

باید افراد متوجه این معنا باشند، کسانی که واقعا دلشان برای اسلام می تپد و برای کشورشان، متوجه این باشند که پست، میزان نیست، مقام میزان نیست، مقام ریاست جمهوری، این میزان نیست، مقام نخست وزیری یا رئیس دولت بودن یا رئیس مجلس بودن، اینها چیزی نیستند، این مقامات تمام می شود، آنی که هست خدمت است. آدم متعهد در هرجا باشد، اگر دید خدمتش خوب است آن جا، بیشتر دلگرم است. ممکن است که یک نفر، مثلا، فرض کنید که نخست وزیر بوده است، لکن اگر این نخست وزیر ببیند که در یک جایی کار بهتر می کند، آدم متعهدی است می رود آن جا. یک نفر در دادستانی مقامی داشته است، وقتی دید که یک کسی از خودش بهتر می تواند کار کند برود آن جا، برایش فرق نکند، یعنی هدفش این باشد که خدمت بکند، نه هدفش این باشد که مقام داشته باشد. انسان هم خودش می تواند خودش را بشناسد، هیچ کس بهتر از خود انسان، البته بسیاری از اوقات هم انسان از خودش هم غفلت می کند، اما بسیاری از اوقات هم هست که انسان خودش درک می کند که چی دارد می کند و در دلش چی می گذرد. ماها نمی دانیم، اما خدا می داند. انسان می فهمد که اگر انتقاد بکند، آیا این انتقاد سازنده است یا انتقام است. خودش می فهمد یعنی، غالبا می فهمد خودش می فهمد که (آنی که در این پست هست) پست را دوست دارد. یا خدمت را دوست دارد این چون خدمتگزار است، دلبسته به این پست هست، یا خیر. دلبسته به این پست است، خدمتگزاری پیشش خیلی مهم نیست.(471)