فهرست کتاب


اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی قدس سره الشریف

تهیه و تنظیم بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران (قم)‏‏

انسان چون حبّ نفس دارد همه چیز را برای خودش می خواهد

اگر ارتش و سپاه و بسیج و سایر قوای مسلح اینطور افکارشان باشد پیروزند یعنی هم در جبهه ها پیروزند و هم پیش خدای تبارک و تعالی افتخارمندند و شما از آنجا که بیایید پایین هر جا بروید همین است مسأله. آن کسی که می خواهد در انتخابات شرکت کند و کاندید می شود، آن کسی که کاندید می کند کسی را، آن کسی را که فعالیت انتخاباتی می کند، آن کسی که تبلیغ می کند برای خودش یا برای غیر، این آزمایش اش همانجاست. توئی که خودت را کاندید انتخابات کردی، قدرت این را داری که برای کشورت درست خدمت بکنی و قدرت خودت را بالاتر از دیگران می دانی؟ توئی که دیگری را کاندید می کنی، دیگران که غیر از این هستند لایق نمی دانی؟ این را لایق تر و احسن می دانی؟ توئی که فعالیت می کنی و تبلیغ می کنی برای انتخابات، تبلیغ خودت را می کنی یا تبلیغ برای اسلام می کنی؟ اگر برای رسیدن به مجلس است. - می خواهی - دلت می خواهد مجلس بروی و می گویی مجلس یک مقامی است، شما تبلیغ برای خودت می کنی که همان تبلیغ برای شیطان است. و اگر تبلیغ می کنی که بروی خدمت بکنی، من چون می توانم خدمت بکنم چرا کنار باشم، بروم خدمت بکنم، این شخص چون لایق است چرا کنار باشد، بیاید خدمت بکند، اگر اینطور باشد این برای خداست. و این گاهی وقت ها به خود آدم اشتباه می شود، بسیاری از اوقات هست که انسان خودش در کارهای خودش اشتباه می کند. یعنی انسان چون حب نفس دارد خودش را می خواهد و همه چیز را هم برای خودش می خواهد مگر اینکه به ریاضات اینطور نباشد. این چون حب نفس دارد بسیاری از امور که از خودش صادر می شود یا از کسانی که از خودش هستند، اولاد خودش، برادر خودش، عیال خودش، اینها به نظرش خوب می آید و گاهی همین اگر صادر بشود از یک کس دیگری به نظرش بد می آید. این برای همین است که حب نفس اینجا پرده پوشیده است روی واقعیت و نمی تواند انسان تشخیص بدهد. باید انسان توجه کند به اینکه آیا من که می خواهم یک کسی را انتخاب کنم، اگر این کس یک نفر دیگری از او بهتر بود لکن ارتباطی با من نداشت بلکه با من هم دلخوری داشت آیا او را کاندید می کردم؟ اگر او را هم کاندید می کرد معلوم می شود که این برای خدا دارد کار می کند، کار به خودش ندارد و اگر اینطور نشد بداند که مسأله، مسأله شیطانی است نه مسأله خدائی و این دقیق است و این از آن اموری است که بر انسان پوشیده می ماند. و دوستان و برادران که همه مسؤول هستند باید در کارهای خودشان دقت کنند که برای چی من این کار را می کنم؟ من که متکفل توزیع شدم یا در شوراها رفتم برای چی رفتم آنجا؟ می خواهم چه بکنم؟ منی که متکفل مخابرات هستم برای چی آنجا رفتم؟ چه نظری دارم؟ منی که در مجلس می روم برای چی می روم و چه نظر دارم؟ منی که در ارتش خدمت می کنم برای چی می کنم؟(466)

اگر بخواهید کشور شما یک کشور مستقل باشد از خودتان باید شروع کنید

اگر بخواهید کشور شما یک کشور مستقلی باشد که دیگران نتوانند در آن دخالت بکنند از خودتان باید شروع کنید. تمام خوف و ترس هائی که انسان دارد از دشمن برای این است که خودش را می بیند. اگر چنانچه دید که خدا هست در کار، برای خدا دارد کار می کند نمی ترسد، برای اینکه مقدرات دست اوست. گمان نکنید که شما خودتان می توانید یک کاری انجام بدهید، شما آن هستید که اگر یک مگس بیاید آزارتان بدهد شب نمی توانید بخوابید و روز نمی توانید آرام بگیرید. اگر یک پشه در شب بیاید نمی گذارد شما آرام بگیرید. شما آن کس هستید که اگر یک عنکبوت بیاید حمله به شما بکند می ترسید، شما آن کس هستید که اگر یک گنجشک از شما یک چیزی بردارد برود قدرت ندارید از او پس بگیرید. همه عجز است، همه فقر است هر چی هست از اوست، از خداست این استقلالی که خدا داده به ما اگر عنایت او نبود کی می توانستیم ما این کار را بکنیم؟ چطور ما می توانستیم در مقابل این آشوب دنیا و این قدرت های شیطانی دنیا یک همچو رژیمی را که همه دنبال این بودند که حفظش بکنند اگر عنایت خدا نبود شما با کدام قدرت می توانستید این کار را بکنید؟ اگر عنایات خدا و توفیق خدا نبود شما هم چطور می توانستید دست امریکایی که دنیا را دارد می بلعد از کشورتان بیرونش کنید؟ و امریکا از قراری که شنیدم رئیس جمهور امریکا گفته است که ایران ما را تحقیر کرد. این اول کار است، ایران تا آخر شما را تحقیر خواهد کرد. اگر عنایات خدا نبود شما چطور می توانستید یک قدرتی را که امروز آنطور وضعیت را دارد و آنطور جهازات را دارد و در همه دنیا ریشه کرده است چطور می توانستید او را دستش را کوتاه کنید؟ این قدرت خداست، این عنایات خداست، غافل از این نباشید. اگر عنایات خدا نبود چطور شما یک نمونه در دنیا بودید که فقط شما الان در دنیا هستید که می گوئید نه شرقی، نه غربی و واقعا هم اینطوری است. ادعا ممکن است کسی بکند اما همه می دانند نیست اینطور. اگر عنایت خدا نبود کی می توانست که یک همچو کاری را بکند که در دنیا نظیر ندارد و نشده است؟ اینها عنایت خداست. این عنایت خدا را حفظ کنید و حفظش به این است که این کشوری را که به شما داده به آن خدمت کنید.(467)

شما که می خواهید آدم بشوید، زحمت دارد آدم شدن

امروز کشور ما احتیاج به خیلی مسائل دارد و دیگران مسائل شما را ابدا حل نمی کنند، بلکه بر خلافش می کنند. مسائل خودتان را خودتان باید حل بکنید. این نعمتی که برای شما پیش آمده است، نعمت آزادی که پیش آمده است، نعمتی که نمی تواند یک قدرتی الان به شما بگوید که بالای چشمت ابرو است، این را حفظش کنید، این یک نعمت الهی است، دیگران ندارند این را. دیگران یا تحت سلطه شرق اند یا تحت سلطه غرب اند. شما اینطور نیست برایتان الان. این را باید حفظش بکنید، حفظش به دست خود شما باید بشود. یک کشوری که انقلاب کرده است و تازه متولد شده است، انقلاب وضعش این است که هم خوردگی باشد به هم خوردگی باشد. انقلاب وضعش این است که کمبود داشته باشد، انقلاب وضعش این است که مثلاً قحطی باشد. انقلابات دنیا اینجور نبودند که مثل ایران باشند که به مجردی که انقلاب کردند درها را باز کردند هر که بیاید هر که برود. به مجردی که انقلاب کردند رفتند دنبال اینکه یک دولتی تشکیل بدهند و مجلسی و چه و چه و چه، به فوریت، کجا می توانستند این کارها را بکنند؟ اینها روی عنایات خداست که به شما عنایت کرده است. یک کشوری که الان مبتلای به جنگ است آن هم نه جنگ با یک دولت پوسیده ای مثل صدام، جنگ با همه، همه قدرت ها دنبال این اند که او را دستش را بگیرند و نجات بدهند و نمی توانند هم. یک همچو جنگی، الان شما جنگ با دنیا دارید، همه تبلیغات بر ضد شما هست، همه سلاح ها را به او می دهند، همه پول ها را به او می دهند و او را تجهیز می کنند و شما خودتانید، خودتان هستید و اتکال به خدا. این خداست که شما را حفظ کرده است و شمایید که الان مسؤولیت تان زیاد است اینکه می گویم ایران از همه جا بیشتر مسؤولیت دارد برای همین است که ایران از همه جا بیشتر مورد عنایت خدا واقع شده است. کجاست که بگوید من مستقلم نه شرق و نه غرب، هر دو را کنار بگذارد؟ و این شما هستید، وقتی شما هستید و می دانید که انقلاب ها کمبود دارد، انقلاب ها زحمت دارد، بخواهید آدم باشید باید زحمت بکشید، بخواهید ارزش انسانی خودتان را حفظ کنید زحمت دارد نمی شود که انسان در خانه اش بنشیند و ارزش های انسانی اش محفوظ باشد هر که در خانه می نشیند و اعتزال می کند توسری هم می خورد لکن نمی فهمد که دیگر آدم نیست. شمائی که می خواهید آدم بشوید زحمت دارد آدم شدن. می خواهید سرفراز در دنیا باشید این زحمت دارد، بیخود نمی شود. اگر نوکری آنها را بکنید دیگر ارزش ندارید، یک پول هم ارزش ندارید. اگر بخواهید از تحت سلطه همه بیرون بروید و خودتان باشید این ارزش دارد، یک ارزش انسانی است. یک شرافت انسانی است. این زحمت دارد، این گرانی دارد، این کمبود دارد، این جهاد دارد، این دفاع دارد، این شهادت دارد، این برای ارزش انسانی است. همین است که انبیا برای او کار کردند همین است که امام حسین برای او کشته شد. اگر آن هم فکر می کرد که زحمت دارد، اصحاب او هم با آن کمی فکر می کردند زحمت دارد، که نمی توانستند یک همچو انقلابی را بجا بیاورند که تا حالا هم اثرش باقی مانده است. ولی وقتی برای خدا شد، زحمت کم می شود.(468)