فهرست کتاب


اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی قدس سره الشریف

تهیه و تنظیم بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران (قم)‏‏

هر کس در هر محل که هست آن محل آزمایش است

الان ایران از همه جا به نظر می رسد که اهالی ایران از همه جا بیشتر مورد آزمایش اند. اهالی ایران از یک رژیمی که همه جا می دانید چکاره بود، با قدرت ملت و دست های گره کرده. مشت های گره کرده در حالی که ابزاری در دست نداشت آنوقت، با فریاد، آن رژیم را از بین برد و با همان فریادها دست امریکا را و سایر قدرت ها را از کشور خودش قطع کرد که امروز کشور شما دست خودتان است. نه یک کسی بالای سر شماست که بخواهد به شما حکومت کند، نه مستشاری از کشورهای دیگر دارید و نه کارشناسان. همه چیز دست خود شماست و مسؤول خود شمایید. در رژیم سابق ملت می گفت خوب، من چه کنم، به دست من چیزی نیست، اگر سؤال می شد امروز که همه چیز در دست خود شماهاست. دیگر این عذر پذیرفته نیست که من چه کنم. هر کس در هر محلی که هست آن کسی که در یک اداره ایستاده است و برای رفت و آمد مردم راه می دهد یا کارهای دیگر انجام می دهد، با آن کسی که در اداره روی صندلی نشسته است و مردم به او مراجعه می کنند و آن کسی که در جبهه دارد جنگ می کند و آن کسی که در پشت جبهه هست و خدمت می کند و آن بازاری که در بازار مشغول کسب و تجارت هست و آن کارمند که در ادارات مشغول فعالیت هستند و آن دهقان ها که در محل کشاورزی مشغول خدمت هستند و آنهایی که در کارخانه ها مشغول فعالیت هستند و تمام قشرهایی که در این کشور تصور بکنید، تمام اینها، از مقدرات این مملکت سؤال می کنند از شما. کسی گمان نکند که خوب من بازاری هستم، نمی توانم. من یک اداری جزء هستم، من یک کارمند ضعیف هستم. فرق ما بین هیچ یک از شماها نیست در این معنا. هر کس آن محلی که هست همان محل، محل آزمایش اش است. آن کارمند جزئی که یک کار جزئی انجام می دهد آن کار جزئی آزمایش اوست. آیا این کاری که دست اوست انجام چطور می دهد، با کسانی که به او در همین جزئی مراجعت می کنند چه رفتار می کند، آیا قصدش از این شیطان است یا قصدش خداست؟ این مسأله استثنا ندارد. انبیا هم مورد آزمایش اند.(464)

باید توجه کنید که مسؤولیت بزرگ است

یعنی هر کس در این دنیا پا گذاشت و مکلف بود به تکلیفی، این آزمایش می شود. و گمان نکند که من این کار را که می کنم کسی نمی بیند. این کاری که می کنید خود این کار منعکس می شود. خدای تبارک و تعالی در محضرش واقع می شود. ملائکه الله موکل هستند بر این فرد. باید ما فکر کنیم چه باید بکنیم که از زیر بار مسؤولیت خارج بشویم. مائی که امروز مقدرات مملکت مان به دست خودمان افتاده است همه مان مسؤولیم، کسی نیست که مسؤول نباشد، همه هستیم. ببینیم که باید چه کار بکنیم که این مسؤولیتی که به عهده ماست به طوری انجام بدهیم که فردا پیش خدای تبارک و تعالی و پیش انبیای خدا خجلت زده نباشیم و آبرومند باشیم. آن این است که هرکس در هر کاری مشغول است او را خوب انجام بدهد. فرض کنید - همه - خدای نخواسته همه افراد کشور خلاف می کنند، شما یک نفر کار خوب بکن. هر کسی فکر خودش باشد. هر کس خودش مسؤول کارهای خودش است، هیچ کس مسؤول کار دیگری نیست. او کار را می گوید و مواظبت هم می کند اما هیچ کس نمی تواند که عمق کارهای شما را بفهمد چه جوری است، لکن در محضر خداست. آنهایی که در هر جا خدمت می کنند توجه کنند که خدای تبارک و تعالی و ملائکه ای که از طرف خدا موکل هستند مواظب هستند. همین موج هایی که در دنیا از حرف شما، از عمل شما منعکس می شود، همین ها فردا پیش شما شهادت می دهند. باید توجه بکنید به اینکه مسؤولیت بزرگ است. مثلا در کسانی که در جبهه هستند و جبهه خدمت می کنند اینها گروه های مختلف هستند، ارتشی هست، ژاندارمری هست، پاسدار هست، بسیجی هست، عشایری هست، شهربانی هست از همه قشرها در آنجا خدمت می کنند، مردم عادی هم می روند خدمت می کنند، اینها مواظب باشند که همین جا محل امتحان آنهاست که آیا اینهایی که دارند فعالیت می کنند و می خواهند کشور خودشان را نجات بدهند و دفاع کنند از کشور خودشان، آیا اینها باهم هماهنگ هستند یا هر که می خواهد برای خودش کار بکند؟ آیا برای خدا کار می کنند یا برای خودشان؟ اگر ملاحظه کردند که میل دارند که این گروه خودشان قدرت داشته باشد قدرت در دست بگیرد نه گروه دیگر، بدانند که عمل شان شیطانی است، شهادت شان هم اجر ندارد. و اگر دیدند که برای خدا دارند کار می کنند، برای خدا کار کردن اینجا معلوم می شود که آن کسی که سپاهی است نکشد طرف سپاه همه چیز را و آن کسی که ارتشی است نکشد طرف ارتش همه چیز را هکذا دیگران. همه با هم برای خدا و برای نجات ملت و برای نجات کشور به پیش بروند فرق نکند که این طایفه باشد یا آن طایفه باشد. مقصد عمده است انبیا اینطور بودند. اولیای خدا اینطور بودند کار برای خداست به دست شما انجام بگیرد، گرفته است، به دست من انجام بگیرد، گرفته است، در دست دیگری، گرفته است.(465)

انسان چون حبّ نفس دارد همه چیز را برای خودش می خواهد

اگر ارتش و سپاه و بسیج و سایر قوای مسلح اینطور افکارشان باشد پیروزند یعنی هم در جبهه ها پیروزند و هم پیش خدای تبارک و تعالی افتخارمندند و شما از آنجا که بیایید پایین هر جا بروید همین است مسأله. آن کسی که می خواهد در انتخابات شرکت کند و کاندید می شود، آن کسی که کاندید می کند کسی را، آن کسی را که فعالیت انتخاباتی می کند، آن کسی که تبلیغ می کند برای خودش یا برای غیر، این آزمایش اش همانجاست. توئی که خودت را کاندید انتخابات کردی، قدرت این را داری که برای کشورت درست خدمت بکنی و قدرت خودت را بالاتر از دیگران می دانی؟ توئی که دیگری را کاندید می کنی، دیگران که غیر از این هستند لایق نمی دانی؟ این را لایق تر و احسن می دانی؟ توئی که فعالیت می کنی و تبلیغ می کنی برای انتخابات، تبلیغ خودت را می کنی یا تبلیغ برای اسلام می کنی؟ اگر برای رسیدن به مجلس است. - می خواهی - دلت می خواهد مجلس بروی و می گویی مجلس یک مقامی است، شما تبلیغ برای خودت می کنی که همان تبلیغ برای شیطان است. و اگر تبلیغ می کنی که بروی خدمت بکنی، من چون می توانم خدمت بکنم چرا کنار باشم، بروم خدمت بکنم، این شخص چون لایق است چرا کنار باشد، بیاید خدمت بکند، اگر اینطور باشد این برای خداست. و این گاهی وقت ها به خود آدم اشتباه می شود، بسیاری از اوقات هست که انسان خودش در کارهای خودش اشتباه می کند. یعنی انسان چون حب نفس دارد خودش را می خواهد و همه چیز را هم برای خودش می خواهد مگر اینکه به ریاضات اینطور نباشد. این چون حب نفس دارد بسیاری از امور که از خودش صادر می شود یا از کسانی که از خودش هستند، اولاد خودش، برادر خودش، عیال خودش، اینها به نظرش خوب می آید و گاهی همین اگر صادر بشود از یک کس دیگری به نظرش بد می آید. این برای همین است که حب نفس اینجا پرده پوشیده است روی واقعیت و نمی تواند انسان تشخیص بدهد. باید انسان توجه کند به اینکه آیا من که می خواهم یک کسی را انتخاب کنم، اگر این کس یک نفر دیگری از او بهتر بود لکن ارتباطی با من نداشت بلکه با من هم دلخوری داشت آیا او را کاندید می کردم؟ اگر او را هم کاندید می کرد معلوم می شود که این برای خدا دارد کار می کند، کار به خودش ندارد و اگر اینطور نشد بداند که مسأله، مسأله شیطانی است نه مسأله خدائی و این دقیق است و این از آن اموری است که بر انسان پوشیده می ماند. و دوستان و برادران که همه مسؤول هستند باید در کارهای خودشان دقت کنند که برای چی من این کار را می کنم؟ من که متکفل توزیع شدم یا در شوراها رفتم برای چی رفتم آنجا؟ می خواهم چه بکنم؟ منی که متکفل مخابرات هستم برای چی آنجا رفتم؟ چه نظری دارم؟ منی که در مجلس می روم برای چی می روم و چه نظر دارم؟ منی که در ارتش خدمت می کنم برای چی می کنم؟(466)