فهرست کتاب


اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی قدس سره الشریف

تهیه و تنظیم بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران (قم)‏‏

اگر انسان قبل و بعد مقام برایش مساوی بود از امتحان رو سفید بیرون آمده

بشر در معرض امتحان است. «احسب الناس ان یترکوا ان یقولوا آمنا و هم لایفتنون(461)» شما گمان می کنید، مردم گمان می کنند که همین که گفتند من مومنم رهایشان می کنند امتحانشان نمی کنند؟ همین که گفتید ما آزادیخواهیم رهایتان می کنند؟ بر مسند می نشانند تا بفهمند که راست می گوئید یا نه و بفهمانند، به مجرد اینکه ادعا کردید که من برای این ملت و برای این کشور خدمتگزارم رها می شوید؟ امتحان خواهید شد و در امتحان هستید. از من طلبه تا تمام افراد این مملکت و تمام افراد بشر و تمام انبیا و اولیا همه در معرض امتحانند، به ادعا و گفتار رها نمی شوند. فرموده است که: «سابقین را ما امتحان کردیم تا اینکه معلوم بشود که چه کسی مومن است و چه کسی منافق.» همه گروه ها، همه مردمی که در این مملکت یا در راس امور هستند، یا در بازار هستند، یا در کشاورزی هستند، یا در کارخانه ها هستند، یا در گروهک های مفسد هستند، همه بدانند که در محضر خدا هستند و در معرض امتحان. در گفتار بسیار آسان است که انسان ادعا کند که من چه هستم و چه هستم، لکن همان معنائی را که ادعا می کند در همان امتحان می شود، همان شخصی که می گوید من بشر دوستم، در همان معنا امتحان می شود، همان شخصی که می گوید که من طرفدار حقوق بشر هستم در همان معنا امتحان می شود، اگر در آن مقامی که رسید، با آنوقتی که قبل از آن مقام بود هر دو مساوی است و نقش او یک طور است و ریاست برای او سنگینی نمی کند، این شیعه علی ابن ابیطالب است و پیرو او، و از امتحان رو سفید بیرون آمده.(462)

هر کس هر مسؤولیتی دارد همان مسؤولیت امتحان اوست

باید عرض کنم که ما و شما و همه اهل دنیا همه برادران ایرانی ما در معرض امتحان هستیم. یعنی مکلفی نیست در عالم که تحت آزمایش خدا و امتحان او نباشد. ما امروز درباره خودمان و مسؤولین کشور خودمان و ملت محترم خودمان عرض می کنیم، هر کس در هر مقامی که هست و هر مسؤولیتی که دارد همان مقام و همان مسؤولیت امتحان اوست. امتحان مثلا رئیس محترم جمهور، همان ریاست جمهوری اش است که آیا در این مقامی که هست چه می کند، افکار او چیست، اخلاق او در این زمینه چیست و اعمال او چیست و حتی خطرات قلب چیست، چیزهایی که در قلبش عبور می کند و می گذرد اینها چیست و همین طور تمام مسؤولین، مجلسی ها، آنهایی که در مجلس هستند، آنها هم همان کرسی مجلس محل امتحان آنهاست که اینها در این کرسی که نشسته اند افکارشان چی هست و احوالشان چی هست و آراء شان چی هست و آیا این کرسی، کرسی اسلامی است و برای اسلام است یا اینکه اینطور نیست. در همان جا محل آزمایش است. و همین طور دولت محل آزمایش اش در همان وزارتخانه ای است که هست، در همان جایی که نخست وزیر هست و اهل ادارات در همان ادارات خودشان مرکز امتحان آنهاست و ارتشی ها در مقام قدرت ارتشی شان امتحان می شوند، محل امتحانشان همان محلی است که به فعالیت ارتشی مشغولند و سپاه پاسدارانمان در همان محلی که هستند، قدرت در دست شان آزمایش است. تفنگ در دست شان آزمایش است. و همه کسانی که دارای یک ابزاری هستند برای خدمت، همان ابزار آزمایش آنهاست. و همین ها هستند که در آن عالم منعکس می کنند اعمال ما را همان تفنگ منعکس می کند اعمال تفنگدار را و همان مجلس منعکس می کند در آن عالم اعمال مجلسی را و همان کارهایی که شما عزیزان انجام می دهید و موجب تشکر است و امیدوارم که مورد نظر خدای تبارک و تعالی و تایید او باشد، در همین جا که هستید در تحت آزمایش هستید و اعمالتان منعکس می شود. باید توجه کنید که این چیزهایی که منعکس می شود یک وقت خدای نخواسته چیزی نباشد که آن روز که منعکس شد در آنجا و شما او را دیدید موجب سرافکندگی باشد.(463)

هر کس در هر محل که هست آن محل آزمایش است

الان ایران از همه جا به نظر می رسد که اهالی ایران از همه جا بیشتر مورد آزمایش اند. اهالی ایران از یک رژیمی که همه جا می دانید چکاره بود، با قدرت ملت و دست های گره کرده. مشت های گره کرده در حالی که ابزاری در دست نداشت آنوقت، با فریاد، آن رژیم را از بین برد و با همان فریادها دست امریکا را و سایر قدرت ها را از کشور خودش قطع کرد که امروز کشور شما دست خودتان است. نه یک کسی بالای سر شماست که بخواهد به شما حکومت کند، نه مستشاری از کشورهای دیگر دارید و نه کارشناسان. همه چیز دست خود شماست و مسؤول خود شمایید. در رژیم سابق ملت می گفت خوب، من چه کنم، به دست من چیزی نیست، اگر سؤال می شد امروز که همه چیز در دست خود شماهاست. دیگر این عذر پذیرفته نیست که من چه کنم. هر کس در هر محلی که هست آن کسی که در یک اداره ایستاده است و برای رفت و آمد مردم راه می دهد یا کارهای دیگر انجام می دهد، با آن کسی که در اداره روی صندلی نشسته است و مردم به او مراجعه می کنند و آن کسی که در جبهه دارد جنگ می کند و آن کسی که در پشت جبهه هست و خدمت می کند و آن بازاری که در بازار مشغول کسب و تجارت هست و آن کارمند که در ادارات مشغول فعالیت هستند و آن دهقان ها که در محل کشاورزی مشغول خدمت هستند و آنهایی که در کارخانه ها مشغول فعالیت هستند و تمام قشرهایی که در این کشور تصور بکنید، تمام اینها، از مقدرات این مملکت سؤال می کنند از شما. کسی گمان نکند که خوب من بازاری هستم، نمی توانم. من یک اداری جزء هستم، من یک کارمند ضعیف هستم. فرق ما بین هیچ یک از شماها نیست در این معنا. هر کس آن محلی که هست همان محل، محل آزمایش اش است. آن کارمند جزئی که یک کار جزئی انجام می دهد آن کار جزئی آزمایش اوست. آیا این کاری که دست اوست انجام چطور می دهد، با کسانی که به او در همین جزئی مراجعت می کنند چه رفتار می کند، آیا قصدش از این شیطان است یا قصدش خداست؟ این مسأله استثنا ندارد. انبیا هم مورد آزمایش اند.(464)