فهرست کتاب


اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی قدس سره الشریف

تهیه و تنظیم بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران (قم)‏‏

دولتمردان را خدا امتحان می کند

خدای تبارک و تعالی می فرماید: «بشّر الصابرین(453)» آنهائی که صبر می کنند، به آنها بشارت بده آنهائی که در مصیبت ها، در نقص ثمرات، در نقص انفس، در نقص اولاد صابر هستند و می گویند که: انا لله و انا الیه راجعون(454) ما از خدا هستیم و به او بر می گردیم، از او هستیم و به او رجوع می کنیم. جوان های ما از خدا هستند و در راه خدا فداکاری کردند و به خدا مراجعت می کنند. انسان اگر چنانچه هر چه دارد بفهمد که از خداست، اگر زندگی دارد، خدا به او داده است و اگر اولاد دارد، خدا به او اعطا کرده است و اگر ثروت دارد، خدا به او اعطا کرده است و همه چیز را خدای تبارک و تعالی اعطا فرموده است، اگر دل انسان به این معنا ایمان بیاورد و اطمینان به این معنا داشته باشد، چیزی که امانت الهی است، به خدا برگردانده، اولادها اماناتی هستند از خدا، زن و فرزند امانت هایی هستند از خدا، دارائی ها امانت هائی هستند از خدا و به او رد شده است، و ما از خدا هستیم و به سوی او رجوع می کنیم. اگر امتحان را درست دادیم و همانطوری که اولیا و انبیا امتحان دادند ما هم به آنها اقتدا کردیم، مورد آن بشارت هستیم که خدای تبارک و تعالی می فرماید و به آنها رحمت می فرستد، مغفرت می فرستد و آنها را اصحاب هدایت می داند. این امتحان آسان تر است از آن امتحان هائی که به دولتمردان خدا، دولتمردان را خدا امتحان می کند.(455)

چه بسا افرادی که نمی توانند از امتحان بیرون بیایند

چه بسا از این رؤسای جمهوری که در دنیا هستند، مدعی احترام به حقوق بشر هستند، قبل از رسیدن به مقام ریاست جمهور مدعی آزادیخواهی، مدعی دوستی با بشر، مدعی پاسداری رفاه بشر هستند، لکن وقتی که می رسند به مسند و امتحان می کند خدای تبارک و تعالی آنها را، نمی توانند از امتحان بیرون بیایند، به جای طرفداری از حقوق بشر، بشر را به تباهی می کشند، به جای طرفداری از ضعفا، ضعفا را به هلاکت می رسانند، همانطوری که در آن طرف «بشر الصابرین(456)» است به رحمت و مغفرت و حیات ابدی، برای اینها هم بشارت و عذاب الیم است، بشارت به ننگ است. باید امتحان بشویم. مجرد دعوای اینکه من خداخواه هستم من آزادیخواه هستم، من حقوق بشر را مراعات می کنم، من اگر به ریاست جمهوری، به حکومت، به نخست وزیری، به رئیس مثلاً قبیله، به ریاست عشایر برسم با مردم رفتار خوب می کنم و مردم را به آزادی و رفاه دعوت می کنم و خودم هم همین طور هستم، مجرد دعوا پذیرفته نیست، وقتی که داده شد آن منصب به آن شخص، رسید به آن منصب، آنوقت است که مطالعه در حال او باید کرد که آیا مثل کارتر هست یا مثل علی ابن ابیطالب، با مستضعفین و مستمندان آن می کند که علی ابن ابیطالب سلام الله علیه کرد، یا آن می کند که کارتر کرد، یا آن می کند که استالین کرد. آنها هم همه مدعی هستند. استالین هم مدعی این بود که برای مردم می خواهد کار بکند و مردم را به طور آزاد، مساوی نگه دارد، لکن وقتی که به مقام ریاست رسید فوج فوج مردم را فانی کرد و از بین برد، کارتر هم همین ادعاها را می کند که ما برای بشر آزادی می خواهیم و رفاه می خواهیم و بشر دوست هستیم، لکن وقتی که به مقامش رسیدند دیدیم که آنطور بودند، کردند با بشر آنچه را کردند، صدام هم ادعای این را می کند که من می خواهم که عرب را چه بکنم و با عرب چه بکنم، لکن وقتی که امتحان پیش آمد، اعراب را آنطور در خوزستان به کشتن داد که مغول نکرده بود و اگر مهلت داده بشود به او، با عراق و ایران و هر جا دستش برسد آن کند که مغول با ایران کرد.(457)

دولتمردان بدانند که رسیدن به مقام، امتحان الهی است و سخت امتحانی است

ادعا نمی شود کرد که، من ادعا کنم که من یک ملائی هستم و مردم دوست هستم، وقتی که رسیدی به منصب آنوقت ببین چه هستی. آنوقتی که امثال آقای نخست وزیر در حبس بود و زجر بود، ادعای این معنا را البته در دل داشت که این حکومت بد است و اگر من به ریاست برسم چه خواهم کرد، اگر در ذهنش بوده لکن الان در معرض امتحان است. الان همه این روسا، رئیس جمهور، نخست وزیر، رئیس مجلس، روسای دادگاه ها، روسای همه استان ها، حکومت ها، فرماندارها، استاندارها، همه اینها در معرض امتحانند و این امتحان از امتحان در نقص اولاد و انفس بالاتر است. امتحان مردم به ریاست، به ریاست در هر مقام، به رسیدن به هر مقام، این امتحان سخت تر است از امتحان در نقص اولاد و انفس و مشکل تر است که انسان بتواند از این امتحان نجات پیدا بکند و درست امتحان بدهد در معرض اعمالی که می کند و در پیشگاه خدا آبرومند باشد. روسا هر جا هستند، در هر کشوری هستند، دولتمردان در هر کشوری که هستند و در هر جا که هستند باید بدانند که رسیدن به این مقام، امتحانی الهی بوده است و سخت امتحانی است. خودشان توجه کنند به اینکه قبل از رسیدن به این مقام و بعد از رسیدن به این مقام، چقدر در حالشان تفاوت حاصل شده است. قبل از رسیدن به این مقام به روسای جمهوری که سابق بودند، به نخست وزیرانی که سابق بودند، به وکلای مجلسی که سابق بودند، به استاندارهائی که سابق بودند، به دادگاه هائی که در سابق بودند، قبل از رسیدن خودشان به این مقامات به آنها اشکال داشتند و آنها را تقبیح می کردند، الان که خودشان رسیدند آیا همان نقشه را عمل می کنند که آیندگان آنها را تقبیح کنند؟ یا خیر.(458)