فهرست کتاب


اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی قدس سره الشریف

تهیه و تنظیم بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران (قم)‏‏

این ریاست ها می گذرد

این را باید انسان توجه بکند به اینکه این چند روز می گذرد، این ریاست ها می گذرد، شما هر چه هم بخواهید چیز بکنید از محمد رضا نمی توانید بالاتر بروید، هر چه هم دست و پا بکنید، آنها را پیدا نمی کنید و انشاءالله نخواهید پیدا کرد و نخواهید که بخواهید. او رفت تمام شد، حالا پیش خداست. چه خواهد شد، خدا می داند ما هم این روز را داریم، ما هم فردا یکی مثل من دیرتر و زودتر و آن هم که معلوم نیست که کی زودتر. ولی خوب، ما آخر است و باید برویم، شما که الان جوان هستید، به فکر این باشید که اصلاح کنید خودتان را، به فکر این باشید که برای این مملکت کار بکنید.(444)

هر بلائی جامعه از دست قدرتمندان می بیند در اثر خودخواهی است

من اول دعا می کنم که خدای تبارک و تعالی شما آقایان را از عنایت خودش محروم نکند و شما را به راهی که رضای اوست هدایت بفرماید و شما به مقصدی که مقصد اسلام است و آرزوی ملت است برسید. آنچه که خطر برای هر انسانی و هر متصدی امری هست حب نفس است. راس همه خطاهائی که انسان می کند، حب نفس است. هر بلائی سر انسان خودش می آید یا جامعه از دست قدرتمندان می بیند این دراثر هوای نفس و خودخواهی است. در روایات ائمه ما فرموده اند: رأس کل خطیئة، حب النفس یعنی همه خطاهائی که از انسان صادر می شود در اثر همین خودخواهی و غفلت از خداست. انسان باید کوشش کند که این حب نفس را اگر نمی تواند تمام کند کم کند، البته مسأله بسیار مشکلی است و محتاج به ریاضت است، لکن مسأله نشدنی نیست، مشکل است، لکن نشدنی نیست. اگر انسان در هر امری که وارد می شود در آن امر خودخواهی را کنار بگذارد و مصلحت را ملاحظه بکند و خدا را ملاحظه بکند، هم موفق می شود و هم از خطراتی که بر این خودخواهی است در امان می ماند. شما که الان از وزرای محترم هستید و مملکت اسلامی به شما سپرده می شود و پست های شما پست هائی است که باید در آن اعمال بسیار شایسته انجام بگیرد، کوشش کنید که اولا گمان نکنید که ریاست، از ریاست درجه اول تا آخر، یک چیزی باشد، یک امر اعتباری است، یک دسته ای جمع می شوند یکی را می گویند تو کارها را انجام بده.(445)

در نظر حضرت امیر (علیه السلام) ریاست مطرح نبود مگر اینکه بتواند یک عدلی را اقامه کند

در نظر داشته باشید که حضرت امیر سلام الله علیه در حالی که به حسب فهم جامعه، ریاست یک کشور بسیار بزرگی را داشت از حجاز تا مصر، عراق، ایران، همه را داشت، آنوقت چه جور بود وضعش، چه جور بود سلوکش با مردم و چه بود سفارش هایی که به عمالش یا به حکومت هائی که از طرف او بودند، چه سفارش های ارزشمندی فرموده است. البته ما نمی توانیم خود او باشیم، لکن می توانیم که شیعه او باشیم، پیرو او باشیم، تا آن حدودی که بتوانیم باید پیروی از او بکنیم. او تمام مقصدش خدا بود، اصلش این دنیا و این ریاست دنیا و اینها در نظر او چیزی نبود مگر اینکه بتواند یک عدلی را دریک دنیا برقرار کند، و الا پیش آنها مطرح نبود که یک ریاستی داشته باشند یا خلافتی داشته باشند، مگر اینکه بتوانند یک عدلی را اقامه کنند و یک حدی را جاری کنند. ما باید از آنها درس بگیریم و پند بگیریم و به شیوه آنها تا آن اندازه ای که می توانیم عمل کنیم و از آن چیزهائی که دام شیطان است که بزرگترین دام همان خودخواهی انسان است، از این دام رهائی پیدا بکنیم و به صراط مستقیم الهی راه برویم تا بتوانیم هم خودمان را اصلاح کنیم و هم جامعه مان را.(446)