فهرست کتاب


اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی قدس سره الشریف

تهیه و تنظیم بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران (قم)‏‏

قدرت طلبی ریشه در خودخواهی دارد

در هیچ پیروزی ای به مقدار خارج از متعارف که مربوط به خدا نباشد، غرور و خوشحالی پیدا نکنیم و در هیچ شکستی سرشکستگی نداریم، برای این که ما نمی خواستیم خودمان یک چیزی بشویم که سرشکستگی پیدا کنیم، ما می خواستیم اطاعت امر خدا را بکنیم. خدا فرموده است: بروید دست ظالم را قطع کنید. ما می رویم، آن قدری که قدرت داریم، دست ظالم را، بتوانیم قطع میکنیم، نتوانستیم، کار خودمان را انجام داده ایم. به ما فرموده است که «قاتلوهم»، خداوند تعزیرشان می کند به دست شما. ما مقاتله می کنیم، اطاعت است، یعنی سربسته و دربسته در اختیار او باید باشیم، اطاعت بکنیم، دنبال هر چی می رویم اطاعت بکنیم. اگر موعظه می کنیم برای اطاعت خدا باشد و اگر موعظه می شنویم هم برای اطاعت خدا باشد. اگر جنگ می کنیم برای خدا باشد، اطاعت خدا باشد و اگر صلح می کنیم، اطاعت خدا. هر جا فرموده آن کار را بکنید، آن کار را می کنیم، هرجا فرموده این کار را بکنید، این کار را می کنیم. اگر این طور شدیم که از خودمان یک چیزی را مایه نگذاشتیم، هرچه هست از اوست، چیزی هم نداریم که مایه بگذاریم، خیال می کنیم چیزی داریم، هرچه هست از اوست. هرچه ما خیال می کنیم داریم، نه! از اوست پیش ما، امانت است این امانت هم یک وقتی رد می شود به خودش اگر هم داشته باشیم به خیال خودمان، از ما نیست، اشتباه می کنیم. همه عذاب هایی که در آن عالم هست برای نفهمی آدم است. خیال می کند خودش چیزی است، چون خیال می کند خودش چیزی است، می خواهد به همه تفوق پیدا کند. چون برای خودش هست، می خواهد همه چیز را برای خودش تحصیل بکند، و این است که انسان را به شقاوت می رساند. و سعید این است که هم چیز را برای او بخواهد و برای او خواستن، یعنی برای بندگان خدا، برای احکام خدا.(422)

هر چه قدرت زیادتر شود، نگرانیها بیشتر می شود

همه انبیا آمده اند که ما را نجات بدهند از این چیزی که خودمان با دست خودمان درست کردیم و کم موفق شدند که هواهای نفسانی ما غلبه کرد بر دعوت های آنها. مقصودم از این مزاحمت این بود که گمان نکنند ابرقدرتها و گمان نکنند دولتمردها و گمان نکنند هیچ کس از افراد که من قانعم به اینکه حالا بشوم فلان رئیس. آشوبی که در قلب شماست بیشتر می شود حالائی که این حد را دارید اگر به آن یک قدری توجه کنید و قانع بشوید آشوب هست اما کم است وقتی هر چه زیادتر شد آشوب زیادتر می شود، نگرانی ها زیادتر می شود پس چرا انسان دست و پا بزند برای زیاد کردن آشوب خودش برای اینکه ناراحتی خودش را زیاد بکند. دست و پا بزند برای اینکه مثل عنکبوت تار دور خودش بتند تمام کارهائی که ما می کنیم مثل همین عنکبوت ها در آن عالم ظاهر می شود که ما خودمان داریم با دست خودمان خودمان را به بند می کشیم. چرا می خواهید این مقام را پیدا کنید که این مقام برای شما یک چیزی است که صورتش مشوه است در آنجا. چرا دنبال این هستید که زحمت های خودتان را زیاد کنید؟ سلمان هم حکومت مدائن بود وقتی سیل آمد و زلزله آمد سیل آمد، سیل آمد، پوستی که زیرش بود برداشت رفت بالا گفت «نجعل مخففون(423)» من چیزی ندارم که آب ببرد یک پوستی هست آن هم برداشتم، حاکم آنجا بود اما آنهائی که زیاد کردند، روی هم گذاشتند، روی هم گذاشتند، چه اموال دنیا را روی هم گذاشتند و چه ریاست ها را روی هم گذاشتند آنجا آنهائی هستند که در آن عالم گرفتاری شان زیاد است و چرا ما اینقدر زیاد کنیم گرفتاری ها را.(424)

مقام را برای امت خرج کنیم

ما برای این ملت عمل بکنیم ما تمام هممان را صرف کنیم که این کشوری که به این حال درآمده است و همه هم با ما دشمن هستند این را نجاتش بدهیم و همه به فکر نجات باشیم نه به فکر اینکه برای خودمان باشد. برای نجات یک بشر، برای نجات یک ملت، برای نجات اسلام از شر این قدرت ها همه کوشش کنیم، شما اگر یک خانه هم داشته باشید بخواهید تدبیر کنید این خانه را، تا زن و مرد و بچه و کلفت و اینهائی که هستند، همفکر نباشند، نمی توانید یک خانه را اداره کنید. یک کشور را وقتی بخواهید اداره بکنید، اگر همفکر نباشید، اگر همت همه اداره این نباشد، اگر همه در فکر مردم باشید، آنها عباد خدا هستند، بنده های خدا هستند. اینهائی که در مرزها دارند کشته می شوند و اینهائی که گرفتار اوضاع جنگ هستند و اینهائی که آواره شدند و در این زمین ها و در این چادرهای بی همه چیز دارند زندگی می کنند اینها بنده های خدا هستند و از ماها از من افضلند و محتمل است که از شماها هم افضل باشند چرا ما به فکر آنها نباشیم؟ فکر نجات امت نباشیم؟ چرا یک ذره از آن چیزی که در دل انبیا بود در دل ما نباش «و لعلک باخع نفسک(425)» شاید تو می خواهی خودت را هلاکت کنی! غصه می خورد از بس برای این مردم، غصه پیغمبر برای این کفار بود، این کفار، غصه می خورد که اینها نمی فهمند دارند چه می کنند، اینها دارند برای خودشان جهنم می سازند. چرا ما یک ذره ای، یک بارقه کوچکی از این نفس های مطمئنه شریف در قلب مان نباشد که برای این امت کار بکنیم نه برای خودمان؟ اگر همه کوشش کنید که برای امت کار بکنید همه چیز اصلاح می شود، همه ما بنای مان بر این باشد که این سال جدید انشاءالله که به خیر برایتان باشد. بیایید به فکر این باشیم که ما برای این امت هر کاری می خواهیم بکنیم، این مقام را برای امت خرج کنیم این پست را برای امت بگیرم. اگر این مطلب حاصل بشود، ولو به یک مرتبه نازلش هم باشد، این سال جدید سال صلح و سال صفا واقع می شود.(426)