فهرست کتاب


اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی قدس سره الشریف

تهیه و تنظیم بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران (قم)‏‏

اگر از مردمی بودن خارج شوید، خارجی ها به شما طمع می کنند

این یک عنایتی است که خدای تبارک و تعالی به این ملت کرد و از خود مردم، از خود این توده ها از بازار - نمی دانم - از کجاها و خانه ها، افراد منبعث شدند و حکومت تشکیل دادند. وقتی از بازار، مردم حکومت را تشکیل دادند، می دانند که بازار وضعش چه جوری است وقتی که از بین خود مردمی که مرفه نیستند، اینها آمدند و خودشان هم نظیر آنها هستند، اینها به درد دل مردم می توانند برسند. من اینکه عرض می کنم، نمی خواهم از شما تعریف کنم، برای اینکه می ترسم تعریف کنم این برای این است که تنبه بدهم، تنبه بدهم به اینکه تا وضع اینطوری است، حکومت برقرار است، حکومت اسلامی برقرار است تا وضع دولت، مجلس - نمی دانم - ارتش، روسای ارتش، فرماندهان همه جا این وضع است که می بینیم الان و مشاهده می کنیم، شما خوف از اینکه یک آسیبی این جمهوری اسلامی به آن برسد، از این خوف نداشته باشید شما هر چه خوف دارید، از خودتان بترسید، از اینکه مبادا خدای نخواسته مسیر، یک مسیر دیگر بشود و راه، یک راه دیگری باشد و توجه به این چیزی که الان هست، از دست برود و مردمی بودن از دستتان برود. از این بترسید که اگر خدای نخواسته یک وقت این قضیه پیش آمد و شما از آن مردمی بودن بیرون رفتید و یک وضع دیگری پیدا کردید و خیال کردید حالائی که من نخست وزیرم، حالائی که من رئیس جمهورم حالائی که من وزیر کذا هستم باید چه و چه و چه باشم، آنوقت بدانید که آسیب می بینید، یعنی آنوقت است که خارجی ها به شما طمع می کنند.(411)

دشمن می داند که باید از داخل، کشوری را به تباهی بکشاند

آنها می دانند که از چه راه باید یک کشوری را به تباهی بکشانند، آنها می دانند که باید از راه خود حکومت، از راه خود دولت، از راه خود مجلس، از راه خود اینها، این کارها را انجام بدهند، آنها می دانند که ریختن در یک کشور یا نمی دانم چه کردن، با وضعی که اینجور کشورها دارند، این نمی شود اینها تجربه اش را در افغانستان کردند در افغانستان با اینکه دولتش با آنهاست و حزب ها و خیلی از حزب ها شاید با آنها باشند، لکن چون یک توده ای دارد، آنجا، توده ای که مسلمانند، متوجهند و مخالف با قدرت ها هستند، چون این هست در آن، موفق نشدند به اینکه آن کاری که می خواستند، بکنند، هر روز هم رو به شکست است. اینها تجربه ها را دارند، می دانند قضیه چه جور است، می دانند که یک ملتی که همه شان در مقابل همه چیرهائی که درشان وارد می شود، ایستادگی کردند و می کنند، ملتی که بچه اینقدریش، دیروز یک بچه ای قد این آقا کوچولو، به حد ده سال و اینها نبود، اینجا گریه می کرد که، گریه می کرد که شما دعا کنید من شهید بشوم یک ملتی اینطوری، زنش اینطور، مردش اینطور، پیرش آنطور، جوانش آنطور، اینها می دانند با این ملت نمی شود با فشار و زور و سرنیزه رفتار کرد قهرا آنها می خواهند یک نقشه ای بکشند، حواسشان هم خیلی جمع است و خیلی هم حوصله و صبر دارند. آنها برای پنجاه سال دیگر، برای سی سال دیگر حالا نقشه درست می کنند، حالا نقشه می کشند که سی سال دیگر نتیجه بگیرند یعنی اگر خدای نخواسته دانشگاه ما یک انحرافی پیدا بکند، بعد از سی سال نتیجه اش را آنها می گیرند. اگر در دانشگاه ما یک اشخاص غیر اسلامی امثال اینها وارد بشود، اشخاصی که انحراف دارند وارد بشود، ولو حالا نتوانند کاری بکنند (حالا هم عجله ندارند که کاری بکنند) کم کم همین دانشگاهی ها را تبلیغ می کنند، صحبت می کنند، چه می کنند، چه می کنند، هوا خورشان می کنند، بالاخره هم مقدرات یک مملکت بعد از این دوره با آنهاست آنها وقتی مقدرات یک دولت را و ملت را در دست گرفتند، با یک انحرافی در دست گرفتند، آنوقت هست که اینها نتیجه می گیرند، با دست خود اینها نتیجه می گیرند.(412)

با جدایی از مردم بدانید که رو به تباهی می روید

شما باید کوشش کنید همه تان، هر کس در هر وزارتخانه هست باید کوشش کند که اجزاء آن وزارتخانه، افرادی که در آن وزارتخانه هست، وضع روحیش جوری باشد که با مردم بسازد، مردم باز احساس نکنند که در این وزارتخانه هم وقتی ما بخواهیم کارمان را به وزیر بدهیم، باید یک مدتی دم در بایستیم و یک مدتی آن مامور و آن مامور و آن مامور تا برسانند ما را به آنجا، آنجا هم پشت در بایستیم نه، این وضع اگر یک وقت خدای نخواسته دیدید دارد اینطور می شود، بدانید که دارید رو به تباهی می روید، قدم دارید بر می دارید رو به تباهی. آن روزی شما قوی هستید که این بقال سر محله و آن مومن توی مسجد و آن کسی که در جاهای بزرگ و اعیان و اشراف فرض کنید هست، برای شما اینطور نباشد که برای او یک کاری بکنید، برای این نکنید. اینها را مقدم بر آنها بدانید، اینهائی که شما را به وزارت رسانده اند، با اینکه وزارت الان یک چیز مهمی نیست پیش شما، اینهائی که قدرتمندها را بیرون کردند، اینهائی که همه آن اشخاصی که مقدرات یک کشور در دستشان بود و ما را و شما را و همه کشور را به تباهی کشیده بودند، آنها را بیرون زدند، اینها را باید ما قدرشان را بدانیم، یعنی نگه شان داریم برای خدا، برای اسلام، برای حیثیت خودتان، برای حیثیت کشورتان باید این سر و پا برهنه ها را نگه شان دارید اینهائی که بعد از همین که هر شهیدی شما پیدا می کنید، آنطور برایش تظاهر می کنند، آنطور برایش عرض بکنم به سر و سینه خودشان می زنند، که می بینید نشان می دهند، یک همچو ملتی را باید با همین وضع نگه داشت و آن به دست امثال شماست که اینطور باقی بماند اگر یک وقت سرخورده بشوند از دولت و خیال کنند که دولت دارد برای خودش یک کارهائی انجام می دهد و برای ما نیست و چطور، آنوقت هست که شما هر کدامتان خدای نخواسته از بین بروید، یک کسی برایتان فاتحه نمی خواند.(413)