فهرست کتاب


اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی قدس سره الشریف

تهیه و تنظیم بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران (قم)‏‏

در جمهوری اسلامی، ارزش مقامات در خدمتگزاری است نه حکومت

شما می دانید که در جمهوری اسلامی مقامات آن معنی که در سابق داشت از دست داده، نه رئیس جمهورش و نه نخست وزیرش و نه سایر وزرایش اینطور نیست که خیال بکنند، خودشان خیال بکنند که ما یک مقام بالائی، والا مقام هستیم و ما حضرت اشرف هستیم و نمی دانم کذا اینجور نیست. آنها می بینند که ارزششان در بین جامعه، در همه جا این است که خدمت بکنند، خدمتگزار باشند، نه ارزش به این است که به مردم حکومت کنند در جمهوری اسلامی این معنا که هم مقامات آن مقاماتی که سابق تخیل می شد، نیست و هم صاحب اشخاصی که متصدی امور هستند، آن اشخاصی که در یک خانواده اشرافی بزرگ شده باشند و یک زندگی چه کرده باشند و نتوانند بسازند با مردم، نتوانند بسازند با یک زندگی عادی، آنطور هم نیستند. من فیلمی که دیشب از مرحوم رجائی گذاشته بودند و منزلش را نشان می دادند، یک دفعه دیگر هم مثل اینکه دیدم این را، بعضی از اشخاصی که پیش من بودند می گفتند ما رفتیم منزل آقای رجایی، این خوب نشان می داد، آنجا به این اندازه نیست، واقع مطلب اینطور نیست، این یک چیز بزرگی کانه نشان دارد می دهد و حال آنکه ما که رفتیم منزلشان دیدیم نه، مسأله این طور هم نیست. وقتی بنا شد که یک نفر رئیس جمهور شده، یا یک نفر نخست وزیر است، آقا منزلش آنطوری است و وضع مادیش اینطوری است، این دیگر نمی شود که از یک قدرت بزرگی بترسد برای چه بترسد؟ این را که از او نمی گیرند آن باید بترسد که می خواهد چپاول کند و می خواهد یک حکومت کذائی بکند، آن باید بترسد، اما رجائی خدا رحمتش کند و امثال اینها و باهنر و اینهائی که ما از دست دادیم، که اینطور نبودند که زندگی شان جوری باشد که مبادا یک وقتی از دست ما برود، خاضع بشوند پیش دیگران و برای اینکه زندگی را بیشترش بکنند زورگوئی کنند به مردم.(410)

اگر از مردمی بودن خارج شوید، خارجی ها به شما طمع می کنند

این یک عنایتی است که خدای تبارک و تعالی به این ملت کرد و از خود مردم، از خود این توده ها از بازار - نمی دانم - از کجاها و خانه ها، افراد منبعث شدند و حکومت تشکیل دادند. وقتی از بازار، مردم حکومت را تشکیل دادند، می دانند که بازار وضعش چه جوری است وقتی که از بین خود مردمی که مرفه نیستند، اینها آمدند و خودشان هم نظیر آنها هستند، اینها به درد دل مردم می توانند برسند. من اینکه عرض می کنم، نمی خواهم از شما تعریف کنم، برای اینکه می ترسم تعریف کنم این برای این است که تنبه بدهم، تنبه بدهم به اینکه تا وضع اینطوری است، حکومت برقرار است، حکومت اسلامی برقرار است تا وضع دولت، مجلس - نمی دانم - ارتش، روسای ارتش، فرماندهان همه جا این وضع است که می بینیم الان و مشاهده می کنیم، شما خوف از اینکه یک آسیبی این جمهوری اسلامی به آن برسد، از این خوف نداشته باشید شما هر چه خوف دارید، از خودتان بترسید، از اینکه مبادا خدای نخواسته مسیر، یک مسیر دیگر بشود و راه، یک راه دیگری باشد و توجه به این چیزی که الان هست، از دست برود و مردمی بودن از دستتان برود. از این بترسید که اگر خدای نخواسته یک وقت این قضیه پیش آمد و شما از آن مردمی بودن بیرون رفتید و یک وضع دیگری پیدا کردید و خیال کردید حالائی که من نخست وزیرم، حالائی که من رئیس جمهورم حالائی که من وزیر کذا هستم باید چه و چه و چه باشم، آنوقت بدانید که آسیب می بینید، یعنی آنوقت است که خارجی ها به شما طمع می کنند.(411)

دشمن می داند که باید از داخل، کشوری را به تباهی بکشاند

آنها می دانند که از چه راه باید یک کشوری را به تباهی بکشانند، آنها می دانند که باید از راه خود حکومت، از راه خود دولت، از راه خود مجلس، از راه خود اینها، این کارها را انجام بدهند، آنها می دانند که ریختن در یک کشور یا نمی دانم چه کردن، با وضعی که اینجور کشورها دارند، این نمی شود اینها تجربه اش را در افغانستان کردند در افغانستان با اینکه دولتش با آنهاست و حزب ها و خیلی از حزب ها شاید با آنها باشند، لکن چون یک توده ای دارد، آنجا، توده ای که مسلمانند، متوجهند و مخالف با قدرت ها هستند، چون این هست در آن، موفق نشدند به اینکه آن کاری که می خواستند، بکنند، هر روز هم رو به شکست است. اینها تجربه ها را دارند، می دانند قضیه چه جور است، می دانند که یک ملتی که همه شان در مقابل همه چیرهائی که درشان وارد می شود، ایستادگی کردند و می کنند، ملتی که بچه اینقدریش، دیروز یک بچه ای قد این آقا کوچولو، به حد ده سال و اینها نبود، اینجا گریه می کرد که، گریه می کرد که شما دعا کنید من شهید بشوم یک ملتی اینطوری، زنش اینطور، مردش اینطور، پیرش آنطور، جوانش آنطور، اینها می دانند با این ملت نمی شود با فشار و زور و سرنیزه رفتار کرد قهرا آنها می خواهند یک نقشه ای بکشند، حواسشان هم خیلی جمع است و خیلی هم حوصله و صبر دارند. آنها برای پنجاه سال دیگر، برای سی سال دیگر حالا نقشه درست می کنند، حالا نقشه می کشند که سی سال دیگر نتیجه بگیرند یعنی اگر خدای نخواسته دانشگاه ما یک انحرافی پیدا بکند، بعد از سی سال نتیجه اش را آنها می گیرند. اگر در دانشگاه ما یک اشخاص غیر اسلامی امثال اینها وارد بشود، اشخاصی که انحراف دارند وارد بشود، ولو حالا نتوانند کاری بکنند (حالا هم عجله ندارند که کاری بکنند) کم کم همین دانشگاهی ها را تبلیغ می کنند، صحبت می کنند، چه می کنند، چه می کنند، هوا خورشان می کنند، بالاخره هم مقدرات یک مملکت بعد از این دوره با آنهاست آنها وقتی مقدرات یک دولت را و ملت را در دست گرفتند، با یک انحرافی در دست گرفتند، آنوقت هست که اینها نتیجه می گیرند، با دست خود اینها نتیجه می گیرند.(412)