فهرست کتاب


اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی قدس سره الشریف

تهیه و تنظیم بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران (قم)‏‏

قدرتمندان به دلیل علاقه به قدرت خود، تسلیم قدرت خارجی می شوند

این یکی از الطاف بزرگ خدا بود که حکومت جمهوری اسلامی را و متصدیان امور اسلامی را از قشر مرفه و از آن اشراف و اعیان و سلطنه ها و ملک ها و اینها قرار نداد و این اسباب این شد و می شود که وقتی که بنا شد که یک اشخاصی زندگی شان یک زندگی عادی باشد و ارزش را در این زندگی هم ندانند، ارزش را به ارزش انسانی، ارزش اسلامی بدانند، ارزش اخلاقی بدانند، اگر یک حکومتی ارزش هایش اینطور ارزش باشد که ارزش اسلامی باشد، بخواهد خدمت به نوع خودش بکند، خودش را خدمتگزار بداند، اگر دیدش این باشد، قهرا ملت با اوست و قهرا نمی تواند یک قدرت خارجی او را تحت تاثیر قرار بدهد. همیشه قدرت خارجی برای اینکه بر مردم مسلط بشود، این بالاتری ها را می ترساند آنها هم از باب اینکه تمام توجه شان به این بود که در بین ملت قدرتمند باشند، دارای یال و کوپال باشند، آنها را تسلیم می شد برای اینکه به اینها ظلم بکند این وضع طبیعی اینجور حکومت است و وضع طبیعی حکومتی که از قشر غیر مرفه است، از خود این مردم درست شده است، وضع طبیعی اش این است که با مردم باشد و خدمت بکند و ارزش را، ارزش جاه و مقام نداند.(409)

در جمهوری اسلامی، ارزش مقامات در خدمتگزاری است نه حکومت

شما می دانید که در جمهوری اسلامی مقامات آن معنی که در سابق داشت از دست داده، نه رئیس جمهورش و نه نخست وزیرش و نه سایر وزرایش اینطور نیست که خیال بکنند، خودشان خیال بکنند که ما یک مقام بالائی، والا مقام هستیم و ما حضرت اشرف هستیم و نمی دانم کذا اینجور نیست. آنها می بینند که ارزششان در بین جامعه، در همه جا این است که خدمت بکنند، خدمتگزار باشند، نه ارزش به این است که به مردم حکومت کنند در جمهوری اسلامی این معنا که هم مقامات آن مقاماتی که سابق تخیل می شد، نیست و هم صاحب اشخاصی که متصدی امور هستند، آن اشخاصی که در یک خانواده اشرافی بزرگ شده باشند و یک زندگی چه کرده باشند و نتوانند بسازند با مردم، نتوانند بسازند با یک زندگی عادی، آنطور هم نیستند. من فیلمی که دیشب از مرحوم رجائی گذاشته بودند و منزلش را نشان می دادند، یک دفعه دیگر هم مثل اینکه دیدم این را، بعضی از اشخاصی که پیش من بودند می گفتند ما رفتیم منزل آقای رجایی، این خوب نشان می داد، آنجا به این اندازه نیست، واقع مطلب اینطور نیست، این یک چیز بزرگی کانه نشان دارد می دهد و حال آنکه ما که رفتیم منزلشان دیدیم نه، مسأله این طور هم نیست. وقتی بنا شد که یک نفر رئیس جمهور شده، یا یک نفر نخست وزیر است، آقا منزلش آنطوری است و وضع مادیش اینطوری است، این دیگر نمی شود که از یک قدرت بزرگی بترسد برای چه بترسد؟ این را که از او نمی گیرند آن باید بترسد که می خواهد چپاول کند و می خواهد یک حکومت کذائی بکند، آن باید بترسد، اما رجائی خدا رحمتش کند و امثال اینها و باهنر و اینهائی که ما از دست دادیم، که اینطور نبودند که زندگی شان جوری باشد که مبادا یک وقتی از دست ما برود، خاضع بشوند پیش دیگران و برای اینکه زندگی را بیشترش بکنند زورگوئی کنند به مردم.(410)

اگر از مردمی بودن خارج شوید، خارجی ها به شما طمع می کنند

این یک عنایتی است که خدای تبارک و تعالی به این ملت کرد و از خود مردم، از خود این توده ها از بازار - نمی دانم - از کجاها و خانه ها، افراد منبعث شدند و حکومت تشکیل دادند. وقتی از بازار، مردم حکومت را تشکیل دادند، می دانند که بازار وضعش چه جوری است وقتی که از بین خود مردمی که مرفه نیستند، اینها آمدند و خودشان هم نظیر آنها هستند، اینها به درد دل مردم می توانند برسند. من اینکه عرض می کنم، نمی خواهم از شما تعریف کنم، برای اینکه می ترسم تعریف کنم این برای این است که تنبه بدهم، تنبه بدهم به اینکه تا وضع اینطوری است، حکومت برقرار است، حکومت اسلامی برقرار است تا وضع دولت، مجلس - نمی دانم - ارتش، روسای ارتش، فرماندهان همه جا این وضع است که می بینیم الان و مشاهده می کنیم، شما خوف از اینکه یک آسیبی این جمهوری اسلامی به آن برسد، از این خوف نداشته باشید شما هر چه خوف دارید، از خودتان بترسید، از اینکه مبادا خدای نخواسته مسیر، یک مسیر دیگر بشود و راه، یک راه دیگری باشد و توجه به این چیزی که الان هست، از دست برود و مردمی بودن از دستتان برود. از این بترسید که اگر خدای نخواسته یک وقت این قضیه پیش آمد و شما از آن مردمی بودن بیرون رفتید و یک وضع دیگری پیدا کردید و خیال کردید حالائی که من نخست وزیرم، حالائی که من رئیس جمهورم حالائی که من وزیر کذا هستم باید چه و چه و چه باشم، آنوقت بدانید که آسیب می بینید، یعنی آنوقت است که خارجی ها به شما طمع می کنند.(411)