فهرست کتاب


اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی قدس سره الشریف

تهیه و تنظیم بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران (قم)‏‏

قدرت طلبها در مقابل قدرت های بالاتر خاضعند و در مقابل ضعفا جابر و ستمگر

من یک نکته ای عرض می کنم و این برای این نیست که از دولت یا از ارگان های دیگر تعریف کنم، این یک واقعیتی است که من عرض می کنم و شاید شماها هم مطلع هستید و توجه دارید یکی از عنایات بزرگی که خدای تبارک و تعالی به جمهوری اسلامی و این نهضت اسلامی عنایت فرموده این است که متصدیان امور، چه آنهائی که در مجلس خدمت می کنند و چه آنهائی که در دولت خدمت می کنند، چه آنهائی که در ارتش هستند، همه اینها از آن قشر مرفه نیستند، از آن قشری که همه توجه شان به این است که برای خودشان مقام درست کنند و برای خودشان کارهائی انجام بدهند ولو بر ضد خلق باشد.
شما اگر توجه کنید به حکومت هائی که در تاریخ بوده است و خصوصا در این پنجاه سال، ملاحظه می کنید که آنهائی که در راس امور بودند، آنها از این ملک ها و سلطنه ها - و عرض می کنم که - از این سنخ مردم و به اصطلاح از اشراف بودند وقتی که اشراف به قول خودشان و اعیان و متمکنین و یال و کوپال دارها متصدی امور یک کشور شدند، قهراً اینها مردم را به حساب نمی آورند، این یک امر قهری است و در مقابل یک قدرتمند بزرگتر از خودشان خاضعند و در مقابل ضعفا و ملت خودشان جابر و ستمگر. شما اگر ملاحظه فرموده باشید، معامله این دولت هائی که ما داشتیم سابق، با مردم مقایسه کنید و معامله شان را با سفارتخانه های خارجی، با سفارتخانه های خارجی، اینها شخصیت خودشان را بکلی (شخصیت هم نداشتند) بکلی از دست می دادند و آن چیزی که در ذهن من است، یکی از سفرا (حالا یا سفیر انگلیس بود، یا یک جای دیگر) آن صدراعظم وقت را پاشد گلویش را گرفت توی اتاق و زد او را به دیوار. در مقابل او آنها سپر می انداختند، لکن در مقابل مردم، آنقدر به مردم ظلم می کردند و آنقدر به خیال خودشان به بزرگی و امثال ذلک رفتار می کردند، که همه می دانید.(407)

قدرت طلبها به منافع مردم اصلاً توجهی ندارند

وقتی بنا شد که متصدی یک امور کشوری قشر اشراف (به اصطلاح خودشان اعیان، مرفه ها و صاحب اموال و - نمی دانم - پارک و اتومبیلها و کذا و کذا، یا آنوقت کالسکه ها و آن حرف ها باشد، این یکی از مصیبت های بزرگی است که در یک ملت هست، سرچشمه همه مصیبت هائی که ملت ها می کشند این است که متصدیان امورشان از قشر مرفه و از اشراف و اعیان به اصطلاح خودشان از آنها باشد و آنها اینطور هستند، اشراف و اعیان اینطور هستند که تمام ارزش ها را به این می دانند که آنجائی که زندگی می کنند بهتر از دیگران باشد، آن رفتاری که مردم با آنها می کنند، رفتار عبید با موالی باشد، تمام افکارشان متوجه به این مسائل است. باید حتما چند تا پارک داشته باشد، چند تا باغ داشته باشد در شمیران، در تهران در کجا، تا اینکه بشود یک نفر آدم عرض می کنم که نخست وزیر یا یک نفر آدم وزیر کذا و اینها وضع روحی شان، به حسب نوع، وضع روحی شان اینطور بود که چون قدرت را، تمام ارزش ها را به قدرت می دانستند، تمام ارزش ها را به قدرت مالی می دانستند، به قدرت های دیگر می دانستند، در مقابل قدرت بالاتر از خودشان خاضع و عبد بودند، در مقابل ضعفائی که قدرت ندارند، فرمانفرما و حکومت بودند این وضع طبیعی این است که یک قشر اشراف و اعیان به اصطلاح خودشان و مرفه، به یک کشوری حکومت کنند و قابل اجتناب نیست این وقتی حکومت آنطور شد، دیگر نمی شود این را کسی خیال کند که قابل این است که این با مردم چه جور باشد، از آن ور با دولت های خارجی چه جور باشد مقابل آنها از باب اینکه می دیدند آنها قدرتشان بیشتر است، خاضع بودند هرجائی که توهم می کردند که به قدرتشان یک قدرت بالاتری یک صدمه ای بزند، مقابل او لنگ می انداختند و همه جور تواضعی می کردند برای اینکه آنجا را به دست داشته باشند. به مردم هر چه گذشت، گذشت و هر چه خواستند بکنند با مردم.(408)

قدرتمندان به دلیل علاقه به قدرت خود، تسلیم قدرت خارجی می شوند

این یکی از الطاف بزرگ خدا بود که حکومت جمهوری اسلامی را و متصدیان امور اسلامی را از قشر مرفه و از آن اشراف و اعیان و سلطنه ها و ملک ها و اینها قرار نداد و این اسباب این شد و می شود که وقتی که بنا شد که یک اشخاصی زندگی شان یک زندگی عادی باشد و ارزش را در این زندگی هم ندانند، ارزش را به ارزش انسانی، ارزش اسلامی بدانند، ارزش اخلاقی بدانند، اگر یک حکومتی ارزش هایش اینطور ارزش باشد که ارزش اسلامی باشد، بخواهد خدمت به نوع خودش بکند، خودش را خدمتگزار بداند، اگر دیدش این باشد، قهرا ملت با اوست و قهرا نمی تواند یک قدرت خارجی او را تحت تاثیر قرار بدهد. همیشه قدرت خارجی برای اینکه بر مردم مسلط بشود، این بالاتری ها را می ترساند آنها هم از باب اینکه تمام توجه شان به این بود که در بین ملت قدرتمند باشند، دارای یال و کوپال باشند، آنها را تسلیم می شد برای اینکه به اینها ظلم بکند این وضع طبیعی اینجور حکومت است و وضع طبیعی حکومتی که از قشر غیر مرفه است، از خود این مردم درست شده است، وضع طبیعی اش این است که با مردم باشد و خدمت بکند و ارزش را، ارزش جاه و مقام نداند.(409)