فهرست کتاب


اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی قدس سره الشریف

تهیه و تنظیم بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران (قم)‏‏

پیدا شدن قدرت طلبی و مال طلبی در مسؤولین علامت شکست نهضت است

و آن روزی که دیدید و دیدند که انحراف در مجلس پیدا شد، انحراف از حیث قدرت طلبی و از حیث مال طلبی، در کشور در وزیرها پیدا شد، در رئیس جمهور پیدا شد، آن روز بدانند که علامت اینکه شکست بخوریم، خودنمایی کرده از آنوقت باید جلویش را بگیرند. رئیس جمهوری که بخواهد سلطنت کند به این مملکت، خود مردم باید جلویش را بگیرند. مجلسی که بخواهد قدرتمندی نشان بدهد و آن مسائلی که سابق و آن افرادی که سابق در مجلس بودند آن کارها را بکند، خود مردم باید جلویش را بگیرند. اگر مردم بخواهند که اسلام را حفظ کنند، جمهوری اسلامی را حفظ کنند، دولت و مجلس و رئیس جمهور و اینها را حفظشان کنند یعنی حفظ کنند، از اینکه خدای نخواسته یک وقت قدمی از آن ور برندارند این شیطانی است که در انسان هست و ممکن است که هرکس را منحرف کند و لازم است که انسان خودش را مهذب کند. شمائی که می خواهید خدمت به این مردم بکنید و دولت که می خواهد خدمت به این مردم بکند و رئیس جمهور و امثال اینها که می خواهند خدمت به این مردم بکنند، توجه بکنند که خدمتگزارند، در دل خودشان این مطلب را ایمان بیاورند به آن که ما خدمت می خواهیم به این مردم بکنیم. ما در جمهوری اسلامی داریم زندگی می کنیم، جمهوری اسلامی که در اسلام مثل رسول اکرم، مثل امیرالمومنین سلام الله علیهما بر آن حکومت کرده اند، می خواهیم یک همچو حکومتی باشد، یک همچو حکومتی که کفش وصله خورده خودش را می گوید از این ریاست ها پیش من ارزشش بیشتر است، یا ریاست ها ارزشش کمتر از این است شما باید در روحیه تان این مطلب را حفظ کنید و مردم هم باید مواظب شما باشند و مواظب همه اینها باشند و هر یک از ما و شما و همه خواستیم که از آن راهی که اسلام داشته است از اول راهی که داشته است و از آن طریقه ای که انبیا داشته اند ما بخواهیم عبور کنیم، آن روز نمونه شکست پیروزی اسلام پیدا می شود و تا یک همچو مسأله ای پیدا نشده پیروزی در جای خودش شک نکنید که هست، البته برای خدا باید باشد شما برای خدا در این مجلس حالا آمدید، وقتی مجلس اینطور است که یک امتیازی نیست که حالا وقتی شما رفتید توی بازار، مردم کنار بروند که رئیس مجلس آمد یا وکیل مجلس آمد، نخست وزیرش هم اینطور است، اینجور نیست که وقتی که توی مردم برود، مردم فرق بگذارند با هم و همه اینها اینطور هستند، وقتی یک همچو مطلبی را دارید احساس می کنید که امتیاز دنیائی ندارید، این را باید شکر کنید و در شکرانه این نعمت خدمت به خلق بکنید و خدمت به احکام اسلام بکنید و برای اینهائی که اولیاء ما هستند، این پائین شهری ها و این پابرهنه ها به اصطلاح شما، اینها ولی نعمت ماها هستند. اگر اینها نبودند، ما یا در تبعید بودیم یا در حبس بودیم یا در انزوا. اینها بودند که همه ما را از این مسائل نجات دادند و همه ما را آوردند و نشاندند به جائی، به خیال خودمان جائی است این.(406)

قدرت طلبها در مقابل قدرت های بالاتر خاضعند و در مقابل ضعفا جابر و ستمگر

من یک نکته ای عرض می کنم و این برای این نیست که از دولت یا از ارگان های دیگر تعریف کنم، این یک واقعیتی است که من عرض می کنم و شاید شماها هم مطلع هستید و توجه دارید یکی از عنایات بزرگی که خدای تبارک و تعالی به جمهوری اسلامی و این نهضت اسلامی عنایت فرموده این است که متصدیان امور، چه آنهائی که در مجلس خدمت می کنند و چه آنهائی که در دولت خدمت می کنند، چه آنهائی که در ارتش هستند، همه اینها از آن قشر مرفه نیستند، از آن قشری که همه توجه شان به این است که برای خودشان مقام درست کنند و برای خودشان کارهائی انجام بدهند ولو بر ضد خلق باشد.
شما اگر توجه کنید به حکومت هائی که در تاریخ بوده است و خصوصا در این پنجاه سال، ملاحظه می کنید که آنهائی که در راس امور بودند، آنها از این ملک ها و سلطنه ها - و عرض می کنم که - از این سنخ مردم و به اصطلاح از اشراف بودند وقتی که اشراف به قول خودشان و اعیان و متمکنین و یال و کوپال دارها متصدی امور یک کشور شدند، قهراً اینها مردم را به حساب نمی آورند، این یک امر قهری است و در مقابل یک قدرتمند بزرگتر از خودشان خاضعند و در مقابل ضعفا و ملت خودشان جابر و ستمگر. شما اگر ملاحظه فرموده باشید، معامله این دولت هائی که ما داشتیم سابق، با مردم مقایسه کنید و معامله شان را با سفارتخانه های خارجی، با سفارتخانه های خارجی، اینها شخصیت خودشان را بکلی (شخصیت هم نداشتند) بکلی از دست می دادند و آن چیزی که در ذهن من است، یکی از سفرا (حالا یا سفیر انگلیس بود، یا یک جای دیگر) آن صدراعظم وقت را پاشد گلویش را گرفت توی اتاق و زد او را به دیوار. در مقابل او آنها سپر می انداختند، لکن در مقابل مردم، آنقدر به مردم ظلم می کردند و آنقدر به خیال خودشان به بزرگی و امثال ذلک رفتار می کردند، که همه می دانید.(407)

قدرت طلبها به منافع مردم اصلاً توجهی ندارند

وقتی بنا شد که متصدی یک امور کشوری قشر اشراف (به اصطلاح خودشان اعیان، مرفه ها و صاحب اموال و - نمی دانم - پارک و اتومبیلها و کذا و کذا، یا آنوقت کالسکه ها و آن حرف ها باشد، این یکی از مصیبت های بزرگی است که در یک ملت هست، سرچشمه همه مصیبت هائی که ملت ها می کشند این است که متصدیان امورشان از قشر مرفه و از اشراف و اعیان به اصطلاح خودشان از آنها باشد و آنها اینطور هستند، اشراف و اعیان اینطور هستند که تمام ارزش ها را به این می دانند که آنجائی که زندگی می کنند بهتر از دیگران باشد، آن رفتاری که مردم با آنها می کنند، رفتار عبید با موالی باشد، تمام افکارشان متوجه به این مسائل است. باید حتما چند تا پارک داشته باشد، چند تا باغ داشته باشد در شمیران، در تهران در کجا، تا اینکه بشود یک نفر آدم عرض می کنم که نخست وزیر یا یک نفر آدم وزیر کذا و اینها وضع روحی شان، به حسب نوع، وضع روحی شان اینطور بود که چون قدرت را، تمام ارزش ها را به قدرت می دانستند، تمام ارزش ها را به قدرت مالی می دانستند، به قدرت های دیگر می دانستند، در مقابل قدرت بالاتر از خودشان خاضع و عبد بودند، در مقابل ضعفائی که قدرت ندارند، فرمانفرما و حکومت بودند این وضع طبیعی این است که یک قشر اشراف و اعیان به اصطلاح خودشان و مرفه، به یک کشوری حکومت کنند و قابل اجتناب نیست این وقتی حکومت آنطور شد، دیگر نمی شود این را کسی خیال کند که قابل این است که این با مردم چه جور باشد، از آن ور با دولت های خارجی چه جور باشد مقابل آنها از باب اینکه می دیدند آنها قدرتشان بیشتر است، خاضع بودند هرجائی که توهم می کردند که به قدرتشان یک قدرت بالاتری یک صدمه ای بزند، مقابل او لنگ می انداختند و همه جور تواضعی می کردند برای اینکه آنجا را به دست داشته باشند. به مردم هر چه گذشت، گذشت و هر چه خواستند بکنند با مردم.(408)