فهرست کتاب


اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی قدس سره الشریف

تهیه و تنظیم بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران (قم)‏‏

20 - اعتراف به اشتباه

تحکم در مسؤولیت و عدم اعتراف به اشتباه از دیکتاتوری انسان است

شما که از الان می خواهید انشاءالله در نظام رو به توانائی بروید و رو به قدرت بروید این جهت را باید خیلی توجه کنید که آیا دارید وقتی که قدرت پیدا می کنید وقتی رئیس یک فوج می شوید، یک پادگان می شوید در خودتان توجه کنید که می خواهید هدایت کنید پرسنل خودتان را، یا می خواهید تحمیل کنید ولو باطل باشد. یک مطلبی را که می گوئید اگر چنانچه خطایش را فهمیدید حاضرید به اینکه بگوئید من خطا کردم، اشتباه کردم یا همان خطا را می خواهید تا آخر به پیش ببرید، از مفاسدی که دیکتاتوری دارد و دیکتاتور مبتلا به آن هست این است که یک مطلبی را که القا می کند بعدش نمی تواند، قدرت ندارد بر خودش که این مطلبی که القاء کرده است اگر خلاف مصلحت است، اگر خلاف مصالح فرض کنید کشور خودش هم هست، خلاف مصلحت ارتش هم هست نمی تواند که از قولش برگردد، می گوید «گفتم و باید بشود» این بزرگترین دیکتاتوری هاست که انسان به آن مبتلا هست که چیزی که «گفتم باید بشود» ولو اینکه یک کشور به تباهی کشیده بشود. این دیکتاتوری هیتلر و امثال اینها از این قماش دیکتاتوری بود که وقتی مثلاً مشاهده این معنا را می کند که خطا کرده است و نباید اینطور حمله را به مثلا شوروی بکند این را اظهار نمی کند لکن عقیده اش این است که «باید این کار بشود»، «گفتم و باید بکنم»، و دیدید که این شخص که گفت و گفت «باید بشود»، آنطور به مذلت کشیده شد. شماها که انشاءالله بعدها یک چهره های فعالی برای این مملکت می شوید و یک چهره های اسلامی برای این مملکت می شوید، بدانید که این چیزهائی که در نفس خودتان هست این اوصافی که در نفس خودتان هست، اگر مهار نکنید، یک وقت از کار در می آید یک دیکتاتور، اینطور نباشد که آنقدر خودتان را ببینید که هر چه می گوئید همان درست است و آنقدر خودبین باشید که اگر نادرستی را فهمیدید هم حاضر به تسلیم نباشید. انسان کامل آن است که اگر فهمید که حرفش حق است با برهان اظهار کند و مطالبش را برهانی بفهماند. اینکه در قرآن کریم دارد که لا اکراه فی الدین برای اینکه تحمیل عقاید نمی شود کرد، امکان ندارد که همین طوری یک کسی تحمیل عقاید بکند این باید با یک توطئه هائی که، بد را به خورد دیگران به عنوان خوب جلوه بدهد، یا اینکه اگر انسان باشد و اگر چنانچه تربیت شده باشد با برهان آن مطلبی را که دارد به مردم بفهماند، تحمیل نباشد، آگاه کند مردم را بر اینکه راه این است، نه اینکه تحمیل کند به مردم که باید از این راه بروید.(369)

اعتراف به اشتباه، مسؤولین را در نظر مردم بزرگ می کند

شما توجه به این معنا داشته باشید که اگر چنانچه انشاءالله رئیس و فرماندار شدید، این خوی را که در انسان هست و این خوی را از خودتان زائل کنید و از الان توجه به این معنا داشته باشید که مبادا مبتلای به این خودخواهی عظیم باشید که منشأ دیکتاتوری و منشا همه مفاسد است و اگر یک چیزی را دیدید که واقعاً خلاف کردید، اعتراف کنید و این اعتراف شما را در نظر ملت ها بزرگ می کند نه اینکه اعتراف به خطا شما را کوچک می کند. پایبند بودن به خطا انسان را خیلی منحط می کند، انسان یک حرفی زده است و خطا گفته است بعد که دید خطا گفته است اگر پایبند به این خطا باشد و دنبال این باشد که این خطای خودش را به کرسی بنشاند این همان دیکتاتوری بسیار فاسد است که ولو در صورت غیر دیکتاتوری باشد، لکن دیکتاتوری است و این می رسد به آنجائی که انسان را هیتلر از کار در می آورد، رضاخان از کار در می آورد. شما که در مدارس نظام تحصیل می کنید باید این مسائل را، این مطلب را توجه داشته باشید که مبادا تحصیلات شما همه اش برای این باشد که خودتان را یک برسانید به مقامی، برای این باشد که آن مقام را وسیله برای رشد ملت، برای استقلال ملت، برای آزادی ملت، برای حفظ حدود و ثغور ملت باشد نه اینکه مقصد این باشد که من برسم به فرماندهی و ملت هر چه می خواهد بشود. دیکتاتورها این صفت را دارند که می خواهند خودشان برسند به یک قدرت بزرگ، ولو اینکه یک ملت تباه بشود، ولو اینکه یک ارتش از بین برود. شما باید توجه کنید که این صفت دیکتاتوری در شما رشد نکند. انشاءالله از اول هم نباشد لکن اگر خدای نخواسته یک وقتی بود، رشد نکند که دیکتاتوری بدترین صفاتی است که انسان را منحط می کند از انسانیت و کشور را به تباهی می کشد.(370)