فهرست کتاب


اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی قدس سره الشریف

تهیه و تنظیم بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران (قم)‏‏

قلمی که بر اساس حب و بغض باشد قلم شیطانی است

و من از خدای تبارک و تعالی می خواهم که موفق باشند همه و همه خدمت بکنند. شما همه در یک مملکت دارید زندگی می کنید. شما ملاحظه کنید انسان چقدر ضعیف است، اگر من یک قلمی دستم بگیرم و بخواهم مطلبی بنویسم برای کسی که خیلی دوستش دارم، ممکن نیست در این قلم یک لغزشی پیدا بشود که این ولو هزار تا عیب داشته باشد یکی از آنها را اشاره کنم، هیچ ممکن نیست، برای این که این دوستی نمی گذارد. اگر چنانچه از آن ور من با یک کسی دشمنی داشته باشم، یک قلمی دست بگیرم بخواهم بنویسم، ممکن نیست که از محاسن او یک کلمه بنویسم. این قضیه، قلم شیطان است این، آن کسی قلمش قلم انسانی است، آنی است که از روی انصاف چیز بنویسد از روی انصاف صحبت کند، آن هم توجه کند که در یک وقتی که ما الان این طور گرفتاری ها را داریم، بعضی از اموری که از روی انصاف هم باشد نباید گفت، همان طوری که دیگران نمی کنند.(368)

20 - اعتراف به اشتباه

تحکم در مسؤولیت و عدم اعتراف به اشتباه از دیکتاتوری انسان است

شما که از الان می خواهید انشاءالله در نظام رو به توانائی بروید و رو به قدرت بروید این جهت را باید خیلی توجه کنید که آیا دارید وقتی که قدرت پیدا می کنید وقتی رئیس یک فوج می شوید، یک پادگان می شوید در خودتان توجه کنید که می خواهید هدایت کنید پرسنل خودتان را، یا می خواهید تحمیل کنید ولو باطل باشد. یک مطلبی را که می گوئید اگر چنانچه خطایش را فهمیدید حاضرید به اینکه بگوئید من خطا کردم، اشتباه کردم یا همان خطا را می خواهید تا آخر به پیش ببرید، از مفاسدی که دیکتاتوری دارد و دیکتاتور مبتلا به آن هست این است که یک مطلبی را که القا می کند بعدش نمی تواند، قدرت ندارد بر خودش که این مطلبی که القاء کرده است اگر خلاف مصلحت است، اگر خلاف مصالح فرض کنید کشور خودش هم هست، خلاف مصلحت ارتش هم هست نمی تواند که از قولش برگردد، می گوید «گفتم و باید بشود» این بزرگترین دیکتاتوری هاست که انسان به آن مبتلا هست که چیزی که «گفتم باید بشود» ولو اینکه یک کشور به تباهی کشیده بشود. این دیکتاتوری هیتلر و امثال اینها از این قماش دیکتاتوری بود که وقتی مثلاً مشاهده این معنا را می کند که خطا کرده است و نباید اینطور حمله را به مثلا شوروی بکند این را اظهار نمی کند لکن عقیده اش این است که «باید این کار بشود»، «گفتم و باید بکنم»، و دیدید که این شخص که گفت و گفت «باید بشود»، آنطور به مذلت کشیده شد. شماها که انشاءالله بعدها یک چهره های فعالی برای این مملکت می شوید و یک چهره های اسلامی برای این مملکت می شوید، بدانید که این چیزهائی که در نفس خودتان هست این اوصافی که در نفس خودتان هست، اگر مهار نکنید، یک وقت از کار در می آید یک دیکتاتور، اینطور نباشد که آنقدر خودتان را ببینید که هر چه می گوئید همان درست است و آنقدر خودبین باشید که اگر نادرستی را فهمیدید هم حاضر به تسلیم نباشید. انسان کامل آن است که اگر فهمید که حرفش حق است با برهان اظهار کند و مطالبش را برهانی بفهماند. اینکه در قرآن کریم دارد که لا اکراه فی الدین برای اینکه تحمیل عقاید نمی شود کرد، امکان ندارد که همین طوری یک کسی تحمیل عقاید بکند این باید با یک توطئه هائی که، بد را به خورد دیگران به عنوان خوب جلوه بدهد، یا اینکه اگر انسان باشد و اگر چنانچه تربیت شده باشد با برهان آن مطلبی را که دارد به مردم بفهماند، تحمیل نباشد، آگاه کند مردم را بر اینکه راه این است، نه اینکه تحمیل کند به مردم که باید از این راه بروید.(369)