فهرست کتاب


اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی قدس سره الشریف

تهیه و تنظیم بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران (قم)‏‏

انسان اگر خودش را ساخته باشد از انتقاد بدش نمی آید

شما امروز باید فکر این را بکنید که از یک چاه عمیقی این مردم شما را نجات دادند. شما حبس ها را دیدید و زجرها را چشیدید و الان هم آزادی را و شهد آزادی را دارید می چشید. برای شکر این نعمت، شماها خدمتگزار باشید. برای شکر این نعمت همه با هم در یک راه باشید. این را من کراراً گفتم اگر همه انبیا جمع بشوند در تهران و بخواهند کار بکنند، بخواهند دخالت در امور بکنند، هیچ با هم اختلاف پیدا نمی کنند، امکان ندارد، برای چه؟ برای اینکه آنها نفس خودشان را کشته بودند و مبداء خلاف، نفس انسان است. مبداء همه خلاف هایی که پیدا می شود، انسان خیال می کند که نه، من برای مصلحت این کار را می کنم، عمر خودش را انسان نمی فهمد، وضع خودش را انسان نمی فهمد. شما اگر بخواهید مقایسه کنید، شمایی که می گوئید که من برای مصلحت مسلمین فلان کار را می کنم، شما فکر این را در خلوت بکنید که اگر یک کسی دیگر به جای شما بود و بهتر هم مصالح مسلمین را انجام می داد، شما باز همانطور بودید؟ می خواستید خودتان نباشید و او باشد؟ یا نه می خواهید که این مصلحت مسلمین به اصطلاحتان به دست شما انجام بگیرد؟ منم که این مصلحت را دارم ایجاد میکنم، این همان شیطان است، همان شیطانی که اغوا می کند آدم را، اکثر اغوائاتش این است که انسان را بازی می دهد وسوسه می کند در انسان، وسوسه های دامنه دار از همه طرف، وسوسه می کند که تو حالا صاحب قدرت هستی، تو حالا صاحب کذا هستی، دیگران چکاره اند؟ شما حالا وزیر هستید دیگران باید اطاعت بکنند، چشم بسته باید اطاعت بکنند، شما وکیل هستید دیگران باید از شما اطاعت بکنند و چشم بسته هم باشند. این، همه برای این است که انسان خودش را نساخته، اگر انسان خودش را ساخته بود، هیچ بدش نمی آمد که یک رعیتی هم به او انتقاد کند، اصلاً بدش نمی آمد، از انتقاد بدش نمی آمد - این چرا انسان - اگر انتقاد دو انسان را فرض کنید یکی خودتان یکی دیگری، هر دو دارای یک صفت متوازی هستید، اگر یک کسی از آن رفیقتان تکذیب کند برای خاطر آن صفتش، شما خوشتان می آید برای اینکه آن را مقابل خودتان می دانید، از این جهت همان صفتی که در شما هست در دیگری اگر باشد و انتقاد بکنند، شما خوشتان می آید، او بدش می آید، او هم وقتی ببیند همان را در شما هست در دیگری اگر باشد و انتقاد بکنند، شما خوشتان می آید او بدش می آید، او هم وقتی ببیند همان را در شما عیبجوئی می کنند خوشش می آید. و اگر خودش، از خودش عیبجوئی کنند، بدش می آید. اینها همه از حیله های شیطان است که شیطان، بزرگتر از همه شیطان حتی از این شیطان بزرگ معروف، این شیطان نفس اماره خود آدم است. ما که الان یک مملکت اسلامی به ما سپرده شده است یعنی این مردم با فریادهایشان سدها را شکستند و رای به همه شماها دادند و به وکلا و به عرض می کنم که به رئیس جمهور و بعد هم وکلای آنها به شما و اینها، این مردمی که با این زحمت رای به شما دادند و شما را بر سر مسند نشاندند، حالا شما بخواهید سر مسند با هم اختلاف کنید، ببینید پیش خدا چه هست. یک دسته زحمت کشیدند و جوان هایشان را دادند و الان هم شما کردستان را می دانید چه جور هست و این پاسدارها در کردستان و این ارتشی ها در آنجا هر روز دارند جان می دهند، هر روز دارند خون می دهند، مردم آنجا دارند بمباران می شوند، دشمن های ما مشغول فعالیت زیاد هستند، در این حالی که همه جوانب بر ضد ما هست، همه قدرت های بزرگ و کوچک بر ضد ما هست و این ملتی که با این زحمت به دست شما این مملکت را داده است شما حالا بنشینید سر اینکه من چطور، شما چطور و همه اش هم از شیطان است هیچ شکی در این نکنید که هر که گفت من، این من، شیطان است. هر که گفت که باید به من اطاعت کنید، این شیطان است. ما بنشینیم سر این معنا که شما بگویید که من، آن هم بگوید من، آن هم بگوید من، این سر سفره شیطان بنشینیم و با هم تسابق بکنیم به اینکه آن طعمه شیطان را که خودخواهی است هی تقویت کنیم. شما ببینید که در بارگاه خدا این چه جور، چه صورتی دارد و در پیش ملت که بشنود یک همچو چیزهائی هست، ببیند یک همچو مسائلی طرح است.(365)

در برخورد با مسائل باید جهات مثبت را نگاه کرد نه جهات منفی را

البته در یک کشوری که تازه می خواهد احکام اسلام را پیاده کند و دارای چهل میلیون جمعیت و با آن وسعت است، نمی شود یکدفعه کارها درست بشود و هیچ خلافی واقع نگردد، در زمان خود پیامبر و حضرت امیر هم خلاف واقع می شد. باید جهات مثبت را نگاه کرد، نه جهات منفی را و ما نباید توقع داشته باشیم که صبح کنیم در حالی که همه چیز سر جای خودش باشد. در زمان حضرت صاحب سلام الله علیه هم که ایشان با تمام قدرت می خواهند عدل را اجرا نمایند، با این ترتیب نمی شود که هیچ کس حتی خلاف پنهانی هم نکند. و بالاخره همان ها هم که مخالف هستند حضرت صاحب را شهید می کنند و در روایات قریب به این معنا دارد که بعضی فقهای عصر با ایشان مخالفت می کنند. پس این طور نیست که خلاف فلان قاضی یا فلان فرماندار - و اصولا بعضی جهات منفی - خطری باشد. در زمان حضرت امیر هم قاضی اش و فرماندارش خلاف می کردند، این اجتناب ناپذیر است. الان اسلام در دست ماست و روحانیون از همه بیشتر مسؤولیت دارند، زیرا مردم دنبال آنها حرکت می کنند. در این شرایط وقتی که شما مشکلات و فعالیت ها را روی هم حساب کنید، خواهید دید که در کنار این مشکلات و فعالیتها کسی تقصیر ندارد و نمی خواهد اسلام و احکام اسلام را از بین ببرد. گرفتاری زیاد است، گرفتاری جنگ، گرفتاری خرابیها، گرفتاری آوارگان از همه اطراف. و بالاخره کارهایی که در این مدت برای فقرا و مستضعفین انجام شده است قابل مقایسه با سابق نیست. البته شکی نیست که خلاف هم هست ولی این طور نیست که با این خلاف ها ما لطمه اساسی ببینیم، بلکه از این که ما اختلاف داشته باشیم لطمه می بینیم. اگر بنا باشد دولت نتواند کاری انجام بدهد و مجلس نتواند کاری انجام بدهد، ما لطمه دیده و کارها زمین می ماند. این طور نیست که یکی بهتر از اینها پیدا بشود که بهتر بتواند اداره کند. هر کدام از اینها در جای خودشان آن قدری که زحمت کشیده اند، با اخلاص بوده است و آنها که مشغول کارند انسان های مخلصی هستند، البته ممکن است داخل آنها افراد بدی هم باشند.(366)

نباید بر سر برداشت ها دعوا بکنیم

مسأله دیگر این که ممکن است برداشت های اشخاص با ما مخالف باشد و ما باب اجتهاد را نمی توانیم ببندیم، همیشه اجتهاد بوده، هست و خواهد بود و حال آن که مسائلی که امروز پیش آمده است با مسائل سابق خیلی فرق می کند و برداشت ها از احکام اسلام مختلف است. ما نباید بر سر برداشت ها دعوا بکنیم و حاصل این که شما جامعه مدرسین محترم، باید دنبال این باشید که اگر کسی نزد شما آمد و کارشکنی کرد، تحت تاثیر واقع نشوید و ملاحظه کنید که مشکلات چیست و اگر بخواهیم به حرف یک دسته که مثلاً در مجلس هستند بگوییم این دولت نه، این رئیس مجلس یا این نخست وزیر یا این رئیس جمهور نه، چه خواهد شد؟ و اصولا ما افرادی را داریم که از عالم غیب بیایند و کارها را آن طوری که مطابق به این میل ماست، صددرصد انجام بدهند؟! این در تمام دنیا پیدا نمی شود و وضع ما جوری است که اگر بخواهیم آن را به هم زنیم صدمه می خوریم، یعنی جمهوری اسلامی صدمه می خورد. من عقیده ام بر این است که هیچ کدام از افرادی که آنها را می شناسم نمی خواهند کار خلافی انجام بدهند، منتها گاهی تشخیص ناقص است. و شما آقایان پشتیبانی و هدایت کنید، چرا که پشتیبانی شما مؤثر است و ما باید موارد مثبت را رو به اثبات بیشتر و موارد منفی را کم کنیم. اگر خدای نخواسته بین جامعه مدرسین با دولت یا جامعه با مجلس یا مجلس با دولت اختلاف پیدا بشود، شکست می خوریم. اما اگر همه با هم باشیم، همان طور که تا به حال بوده ایم و شما در تبلیغات و وعاظ در منابر و علما در مساجد مردم را دعوت به وحدت کنند، این جمهوری باقی می ماند و امور به تدریج درست می شود ولی این طور نیست که کسی قدرت داشته باشد و نکند. باید قدرت دولت و حجم کار آنها را ببینیم چقدر است و بسنجیم که اگر من جای او باشم چه می توانم بکنم، اگر نخست وزیر را برداریم، جناب عالی را نخست وزیر بکنیم چقدر می توانید کار بکنید؟ حساب کار را با حساب قدرت باید بسنجید و مسائل را باید دوستانه حل نمود. این نظری است که من از اول داشته و دارم و بعد از این هم خواهم داشت. بنابراین، امیدوارم همان طور که شما آقایان با انقلاب بوده اید، انقلاب را برپا کرده اید، همین طور به پیش بروید و نصیحت کنید. مسأله نصیحت یک مسأله است، انتقام گیری مسأله دیگر. برای مردم و دولت و مسؤولین و مجلس باید ناصح بود، نه مقابله کرد. زیرا اگر شما با من و من با شما مقابله کنیم، غیر از این که دیگران سوء استفاده کنند چیزی به دست نمی آید.(367)