فهرست کتاب


اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی قدس سره الشریف

تهیه و تنظیم بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران (قم)‏‏

انتقاد باید انتقاد برادری و مصلحت گویی باشد

شما باید توجه داشته باشید که هر قشری از این کشور تضعیف بشود، هر شخصی که در این کشور مسؤول کاری است تضعیف بشود، هر ارگانی که در این کشور مشغول خدمت هست تضعیف بشود، این تضعیف، تضعیف همه هست و این انتحار است، بدون اینکه گوینده و نویسنده توجه داشته باشد. این روزنامه هائی که هر کدام به جان هم افتاده اند و یک راهی را دارند باز می کنند برای انتقاد از کشور، برای انتقاد از جمهوری اسلامی، برای انتقاد از گروه ها یا اشخاص، اینها شیاطینی هستند و قلم ها در دست شیاطین است و خودشان توجه ندارند، روزنامه ها و مطبوعاتی که باید در خدمت این ملت و در خدمت اسلام باشند، باید همه با هم به طور برادری رفتار کنند و اگر انتقاد دارند انتقاد برادری داشته باشند مصلحت گوئی باشد. اگر روزنامه ها، تبلیغات، همه اینها در این معنا با هم متحد بشوند که قلم هایشان را و گفتارشان گزنده نباشد، مثل عقرب نباشد، شما بدانید که زبان های انسان اگر گزنده شد و از عقرب گزنده تر شد، در آن عالم به صورت یک عقرب گزنده بیرون می آید و آنهائی که دیگران را تضعیف می کنند و غیبت دیگران را می کنند، زبانهایشان در روز قیامت به قدری بلند میشود که مردم از روی آن زبان ها می گذرند. امروز هم مطلب این است که مثل مار و عقرب هم را می گزند و خودشان نمی فهمند یا می فهمند و می خواهند بگزند. خدا نکند که بفهمند، خدا نکند که دانسته اینها تضعیف کنند این کشور را، خدا نکند که روزی پیش بیاید که من احساس وظیفه بکنم. من به آنها نصیحت می کنم که آرام باشید، به آنها نصیحت می کنم که یکدیگر را نگزند، پنجه به روی هم نزنید، همه با هم این کشور را به پیش ببرید، اختلاف سلیقه ها را در یک محیط خوب، برادرانه حل کنید.(351)

انتقاد غیر انتقامجویی است

به همه آقایان من می گویم با هم جنگ نکنید، روزنامه ها را پر نکنید دوباره از بدگویی از هم و از انتقاد از هم. انتقاد غیر انتقامجوئی است. انتقاد، انتقاد صحیح باید بشود. هر کس از هر کس می تواند انتقاد صحیح بکند اما اگر قلم که دستش گرفت انتقاد کند برای انتقام جوئی، این همان قلم شیطان است. اگر روی مصالح عامه یک کسی به کسی اشکال می کند و همچون است که اگر خودش را بردارند یک کسی دیگر را اینجا بنشانند و همین حرف ها را بزند خودش ناراحت نشود، این میزان دستش باشد که قلم دست شیطان است می نویسد یا دست رحمان است، زبان، زبان شیطان است یا زبان رحمان است.(352)
چماق زبان و چماق قلم بالاترین چماق هاست که فسادش صدها برابر چماق های دیگر است. آنهائی که می خواهند صحبت بکنند و خصوصا در این چند روز زیاد هم هستند، باید توجه بکنند به اینکه قبل از اینکه می خواهند صحبت بکنند بنشینند و با خودشان فکر بکنند ببینند که این زبان چماق است و می خواهد به سر یک دسته دیگر کوبیده بشود یا اینکه این زبان، زبان رحمت است و برای وحدت؟ اگر چنانچه مالک نفس خودشان هستند و این امر مهم را که مالکیت شخص بر نفس خودش است و حضرت موسی سلام الله علیه یک همچو ادعائی کرد و او بحق بود که به خدای تبارک و تعالی عرض کرد که من مالک هیچ کس نیستم الا مالک خودم و برادرم. این یک ادعای بزرگ است که شایسته پیغمبران است. ماها مالک خودمان نیستیم، مالک برادرهایمان هم نیستیم، مالک فرزندانمان هم نیستیم، مالک دوستانمان هم نیستیم، عمده مالکیت خودش است از خودش که انسان وقتی که می خواهد صحبت بکند زبان مملوک او باشد و او سلطنت بر زبان خودش داشته باشد نه اینکه شیطان بر نفس او و بر زبان او تسلط پیدا بکند و حرف ها و چماق ها و اسلحه هائی باشد که از اسلحه صدام برنده تر است.(353)

کمال بزرگ انسان این است که حق را برای حق بخواهد

باید اشخاصی که می خواهند صحبت کنند، ببینند که آیا حق را می خواهند برای حق؟ بزرگتر چیزی که انسان اگر آن را داشته باشد کمال بزرگ دارد این است که حق را برای حق بخواهد، از حق خوشش بیاید برای اینکه حق است و از باطل متنفر باشد برای اینکه باطل است. اگر حق از دست دشمنش هم اجرا شد، این مالکیت داشته باشد برای نفس خودش که آن حق را تعریف کند و اگر باطل از فرزندش یا دوستانش وجود پیدا کرد، این مالکیت را داشته باشد که از او تنفر داشته باشد و اظهار تنفر کند. کسانی که حق را برای حق می خواهند، اندکند و بسیار اندک، کسانی که باطل را برای باطل بودنش بغض بر آن دارند و تنفر از آن دارند، اندکند و بسیار اندک. انسان خودش هم نمی تواند بفهمد که چکاره است. انسان باید یک کسی که دشمن او هست پیش او برود ببیند قضاوت او نسبت به این چه هست تا عیب های خودش را بتواند بفهمد. انسان نمی تواند از دوستان خودش تعلیم بگیرد، انسان باید از دشمنان خودش تعلیم بگیرد، وقتی که یک صحبتی می کند ببیند دشمن ها چه می گویند و تفکر کند که عیب ها را دشمن ها می فهمند. دوست ها هر چه هم شما عیب داشته باشید و ما عیب داشته باشیم برای اینکه حق را برای حق نمی خواهند و باطل را برای اینکه باطل است دشمن ندارند، به ما می آیند و به شما می آیند و می گویند که چقدر خوب صحبت کردی و چه مقاله خوبی نوشتی، چه مقاله کوبنده ای بود این، چطور حریف خودت را منزوی کردی، چطور حرف های حریف خودت را ولو هم صحیح بود باطل کردی. دوستان انسان دشمنان واقعی انسانند و دشمنان انسان دوستان واقعی انسانند.
انسان باید از کسانی که به او خرده می گیرند، از آنها یاد بگیرد، کسانی که از او تعریف می کنند، بداند که این زبان، زبان تعریف خصوصا در یک اموری که جای انتقاد است تعریف می کنند، این همان زبان شیطانی است و آن هم تاییدش تایید شیطانی است. گویندگان ما، نویسندگان ما، کسانی که در این موقع می خواهند صحبت ها بکنند توجه داشته باشند که آیا مالک خودشان هستند؟(354)