فهرست کتاب


اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی قدس سره الشریف

تهیه و تنظیم بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران (قم)‏‏

حق هر جا که هست باید دنبالش رفت

سه جور نظر انسان ناچار دارد: یک نظری که نظر بیطرف است، این یک نظر است، یکی هم نظر طرفداری از یک روش، از یک جریان، یک نظری هم مخالف با یک روش و یک جریان. نظر بیطرف و نظر طرفداری از یک مسأله و نظر طرفداری از یک مسأله دیگر. نظری که نظر حب باشد به یک جریانی یا بغض باشد به یک جریانی، این نظر نمی تواند یک نظر سالم باش حب الشی ء یعمی و یصم بغض هم همین طور است نور عقل را خاموش می کند. حب مفرط به یک روشی اسباب این می شود که خود آن کسی که حب دارد توجهی به این ندارد که از مبداء حب دارد این مطلب صادر می شود و این مطلب حق نیست، مطلبی است که از راه حب است و باید، خواه یا ناخواه این نظر، نظر صائب نیست. و انسان خودش را نمی تواند بشناسد به این زودی ها، انسان تا آخر عمرش، تا آنوقتی که از این دنیا خارج می شود گرفتار یک مسائلی در باطن خودش هست که خودش هم نمی تواند بفهمد و باید عرضه کند خودش را انسان به کسانی که بی نظر هستند. اگر نظر از راه حب شد، همیشه دنبال این می رود که آن مطلبی را که مربوط به آن روشی است که این دوست دارد آن روش را، آن مطلب را، به هر عنوانی که هست ثابت کند ولو اینکه این عنوانی که هست عنوان خلاف باشد، خلاف اخلاق باشد، خلاف منطق باشد. آنی هم که بغض به یک روشی دارد آن هم نظرش نظر سالم نیست، آن هم دنبال این است که آن طرفی که مورد بغض اوست و آن روشی را که نمی پسندد با هر توجیهی که باشد آن را تصحیح کند و لهذا می بینید که یک مطلب، یک امر از یکی صادر می شود و همین امر با یک وقت و یک محیط، یک مطلب از یک کسی صادر می شود، یک عمل از یکی صادر می شود، این دو طایفه ای که یکی شان این را خوب می دانند و دوست می دارند و یک طایفه این را بد می دانند و دشمن می دانند، آن مطلب واحدی که زمانش واحد و همه جهات واحد است وقتی که پیش آنها می رود که مورد محبت هست آن آدم، تمام مطالب او را ولو مخالف با عقل باشد، ولو مخالف با منطق باشد می پذیرند و تایید می کنند و شروع می کنند به اینکه خیر، مطلب همین است و آن دسته ای که با این خوب نیستند اگر یک مطلب خوبی هم این بگوید، آنها دنبال این هستند که نه، این حرف صحیح نیست. این دو نظر را انسان مبتلا به آن هست نظر بیطرف بسیار کم است یعنی نظر بیطرف باشد، خود آدم هیچ وقت نمی تواند بیطرف بیطرف باشد، لکن در نظر دادن حق را ببیند، حق تحت تاثیر حق واقع بشود، این حق اگر چنانچه از دشمن من هم صادر شد، من او را تمجید کنم به عنوان اینکه حق است و باطل اگر از دوست من هم صادر شد، آن را تکذیب کنم به عنوان اینکه باطل است ولو در باطن فرض کنید یکی یک روشی را دوست دارد و یکی روش دیگر را، لکن در مقام نظر دادن، در مقام مصلحت اندیشی برای کشور یا برای اشخاص آن نظر حب و بغض خودش را کنار بگذارد برود دنبال حق و باطل. حق هر جا که هست باید دنبالش رفت و او را با آغوش باز پذیرفت ولو برخلاف نظر خود من هست و باطل را هر چه هست و از هر کسی صادر بشود باید نپذیرفت به عنوان اینکه باطل است.(347)

انتقاد نباید از قوه عاقله خارج باشد

اشخاص و گروه ها و اینها را باید کنار گذاشت و حق و باطل را ملاحظه کرد. آنوقت هم برای اثبات حق و ابطال باطل اگر - گرفتار - انسان گرفتار بشود به عصبانیت و - عرض می کنم - غیض و غضب کردن، نه می تواند حق را به دست بیاورد و نه می تواند باطل را ردش کند. مهم در همه افراد و خصوصا شما آقایان که در مجلس هستید و مجلس مبداء همه چیزهایی است که در کشور واقع می شود مهم این است که در مقام بیان مسائل ورود مسائل، انتقاد و تکذیب به آنجا نرسد که از قوه عقلیه کنار و با قوه غضبیه انسان وارد میدان بشود. اگر یک کسی هم فرض کنید - یک - از زبانش یک مطلبی برخلاف شما صادر شد اگر شما بروید و مطلب را منطقی صحبت کنید، با داد و فریاد و خدای نخواسته حرف زشت زدن کار درست نمی شود جز اینکه اگر خدای نخواسته این امور تکرار بشود در مجلس، کم کم، هیچ امر فاسدی یکدفعه سراغ آدم نمی آید، شیطان باطنی انسان بسیار استاد است و - این - همچو نیست که ابتدا انسان را به فساد بکشد. ابتدا قدم کوچکی را وا می دارد که انسان بردارد، این قدم که برداشت فردایش یک قدم یک قدری بلندتری، انسان را یواش یواش به فساد می کشد.(348)

جامعه بدون انتقاد اصلاح نمی شود

من امیدوارم انشاءالله تا شما این روزنامه ای که در دستتان است و عهده دار مسؤولیت آن هستید درصدد باشید که اولاً افرادی که می خواهند به این جمهوری صدمه بزنند اگر یکدفعه نمی توانید آنها را ارشاد کنید به تدریج این کار را بکنید وقتی تدریجی شد کار درست می شود. اما راجع به محتوا و دیگر چیزها، شما هیچ کس را دشمن خودتان حساب نکنید، نمی گویم صدام را هم حساب نکنید، نه، اما اینهائی که الان متکفل امور کشور هستند هیچ کدام دشمن با شما نیستند سلیقه های مختلفی با هم دارند. این سلیقه های مختلف در نفس انسان روی انگیزه هایی است که به صورت مخاصمه در می آید در صورتی که نباید اینطور باشد. روزنامه ها باید با کسی صورت مخاصمه نداشته باشند بلکه صورت ارشاد داشته باشند، مطالب را بگویند. انتقادها باید باشد زیرا یک جامعه تا انتقاد نشود اصلاح نمی شود عیب هم در همین جاست چون سرتاپای انسان عیب است و باید این عیب ها را انتقاد کرد تا جامعه اصلاح بشود.(349)