فهرست کتاب


اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی قدس سره الشریف

تهیه و تنظیم بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران (قم)‏‏

استعمار با ظاهر کاری ندارد تلاش می کند ما محتوی نداشته باشیم

در احادیث ما هست که در جهنم از بوی تعفن عالم سوء، جهنمی ها در ایذاء هستند. شما دیدید که در این مدتی که دانشگاه های ما دست نا اهل ها بود، تعلیمات، تعلیماتی بود که جوان وقتی از آنجا با این تعلیمات بیرون می آمد غربزده بود، حتما باید پیوسته به غرب باشد، پیوسته به خارج باشد. آموزش اینطور بود، نه آن هم یک آموزش صحیح، یک حدودی داشت. دانشگاه های استعماری یک حدودی دارد در تعلیمات، نمی گذارند که جوان های ما تعلیم صحیح ببینند، درست تحصیل بکنند، تا یک حدودی اینها را آموزش می دهند، جوان های ما که خارج هم می روند اینطور نیست که وقتی خارج رفتند همدوش جوان های انگلستان و امریکا تحصیل بکنند و همانطور که آنها تحصیل کردند به اینها هم همانطور آموزش بدهند، آنجا هم آموزش برای ممالک استعماری، پرورش هم پرورش برای مملکت استعماری و لهذا از پرورش شان و از آموزش شان امثال شریف امامی ها بیرون می آید و امثال نصیری ها. اینها همه در فرنگ کار کردند و تحصیل کردند و دکتر شدند و مهندس شدند و امثال ذلک، لکن وقتی که یک شوره زاری بوده است، علم وقتی که در یک نفس غیر سالم واقع شد مثل بارانی می ماند که ببارد در جائی که عفونت بار است، عفونتش را زیاد می کند. همین باران رحمت که در یک جا بوی عطر را بلند می کند، در یک جا بوی کثافت را بلند می کند. آن عالمی که تزکیه نشده است، خطرش از جاهل بسیار زیادتر است، جاهل اگر فاسد هم باشد، خودش فاسد است اما عالم اگر فاسد باشد، عالم را فاسد می کند، کشور را به فساد می کشد. تزکیه قبل از تعلیم و تعلم است «یزکیهم» پیغمبر آمده است اینها را تزکیه بکند، پرورش بدهد، نفوس را مهیا کند و بعد یعلمهم الکتاب و الحکمه بعد تعلیم کتاب و حکمت بکند که اگر کتاب و حکمت با پرورش توأم نباشد و با تزکیه توام نباشد، موجودی که او بیرون می آید همین موجوداتی بود که در مجلس سنا و در مجلس شورای قبل از انقلاب بود. مجلس خیلی طاغوتی و خیلی با عظمت، دانشگاه هم بسیار بناها با عظمت. خارجی ها به این کار ندارند، بنا هرچه میخواهد، باشد، هرچه این دستاوردهای ملت را صرف این اباطیل بخواهند بکنند، هر چه وزارتخانه ها طول و عرض و عمق می خواهد داشته باشد، بودجه های هنگفت در آنجا خرج بشود، اینش را کار نداشتند اما محتوا را کار داشتند، معلم ها (مگر بعضی شان) اینها از استعمار بودند و برای آنها کار می کردند و جوان های ما را برای آنها بار می آوردند.(338)

18 - عبرت پذیری

عاقبت فشار بر مردم و ارعاب آنان

تاریخ و آنچه که به ملت ها می گذرد این باید عبرت باشد برای مردم، از جمله تاریخ عصر حاضر ببینیم که چه شد که یک چنین قدرتی از بین رفت، دولت ها ببینند که برای چه اینطور منهدم شد یک چنین قدرتی و اجزاء دولتی، ادارات ببینند که چه شد قضیه و موجب عبرت همه باشد. هر دولتی که متکی بر ملت نباشد بلکه مقابل ملت بایستد، این عاقبتش، ولو یک قدری هم طولانی باشد، عاقبتش به همین عاقبتی که این پدر و پسر منتهی شدند، منتهی خواهد شد. رضاخان کاری کرد که بین ملت هیچ پایگاهی نداشت و من شاهد قضیه بودم که متفقین که به ایران رو آوردند و ایران را گرفتند و همه چیز ایرانی ها در معرض خطر بود، وقتی که نتیجه این شد که رضاخان رفت شادی کردند، مردم. من به این پسر نادانش گفتم که تو نکن کاری که همانطوری که پدرت رفت و شادی کردند برای رفتن تو هم شادی بکنند و نشنید و دیدید که برای رفتن این بیشتر شادی کردند و حق هم همین بود، چرا؟ برای اینکه بین مردم پایگاه نداشت. اساس این بود که یک دولتی که خیانتکار است، این نمیتواند با مردم بسازد و برای خیانتکاری که دارد و چپاولگری که می کند و وابستگی به بیگانگان که دارد، این همیشه از خودش می ترسد. یک دولت همیشه نگران است که مبادا این خیانت ها که کرده است، ملت جبران بکند و ملت تلافی کند. از این جهت اینها مجبورند به اینکه با ملت به فشار و ارعاب عمل کنند و لهذا هر روز که می گذرد فشار آنها زیادتر می شود، تنفر ملت هم از این طرف زیادتر. در این پنجاه و چند سال، اینها هر روز فشارشان زیادتر شد و هر روز ملت از آنها تنفرش زیاد شد تا رسید به آنجائی دیدید که تمام ملت، نه یک قشر، دو قشر، همه ملت یکدفعه از او رو برگرداندند و چون هیچ بین مردم پایگاه نداشت نتوانست، نه خودش توانست و نه قدرت های بزرگ توانستند او را نگه دارند. وقتی یک ملت یک چیزی را خواست، نمی شود خلافش را کسی عمل بکند و ملت ما همه با هم خواستند که رژیم طاغوتی نباشد و لهذا کوشش هایی که دولت های بزرگ و ابرقدرت ها هم کردند برای نگه داشتن او به جایی نرسید و نتوانستند نگهش دارند. این باید یک سرمشقی برای دولت ها باشد، دولت هایی که در عالم هستند که ببینند که چه شد که یک چنین قدرت بزرگی که همه قدرت ها هم دنبالش بودند، همه هم از او پشتیبانی میکردند، نه فقط ابرقدرت های کوچکتر هم، اینها هم از او پشتیبانی می کردند و می شود گفت که همه قدرت های شیطانی جمع شده بودند باهم که این را حفظش کنند و نتوانستند. این باید یک سرمشقی باشد از برای دولت ها که وظیفه خودشان را بدانند. چه دولت هایی که بعدها در ایران تشکیل می شود و امید است که دولت اسلامی - انسانی و چه دولت هایی که در خارج این مملکت هستند، این باید یک سرمشقی برای آنها باشد که با ملت چه بکنند، چه جور رفتار بکنند.(339)