فهرست کتاب


اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی قدس سره الشریف

تهیه و تنظیم بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران (قم)‏‏

رفتار حضرت امیر (علیه السلام) با بیت المال

حکومت حضرت امیر سلام الله علیه و وضع حکومت او را ما در نظر بگیریم و کسانی که در حکومت هستند و در دستگاه های دولتی هستند، سیره آن بزرگوار را در نظر بگیرند و ببینند که باید چه بکنند. البته قدرت این که آن طور کسی عمل بکند، ماها نداریم، کسی ندارد. به طوری که نقل کردند در یکی از چیزهایی که به بعض از عمال خودشان نوشتند، نوشته اند که سر قلم ها را نازک بگیرید، سطرها را نزدیک هم بنویسید، از چیزهایی که فایده ندارد، احتراز کنید، این یک دستوری هست برای همه یعنی، دستوری هست برای کسانی که در بیت المال دست دارند. این طور حضرت امیر سلام الله علیه در وقت حکومتش دستور می دهد برای صرفه جویی. مضایقه می کند که در یک صفحه که می شود ده سطر نوشت، پنج سطر نوشته بشود، یک قلم که می تواند آن مرکبی که در آن وقت بوده است صرف کند، سرش ریزه باشد تا کم صرف بشود. /از/ حرف های غیر اصولی نوشته نشود، که صرفه واقع بشود. باز از ایشان نقل شده است که حساب بیت المال را می کشیدند، چراغی روشن بود، شمعی روشن بود و کسی آمد با ایشان حرف دیگری می خواست بزند، شمع را خاموش کردند، فرمودند که این مال بیت المال است، تو می خواهی حرف دیگر بزنی.
ما چه کنیم با بیت المال مسلمین؟ وظیفه حکومت ها چیست با بیت المال مسلمین؟ این مسأله، مسأله این نیست که در آن وقت و در حکومت حضرت امیر باشد، این دستور است در طول تاریخ برای کسانی که متکفل حکومت هستند که تا اندازه ممکن در بیت المال تصرف نکنند، یک درهمش در آن طرف حساب دارد. باید حساب بدهیم، باید در پیشگاه خدای تبارک و تعالی، در کارهایی که می کنیم، تصرف هایی که در بیت المال می کنیم، باید بعد حساب بدهیم چرا؟ زیاده روی شده باشد، مجازات دارد، عدالت شده باشد، مجازات خیر دارد.(325)

بیت المال مسلمین را بزرگ بشمارید

بیت المال مسلمین را بزرگ بشمارید. حکومت های اسلامی باید بیت المال مسلمین را برای جلال و جبروت خودشان صرف نکنند، بیت المال مسلمین صرف آن چیزی بشود که برای مسلمین است. وزارتخانه ها باید وقتی که می بینند که کارمند بیت المال مسلمین هستند و مسلمین هستند و از آن جا حقوق می گیرند و ارتزاق می کنند و اداره، اداره بیت المال مسلمین است، حتی در آن مسائلی که حضرت امیر گفته ملاحظه کنند، کوچک نشمرند مسأله را، مسأله بیت المال مسلمین است و دستور، دستور اسلام است. به حد ضرورت البته راجع به آن چیزهایی که مربوط به حفظ مقامات است - در حالی که ما الان درش می گذرانیم - این یک چیز لازم است اما به حد لزوم حتی مطبوعات باید این توجه را داشته باشند که چیزهایی که برای ملت مفید نیست در روزنامه ها ننویسند، کاغذ صرف این نکنند، وقت صرف این نکنند. باید رادیو تلویزیون توجه به این معنا داشته باشد که این از بیت المال مسلمین است، باید وقتش صرف چیزهایی که مربوط به مصالح مسلمین است، نشود، مسؤولیت دارد. اینها باید اشخاصی که، مقاماتی که هستند، ملاحظه کنند که به اندازه ضرورت مشاور بگیرند، به اندازه ضرورت خدمتگزار بگیرند، نه به اندازه دلخواه. و این معنا را باید همه ی ما بدانیم که دلخواه های ما آخر ندارد. گمان نباید بکنیم که اگر ما به آن جا رسیدیم، تمام شد مسأله. آن جا که رسیدیم بیشتر خواهد شد. امروز حکومت های کوچک تقاضاهای کوچک دارند، هواهای کوچک دارند، لکن این طور نیست که این هواها محدود بشود. وقتی به یک حکومت بالاتر رسیدند، تقاضاها زیادتر میشود، هواهای نفس بیشتر می شود. وقتی رئیس جمهور یک کشور پهناور/ مثل/ آمریکا یا شوروی یا هندوستان شدند، آن وقت هوایشان بالاتر می رود، قانع نیستند به آن جا، حدود ندارد، انسان لا حد است در همه چیز. گمان نکند انسان که اگر یک جایی دارد که درش زندگی می کند، یک جا بهتر پیدا کند، آن جا وقتی رفت راحت است. آن جا تازه اول این است که/ یک / یک جای بالاتر داشته باشد.(326)

دقت در اموال بیت المال

از آن طرف وقتی که پیغمبر اکرم (ص) آمد و ملت خودش را دعوت به توحید کرد، چه جور رفتاری کرد با مردم، حتی با ذمی ها، حتی با آنهائی که خلاف مذهب بودند چطور رفتار می کرد. حضرت امیر سلام الله علیه می فرماید که: «شنیدم که یک لشکر(ظاهراً لشکر معاویه بوده است) آمدند در کجا و یک خلخال از پای یک ذمیه ربودند، چه کردند.» - یک خلخال - از پای یک زن یهودی یا نصرانی خلخال را ربودند و نقل است که ایشان فرمودند: «اگر انسان بمیرد برای این، چیزی نیست.» یک چنین انسانی، ما یک چنین حاکمی می خواهیم. ما دنبال یک چنین رژیمی میگردیم که حاکم آن، سلطانش - وقتی که - (من جسارت می کنم که حضرت امیر (ع) را بگویم سلطان) حاکمش، امامش، آن که سلطه اش بر مملکت ها از حجاز گرفته تا ایران، تا مصر، تا کجا بوده است، نسبت به رعیت، آن هم آن کسی که خارج از مذهبش بوده اینطور عواطف داشته است و خودش وقتی همان روزی که با او بیعت کردند به سلطنت به اصطلاح و به امامت و خلافت، همان روز، بعد از این که این کار را کردند، آن کلنگش را برداشت رفت سراغ کارش که کار می کرد، خودش با دست خودش. آن وقت می کرد برای چی؟ آن قنات را وقتی که درآورد، یک کسی گفت که مثلاً مبارک است، چه است فرمود که: مبارک برای ورثه است.» بعد گفت بیاورید. وقف کرد آن جا را برای مستمندان ما یک همچو حاکمی، طالب یک همچنین حاکمی هستیم که وقتی که محاسبه حساب بیت المال را نشسته است و می کند، (یک چراغ آن چراغ های آن وقت نفتی بوده است یا چه بوده یا پیه بوده است)، هر چه بوده است روشن بود و حضرت داشت حساب می کرد بیت المال را، یک کسی آمد آن جا با حضرت خواست بنشیند صحبت دیگری بکند، حضرت آن چراغ را خاموش کرد فرمود که: «تا حالا من حساب بیت المال را می کردم این چراغ مال بیت المال است، از مال بیت المال برای خودش صرف می کردم، حالا می خواهی با من صحبت کنی و صحبت دیگری است ربطی به بیت المال ندارد، خوب چراغش را چرا ما روشن کنیم؟» البته کسی قدرت ندارد مثل حضرت امیر (علیه السلام) عمل کند، هیچ کس در عالم نمی تواند این طور، لکن ما یک حاکمی می خواهیم که دزد نباشد. ما این قدر حالا راضی شده ایم که لااقل این قدر دزدی نکنند. این قدر مال این ملت را چپاول نکنند، این قدر ظلم به این ملت نکند.(327)