فهرست کتاب


اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی قدس سره الشریف

تهیه و تنظیم بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران (قم)‏‏

کار بد دیگران را شما سرمشق قرار ندهید

شما پزشکید، خداوند حفظتان کند، شما مثل یک پدری نسبت به مریض ها باید باشید که علاقه مند به این باشید که این خوب بشود، همانطوری که اگر خدای نخواسته فرزندتان مریض بشود، چطور علاقه مند و از روی محبت این کار را می کنید، اینها برادر شما هستند، خواهر شما هستند، خداوند عقد اخوت بین همه مومنین انداخته «المومنون اخوة» برادر شما هست، مریض شده، اینجا خواهر شماست مریض شده این را باید با کمال رافت، محبت، انجام بدهید. پرستارها اینطوری، آنکه می خواهد اداره کند، این فرض کنید که، محل را، این بیمارستان را، آن هم باید با علاقه که می خواهد یک خانه خودش را اداره کند، به علاقه این کار را بکنید، هر کس باید آن کار که به او محول می شود خوب انجام بدهد، دیگری انجام می دهد یا نمی دهد، به من چه، من کار خودم را خوب انجام می دهم، او مسؤول است، نباید اگر یکی دیگر این کار را بد انجام داده، به من سرایت بکند، من کار را بد انجام بدهم، باید کار خوب شما را دیگران سرمشق قرار بدهند، کار بد دیگران را شما سرمشق قرار ندهید، اگر یک همچو روحیه ای در ملت پیدا شد و بحمدالله شده است، یک همچو مسائلی الان پیدا شده، یک همچو تعاونی الان در ملت ما هست و باید تقویت کرد این حس را. خوب، ملاحظه می کنید که الان اشخاصی که اهل مثلاً این کار نبودند که بروند در بیابان ها درو بکنند یا بروند خانه بسازند یا برای چه الان اشخاصی که از مدارس می روند آنجا، از فرض کنید که پزشک است، دکتر است، چه هست، پا می شود می رود آنجا مشغول به همان کارها، این حس تعاونی است که اگر تقویت بشود، این حس تعاون به زودی این خرابی ها، اینها مرتب انشاءالله خواهد شد، خداوند انشاءالله همه شما را حفظ کند و موفق باشید.(314)

باید کارها را با هم مخلوط نکنیم

اینها امروز دیده اند قدرت اسلام را، دیده اند که یک جمعیت سی و پنج میلیونی که این جوان هائی که بتوانند کار بکنند شاید پانزده میلیون، هیجده میلیون، بیست میلیون باشد بدون اینکه دارای یک تجهیزاتی باشند و بدون اینکه تربیت نظامی دیده باشند اینها با مشت غلبه کردند بر همه قدرت ها و آن کسی را که آنها همه می خواستند نگه دارند نتوانستند، اینها عینی شد بر ایشان که اسلام چقدر قدرت دارد، حالا بدتر و بیشتر درصدد این هستند که اسلام را نگذارند تحقق پیدا کند. این سنگربندی ها که در دانشگاه ها شد برای چی بود و کی ها بودند؟ آنهائی که میل داشتند که دانشگاه که تبدیل شده بود به یک غرب ساختگی، غربزده ساختگی، برگردد به یک دانشگاه اسلامی که وقتی ولیده او می آید، نتیجه او بیرون می آید، افراد مسلم و متعهد باشد، اینها بودند که سنگر گرفتند؟ یا همان ها بودند که همان قلم و همان قدم و همان چیزهائی که زمان رضاخان می خواستند بشکنند این اسلام را و این قدرت را؟ اینها هستند که سنگرگیری کردند. ما که می گوئیم انقلاب فرهنگی و البته در همه چیز باید باشد، لکن باید مخلوط نکنیم امور را به هم. اینهائی که در انقلاب فرهنگی هی صحبت می کنند و صحبت کردند و من شنیدم اینها مخلوط می کنند امور را به هم و این راه را دور می کند. دانشگاه و فیضیه، باید فقط راجع به دانشگاه شروع کنند. کار به این نداشته باشند اقتصاد ملت چیست. اگر دانشگاه بیاید راجع به اقتصاد بخواهد فرهنگ را جاری کند و فرهنگ اسلامی درست کند، از فرهنگ اسلامی دانشگاه هم باز می ماند، و اگر قشری دیگری که می تواند انقلاب فرهنگی در مثلاً ارتش بکند بیاید بخواهد مخلوط کند و انقلاب فرهنگی را در دانشگاه بخواهد بیاید عمل کند، این کار خودش هم از دستش می رود.(315)

اگر هر کس در هر کاری دخالت کند هیچ کدامش را نمی تواند انجام دهد

باید هر قشری در همان محل خودشان و در همان بنگاهی که آنها جزئیت دارند در آنها و عضویت دارند در آنجا، همان را مشغول بشوند، نه شما انقلاب اقتصادی را دنبالش بروید، نه آنهائی که می خواهند انقلاب اقتصادی درست کنند بیایند دنبال دانشگاه ها. و من به شما حالا دارم عرض می کنم که این اختلاطها البته افرادی هم که این اختلاطها را می گویند من سراغ ندارم که افرادی باشند که خدای نخواسته خیانتکار باشند، اغفال می شوند. اینهائی که می خواهند، میگویند همه را باید باهم درست کرد و جدا نمی کنند، قسمت قسمت نمی کنند همه چیز را یعنی این دستگاه را با آن دستگاه آن دستگاه را با این دستگاه و روی هر یک علیحده متخصصان خودشان متخصصان آن بنگاه را مشغول کار نمی گذارند بشوند اینها محتمل است که اغفال شده باشند. نباید وقتی ما می خواهیم دانشگاه را درست بکنیم و یک انقلاب فرهنگی در دانشگاه درست بکینم بیائیم همه چیز را با هم مخلوط بکنیم، همه جا باید چه بشود لکن دانشگاهی به بازاری کاری نباید داشته باشد. بازار یک دسته ای باید بروند و آنجا انقلاب اسلامی و فرهنگی را در آنجا پیاده کنند، اینها یک دسته بازاری متعهد باید باشند.
ارتش هم باید انقلاب در آن پیدا بشود و امید است که بسیار وقتش شده باشد لکن ارتش نباید کار داشته باشد که دانشگاه چه می گذرد در آن، به او چه ربطی دارد. در عین حالی که همه با هم پیوند هستند، لکن هر کدام کار خودشان را باید انجام بدهند. پیشتر می گفتند که در آن تعزیه هایی که در می آوردند سابقا، می گفتند که شمر خوب این است که شمر باشد، اگر بنا باشد که شمر هم وقتی صحبت می کند یا شعر می خواند مثل امام حسین بخواند این شمر نیست، در عین حالی که همه بنگاه واحد بودند و همه با هم می خواستند یک صحنه ای را درست کنند، لکن هر کس کار خودش را باید خوب انجام بدهد، نباید او دخالت کند در کار دیگری. اگر هر کدام دخالت کنند در کار دیگری، این صحنه، صحنه خوب نمی شود. ما هر کدام باید کار خودمان را خوب انجام بدهیم اگر هر کسی در هر کاری دخالت بکند هیچ کدامش را نمی تواند انجام بدهد.(316)