فهرست کتاب


اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی قدس سره الشریف

تهیه و تنظیم بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران (قم)‏‏

با خوشروئی و احترام کار مردم را انجام بدهید

شما از خودتان هر شب بازرسی کنید و ببینید با این صندوق چه عمل کردید، آیا این بیچاره ای که آمده است قرض بگیرد با تلخی با او روبرو شدید؟ خیلی این اهمیت دارد ممکن است که یک نفر آدم هم قرض بدهد، جان هم بدهد، قرض الحسنه بدهد لکن ترشروئی کند یعنی قلب این قرض گیرنده را آزرده کند یعنی قلب محل تجلی خداست، قرض که می دهید با خوشروئی، زود عملش را انجام بدهید هی مثل ادارات دولتی نباشد، زود کار را انجام بدهید با خوشروئی، با بشاشت، با احترام. آن که آمده است قرض می کند خوب یک نقیصه ای در خودش می بیند، به واسطه این نقیصه شاید یک خجالتی برای خودش خیال بکند و حالا آنکه نه فقر خجالت دارد و نه قرض خجالت دارد لکن خوب یک احساس حقارتی ممکن است بکند، شما با اعمالتان رفع کنید این را، شمائی که متکفل قرض الحسنه دادن هستید، با خوشروئی و عمل خوب این نقیصه ای که آن آدم در خودش مثلاً می بیند و حقارتی که شاید در خودش می بیند، شما آن را رفع کنید، این از قرض الحسنه دادن بهتر است حسنه او قرض الحسنه دادن بالاتر است. دلجوئی از مستمندان و از ضعفا و از مستضعفان از اعمال دیگر محتمل است بسیار بزرگتر باشد و شما در حالی که آن عبادت را انجام می دهید که متکفل شدید برای یک عبادتی که قرض الحسنه بدهید و صندوق را باز کنید به روی اشخاص احتیاج دار، این مطلب، این عبادت بزرگ را هم انجام بدهید، این عبادت بزرگ که دلجوئی از یک نفر انسان، از یک نفری که ممکن است از خود شما شریفتر باشد و شما نمی دانید، ممکن است از خود شما ایمانش به خدا بالاتر باشد و شما مطلع نیستید، دلجوئی از او از آن کار دیگرتان، بالاتر است و اگر کسی صدقه بدهد و منت بگذارد، مطرود است، پیش خدا مطرود است این صدقه - است - اصلاً مطرود است. باید انسان در فکر این باشد که خودش را مهذب کند، تهذیب کند خودش را. و من از خدای تبارک و تعالی می خواهم که همه ما، همه ملت ما متوجه به اسلام باشند و همه منزه باشند و همه منزه باشند از صفات بد.(279)

14 - خضوع در مقابل قانون

در اسلام فقط قانون خدا حکومت می کند

ما موظفیم حالا که جمهوری اسلامی رژیم رسمی ما شده است همه طبق جمهوری اسلامی عمل کنیم. جمهوری اسلامی یعنی اینکه رژیم به احکام اسلامی و به خواست مردم عمل کند و الان رژیم رسمی ما جمهوری اسلام است و فقط مانده است که احکام، همه احکام اسلامی بشود. مجرد بودن رژیم اسلامی مقصود نیست، مقصود این است که در حکومت اسلام، اسلام و قانون اسلام حکومت کند، اشخاص برای خودشان و به فکر خودشان حکومت نکنند. ما می خواهیم احکام اسلام در همه جا جریان پیدا کند و احکام خدای تبارک و تعالی حکومت کند. در اسلام حکومت، حکومت قانون، حتی حکومت رسول الله و حکومت امیرالمومنین حکومت قانون است یعنی قانون خدا آنها را تعیین کرده است، آنها به حکم قانون واجب الاطاعه هستند پس حکم از آن قانون خداست و قانون خدا حکومت می کند در مملکت اسلامی باید قانون خدا حکومت کند و غیر قانون خدا هیچ چیز حکومتی ندارد. اگر رئیس جمهوری در مملکت اسلامی وجود پیدا بکند، این اسلام است که او را رئیس جمهور می کند، قانون خداست که حکمفرماست. در هیچ جا در حکومت اسلامی نمی بینید که خودسری باشد حتی رسول الله از خودشان رأیی نداشتند، رأی قرآن بوده است، وحی بوده، هر چه می فرموده از وحی سرچشمه می گرفته است و از روی هوا و هوس سخن نمی گفتند و همین طور حکومت هایی که حکومت اسلامی هستند آنها تابع قانونند، رای آنها قانون اسلامی است و حکومتشان حکومت الله. اینکه ما دائماً راجع به این معنی سفارش می کنیم که باید حالا که رژیم، رژیم اسلامی شده است، محتوا، محتوای اسلامی باشد برای این است که یک مملکتی که افرادش ادعا می کنند که مسلمان هستیم باید در آنجا احکام اسلام حکومت کند لکن می بینیم در بسیاری جاها دیده می شود که افراد پایبند احکام اسلام نیستند. بسیاری از اشخاص ادعای اسلام میکنند ولی فقط ادعاست، دیگر در عمل خبری از اسلام نیست. ما که می گوئیم حکومت باید همانطور که اسلامی است محتوایش هم اسلامی باشد، یعنی هر جا که شما بروید، در هر وزارتخانه ای شما بروید، در هر اداره ای که شما بروید، در هر کوی و برزن و در هر بازار که شما بروید، در هر مدرسه و دانشگاه که بروید آنجا اسلام و احکام اسلام را ببینید. ما حکومت اسلامی خواستیم، ما جمهوری اسلامی لفظی نخواستیم، ما خواستیم که حکومت الله در مملکتمان و انشاءالله در سایر ممالک اجرا بشود.(280)