فهرست کتاب


اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی قدس سره الشریف

تهیه و تنظیم بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران (قم)‏‏

خدمتگزاری به جمهوری اسلامی همان مجاهده در راه خداست

من امیدوارم که همه ملت ما و همه افرادی که در سرتاسر کشور ما هستند خدمتگزار باشند به این کشور و خدمتگزار باشند به جمهوری اسلام و خدمتگزاری آنها همان مجاهده در راه خداست و من امیدوارم که همه آنها با مجاهدین در راه خدا شریک و سهیم باشند برای اینکه آنها هم مجاهده می کنند ولو آن پیرزنی که در اقصی بلاد دارد یک خدمتی می کند برای این مجاهدین و یا یک پیرمردی که در اقصی بلاد دارد خدمت می کند برای این شهدا و مجاهدین و بازماندگان شهدا. من امیدوارم که خداوند به همه آنها ثواب مجاهدین را عنایت بفرماید و عمده چیزی که هست این است که صادقانه خدمت کنید، خدمت بکنید، گمان نکنید که شما یک کاری که (برای آنجا) برای آنها انجام می دهید یک منتی بر آنها دارید. منت آنها را بکشید، منت آنها را بکشید خدمت بکنید، احترام بکنید از آنها. اینها خانواده شهدا هستند و معلولین و خانواده های معلولین که ارزششان آنقدر است و ما باید خدمتگزار به آنها باشیم. هر عملی که انجام می دهیم، هر خدمتی که به آنها انجام می دهیم عملی است که در پیشگاه خدا مقبول است و ما باید با کمال خرسندی منت آنها را بکشیم و خدمت به آنها بکنیم. مبادا یک وقتی یک کلمه درشتی گفته بشود به این بازماندگان شهدا یا به این معلولین و باز کسانی که عائله معلولین اند. توجه داشته باشید که عملی را که می کنید خالص برای خدا باشد و برای آن کسی که فداکار برای خدا بوده است و جانش را در راه خدا اهداء کرده است شما خدمت به او می کنید و این خدمت به خداست.(265)

خدمت به مردم، آرامش قلبی می آورد

وقتی آدم به کسی بد بکند، از آنها می ترسد بد بکنند به آن. این یک مطلب کلی است، یک سرمشق کلی است برای همه ما که باید با اهلی، با رعیت مملکت با افراد مملکت رفتارمان رفتار برادرانه و رحمت آمیز باشد «رحماء بینهم» اینها هم تبادل رحمت می کنند، این رحمت به او، رحمت به این، این محبت به او و او محبت به او و همین جمعیت اگر در مقابل دیگران بایستند، خصم بایستند محکم و شدید هستند «اشداء علی الکفار» این یک دستور کلی است که اگر بخواهید وقتی منزل می روید با حال آرام بی دغدغه شب به روز بیاورید، با مردم خوبی کنید، وقتی با مردم خوبی کردید، محبت کردید، خدمتگزار مردم بودید، وقتی که بروید شب منزل آرامش برای قلبتان هست، وجدانتان ناراحت نیست. اینهائی که مردم را اذیت می کنند وجدانشان ناراحت است، اینطور نیست که بروند راحت، یک نفر را کشتند و راحت بروند، نخیر ناراحتند منتها البته بعضی ها وقتی کم کم زیاد شد، عادت می کنند، این دیگر یک درنده می شود، این دیگر آدم نیست. بخواهید که زندگی مرفه، مرفه بودن زندگی به این نیست که پارک چند طبقه آدم داشته باشد، چه بسا اشخاصی پارک های چند طبقه دارند لکن زندگیشان جهنم است. الان شما زندگی محمدرضا را چه جور می بینید؟ همه وسایل آسایش برایش هست لکن آسایش دارد؟ یک آن آسایش دارد؟ ندارد.
آسایش انسان به این است که روح انسان راحت باشد. روح انسان وقتی که راحت شد اگر یک ناهار، هر جوری باشد، این با آن می سازد و اصلاً ناراحتی را ادراک نمی کند. راحتی انسان به این است که انسان وضع روحیش را جوری بکند که با این وضع روحی آسایش برایش پیدا بشود و این به اسلامی شدن است. اگر انسان اسلامی بشود، تربیت کند خودش را به تربیتهای اسلامی، ارتش تربیت کند خودش را به اینکه برای مردم خدمتگزار باشد، نه ایجاد رعب بکند، ایجاد رحمت بکند به طوری که همین طور که حالا ما همه با هم هیچ کدام از هم نمی ترسیم، نه من از ایشان نه ایشان از من، هیچ کدام از هم ترسی نداریم، این محیط محبت است، این محیط محبت را حفظ کنید. ایران را یک محیط محبت کنید.(266)

آرامش روحی، در خدمت به مردم است

شما الان در یک جمهوری اسلامی واقع هستید که باید خودتان اسلامی باشید یعنی همانطوری که شرطه زمان حضرت امیر سلام الله علیه با مردم بوده است شما هم با مردم باشید. همانطوری که قوای انتظامیه در خدمت مردم بوده است و مردم با آغوش باز می پذیرفتند، دوست داشتند آنها را شما هم باید عملی بکنید که مردم با شما آنطور باشند. عمل شما، عمل طاغوتی دیگر نباشد. خیال نکنید که ما قدرتمندیم و مردم چه، قدرت وقتی دارید که ملت دنبال شما باشد. شما دیدید در این قضیه، عبرت می گیرید از این قضیه که وقتی ملت یک چیزی را اراده بکند و همه با هم، مصمم، ملت یک کاری را بخواهد هیچ قوه ای نمی تواند جلویش بایستد. همه قوا شکست خوردند در مقابل ملت و آن چیزی که مهم است آرامش روحی انسان است. آنی که سعادت انسان است این است که آرامش داشته باشد در اینجا یا انشاءالله آنجا. الان شما آرامش دارید از باب اینکه نمی خواهید به مردم تحمیل بشوید تا اینکه در وجدانتان ناراحت باشید. آنهایی که به مردم تعدی می کنند وجدانشان ناراحت است، مگر بعضی شان که دیگر از وجدان انسانی بیرون رفته اند اما غالبا اینطورند خصوصا این طبقه جوان. اما وقتی با مردم دوستند و رفیقند آرامش قلبی دارند، سعادت، دارند، سعادت همین آرامش سعادت است. شما کاری بکنید که این آرامش قلبی را حفظ بکنید و مردم را مثل فرزندهای خودتان، مثل برادرهای خودتان اینطور حساب بکنید. آن مسائل طاغوتی را کنار، شما که نبودید آن موقع، کنار بگذارید مطالعه کنید در حال آن رژیم و وضع او و در عاقبت او. الان دولت اسلامی است، شماها اسلامی، شهرداری و شهربانی و امثال ذلک انشاءالله همه اسلامی و باید همه چیزهایی که در ایران است همه متحول بشود به یک مملکت اسلامی به همه معنا که در مملکت اسلامی آرامش روحی هست، رفاه همه جانبه هست، تعاون هست، برادری هست.(267)