فهرست کتاب


اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی قدس سره الشریف

تهیه و تنظیم بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران (قم)‏‏

ارزش هر خدمتی موافق ارزش آن کسی است که برایش خدمت می کنیم

ارزش هر خدمتی موافق ارزش آن کسی است که برایش خدمت می کنیم هر کس هر خدمتی در راه خدا برای خلق خدا بکند این ارزش دارد لکن ارزش ها مختلف هستند به ارزش آنهایی که برای آنها خدمت می کنیم. همه بنیادهایی که برای خدا در راه اسلام به کشور خودشان خدمت می کنند و همه اشخاصی که برای اعتلاء کلمه اسلام خدمت می کنند همه آنها پیش خدای تبارک و تعالی ارزش دارد و مورد عنایت حق تعالی انشاء الله خواهند شد لکن ارزش بنیاد شهید، خدمت به شهید و خدمت به بازماندگان شهید و خدمت به آنهایی که در راه اسلام برای فداکاری حاضر شدند لکن معلول شدند و عضوی از اعضای خودشان را از دست دادند یا جراحاتی بر آنها وارد شده است ارزش این خدمت که برای شهدا اسلام و برای فداکاران اسلام انجام می گیرد شاید از سایر ارزش ها بیشتر باشد.(263)
بنیاد شهید از همه بنیادها افضل است برای اینکه شهید از همه افراد افضل است. خدمت در بنیاد شهید در راس خدمت ها هست، همه خدمت می کنند و همه برای خدا و برای همه فضل است و برای همه ارزش هست در بارگاه الهی همه خدمتگزارهایی که خدمت می کنند، آنهایی که خدمت می کنند برای جنگزده ها آنها هم خدمتشان برای فداکاران است. این جنگزده ها که الان در ایران هستند و در خارج از وطنشان هستند اینها هم راجع به اینها هم هر کس خدمت بکند خدمت به فداکاران است لکن خدمت به شهید ارزشش بیشتر از همه خدمت هاست. معلولی که جان خودش را در دست گرفته و تقدیم کرده است. لکن موفق نشده است به شهادت آن هم فداکاری خودش را کرده است. شما که خدمت به شهید می کنید و بنیاد شما که بنیاد شهید است قدر این بنیاد را بدانید و قدر این خدمت را بدانید. برای کم کسی اینطور مطلبی که برای شهید گفته شده است برای کم کسی هست، آنها را قرین انبیا قرار داده اند. خدمت شما به آنها خدمت به نبی اکرم است، خدمت به انبیاست. بدانید که شما در راه شهید دارید خدمت می کنید و بنیاد شما بنیاد شهید است و شهید افضل است شهادت از همه چیزها، و باز در روایتی است که هر خوبی بالاتر از او هم خوبی هست تا برسد به قتل در راه خدا، شهادت در راه خدا، بالاتر از او دیگر خوبی در کار نیست و معلوم نکته اش برای اینکه کسی که همه چیزش را برای خدا تقدیم کرده است و حیات که بالاترین سرمایه است برای او در این عالم تقدیم کرده است، دیگر از این بر و از این خوبی بالاتر نمی شود باشد. شما خدمت می کنید به انسان هایی و به کسانی که وابسته هستند به این شهدا و شهدا به آنها علاقه دارند و الان هم شهید هستند نسبت به آنها و خدمت شما ارزشمندترین خدمت هاست که تصور می شود به حسب اینطور روایات.(264)

خدمتگزاری به جمهوری اسلامی همان مجاهده در راه خداست

من امیدوارم که همه ملت ما و همه افرادی که در سرتاسر کشور ما هستند خدمتگزار باشند به این کشور و خدمتگزار باشند به جمهوری اسلام و خدمتگزاری آنها همان مجاهده در راه خداست و من امیدوارم که همه آنها با مجاهدین در راه خدا شریک و سهیم باشند برای اینکه آنها هم مجاهده می کنند ولو آن پیرزنی که در اقصی بلاد دارد یک خدمتی می کند برای این مجاهدین و یا یک پیرمردی که در اقصی بلاد دارد خدمت می کند برای این شهدا و مجاهدین و بازماندگان شهدا. من امیدوارم که خداوند به همه آنها ثواب مجاهدین را عنایت بفرماید و عمده چیزی که هست این است که صادقانه خدمت کنید، خدمت بکنید، گمان نکنید که شما یک کاری که (برای آنجا) برای آنها انجام می دهید یک منتی بر آنها دارید. منت آنها را بکشید، منت آنها را بکشید خدمت بکنید، احترام بکنید از آنها. اینها خانواده شهدا هستند و معلولین و خانواده های معلولین که ارزششان آنقدر است و ما باید خدمتگزار به آنها باشیم. هر عملی که انجام می دهیم، هر خدمتی که به آنها انجام می دهیم عملی است که در پیشگاه خدا مقبول است و ما باید با کمال خرسندی منت آنها را بکشیم و خدمت به آنها بکنیم. مبادا یک وقتی یک کلمه درشتی گفته بشود به این بازماندگان شهدا یا به این معلولین و باز کسانی که عائله معلولین اند. توجه داشته باشید که عملی را که می کنید خالص برای خدا باشد و برای آن کسی که فداکار برای خدا بوده است و جانش را در راه خدا اهداء کرده است شما خدمت به او می کنید و این خدمت به خداست.(265)

خدمت به مردم، آرامش قلبی می آورد

وقتی آدم به کسی بد بکند، از آنها می ترسد بد بکنند به آن. این یک مطلب کلی است، یک سرمشق کلی است برای همه ما که باید با اهلی، با رعیت مملکت با افراد مملکت رفتارمان رفتار برادرانه و رحمت آمیز باشد «رحماء بینهم» اینها هم تبادل رحمت می کنند، این رحمت به او، رحمت به این، این محبت به او و او محبت به او و همین جمعیت اگر در مقابل دیگران بایستند، خصم بایستند محکم و شدید هستند «اشداء علی الکفار» این یک دستور کلی است که اگر بخواهید وقتی منزل می روید با حال آرام بی دغدغه شب به روز بیاورید، با مردم خوبی کنید، وقتی با مردم خوبی کردید، محبت کردید، خدمتگزار مردم بودید، وقتی که بروید شب منزل آرامش برای قلبتان هست، وجدانتان ناراحت نیست. اینهائی که مردم را اذیت می کنند وجدانشان ناراحت است، اینطور نیست که بروند راحت، یک نفر را کشتند و راحت بروند، نخیر ناراحتند منتها البته بعضی ها وقتی کم کم زیاد شد، عادت می کنند، این دیگر یک درنده می شود، این دیگر آدم نیست. بخواهید که زندگی مرفه، مرفه بودن زندگی به این نیست که پارک چند طبقه آدم داشته باشد، چه بسا اشخاصی پارک های چند طبقه دارند لکن زندگیشان جهنم است. الان شما زندگی محمدرضا را چه جور می بینید؟ همه وسایل آسایش برایش هست لکن آسایش دارد؟ یک آن آسایش دارد؟ ندارد.
آسایش انسان به این است که روح انسان راحت باشد. روح انسان وقتی که راحت شد اگر یک ناهار، هر جوری باشد، این با آن می سازد و اصلاً ناراحتی را ادراک نمی کند. راحتی انسان به این است که انسان وضع روحیش را جوری بکند که با این وضع روحی آسایش برایش پیدا بشود و این به اسلامی شدن است. اگر انسان اسلامی بشود، تربیت کند خودش را به تربیتهای اسلامی، ارتش تربیت کند خودش را به اینکه برای مردم خدمتگزار باشد، نه ایجاد رعب بکند، ایجاد رحمت بکند به طوری که همین طور که حالا ما همه با هم هیچ کدام از هم نمی ترسیم، نه من از ایشان نه ایشان از من، هیچ کدام از هم ترسی نداریم، این محیط محبت است، این محیط محبت را حفظ کنید. ایران را یک محیط محبت کنید.(266)