فهرست کتاب


اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی قدس سره الشریف

تهیه و تنظیم بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران (قم)‏‏

هر چه به این ملت خدمت بکنیم کم است

ما نمی توانیم از ملت ایران تشکر کنیم. ما خودمان یک نقطه ضعیفی هستیم در بین این دریای بزرگ، یک قطره هستیم در بین این دریای بزرگ، ما می گوییم که خدا از شما تشکر می کند ما که تشکر می کنیم، برای این است که تشکر خدا را کرده باشیم، شکر شما، شکر خداست.
و من به شما آقایان سفارش می کنم که با این که موفق بودید باید دنبال موفقتری بروید، قناعت نکنید به این که ما حالا فلان کار را کردیم. ما هر چه خدمت بکنیم به این ملت، کم خدمت کرده ایم، برای این که این ملت بود که همه این گرفتاری ها به دست او رفع شد، دولت شاهنشاهی به دست آنها ساقط شد و هر چه ما داریم از آنهاست. ما باید خدمتگزار باشیم، واقعا خدمتگزار باشیم و هر چه خدمت بکنیم باز کم است. ما که شکر خدا را نمی توانیم بجا بیاوریم برای این که کوچکتریم از این که شکر خدا را بجا بیاوریم، لکن شکر این ملت قهرمان و مظلوم همان شکر خداست، کسی که شکر اینها را بجا نیاورد، شکر خدا را بجا نیاورده است برای این که اینها بندگان خدا هستند، اینها کسانی هستند که برای خدا دارند خدمت می کنند به این کشور و شکر این است که ما به آنها خدمت بکنیم، هر کس در هر مقامی چکه هست خدمت بکند.(259)

با ملت خوب رفتار کنید خداوند با شما رحمت خواهد کرد

برادرها! همه مردم با شما، با بالاتری ها یک جورند. اگر با مردم خوب رفتار بکنید، برای خودتان هست و اگر با مردم خدای نخواسته بد رفتار کنید، به ضرر خود شماست. آنقدر که ظالم ضرر می برد از ظلمش، مظلوم از ظلم ظالم آنقدر ضرر نمی برد. ما و شما یک روزی در بارگاه الهی، پیشگاه الهی خواهیم رفت و آن روز از ما سوال خواهد شد واز شمائی که پلیس هستید، از شغل شما و از عمل شما و از رفتار شما سوال خواهد شد. غفلت نکنید از خدا، غفلت نکنید از آن روزی که همه محتاج هستید. با برادرانتان خوب رفتار کنید، با ملت تان خوب رفتار کنید و خدای تبارک و تعالی با شما رحمت خواهد کرد.(260)

خودتان را حاکم مردم ندانید، خدمتگزار بدانید

ملتفت باشید که شمایی که الان به حکومت رسیدید، حکومت نیست، خدمتگذار هستید. اسلام حکومت به آن معنا ندارد، اسلام خدمتگزار دارد، منتها قوای انتظامی هم دارد برای سرکوبی آنهایی که میخواهند خیانت بکنند و الا نه این است که اگر خیانتکار نباشد دیگر چیزی نمیخواهند، آنها نمی خواهند که حکومت کنند به مردم و خود فروشی کنند به مردم و مردم را از خودشان بترسانند. شما خیال میکنید آنطور که محمد رضا در خیابان ها می آمد، حضرت امیر هم با اینکه ده مقابل او سعه مملکتش بود، در خیابان ها آنطوری، در کوچه و بازار آنطور، خوب، در کوچه و بازار مثل یک آدمی می آمد که نمی شناختندش بعضی ها. مالک اشتر که یکی از سردارهای بزرگ اسلام بود، خیال می کنید که مثل یکی از درجه دارهای زمان طاغوت بود؟ نه، این توی مردم می آمد نمی شناختندش. آن روز یک کسی نشناخت و به او فحش داد و بعد هم ببینید کرامت او را، رفت مسجد به او دعا کرد. این اخلاق را، این تاریخ اسلام را باید مطالعه کرد و خصوصا حکومت هائی که در اسلام بوده است مطالعه کرد و از آن پند گرفت. شما خودتان را حاکم مردم ندانید، شما خودتان را خدمتگزار مردم بدانید. این پیش خدا ثوابش بیشتر از این است که خدمت را حکومت بدانید. حکومت هم همان خدمتگزار است، ارتش هم باید خدمتگزار مردم باشد اگر همه شماها خدمتگزار، خودتان را حساب بکنید، نخواهید که هی به شما مدح بگویند و ثنا کنند و - نمیدانم - فریاد بکشند و باهم دعوا بکنید، اگر این چیزها را کنار بگذارید و خودتان با هم تفاهم کنید و دوستی داشته باشید، این برای ملت چه لذتی دارد. آن که دیده است بچه هایش از بین رفته، حالا این حکومتی پیش آمده است که همه شان با هم برادرند و همه کوشش می کنند که برای مردم یک کاری بکنند، تا توان دارند برای مردم می خواهند کار بکنند، اگر به جای این ببینند که حالا که اینها رسیدند به یک چیزی و آمدند سر یک سفره ای نشستند، اینها باهم سر اینکه بیشتر این طعام سفره را ببرد یا آن یکی بیشتر ببرد دارند جنگ می کنند، خوب، ببینید چه تلخ است در ذائقه این ملت و در ذائقه اسلام و پیش خدای تبارک و تعالی، به ما چه می گوید.(261)