فهرست کتاب


اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی قدس سره الشریف

تهیه و تنظیم بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران (قم)‏‏

رضای خدا، در رضایت مردم است

من امیدوارم که همین طوری که وضع ظاهری شما آقایان فرمانداران و بخشداران و دیگران و همین طور همه اجزاء حکومت اسلامی امروز همانطور که وضع ظاهری شان یک وضع بی آلایشی است، وضع روحی و معنویتان هم همانطور باشد، همانطوری که حضرت امیر سلام الله علیه می فرماید که وقتی به او اطلاع داده بودند که یک خلخالی را از پای یک زن (حالا یا یهودی بوده یا نصاری) کشیدند، می فرماید که (به حسب نقل) که انسان اگر از غصه بمیرد عیب نیست اینطور در مقابل ظلم ناراحت می شدند. شما همه در محضر خدا هستید، هر جا باشید. قلب های شما در محضر خداست، بازوهای شما، چشم های شما، همه چیز شما در محضر خداست و خدا حاضر است در همه جا. کوشش کنید که با بندگان خدا جوری رفتار کنید که امامان شما رفتار می کردند، پیغمبر شما رفتار می کرد. و سایر انبیا رفتار می کردند گمان نکنید که حالا فلان نخست وزیر است، فلان وزیر کشور است، فلان رئیس جمهور است، فلان استاندار است، فلان بخشدار است، فرماندار است گمان نکنید که اینها یک چیزی است. آن که همه چیز است به دست آوردن رضای خداست و آن به این است که رضای مخلوق خدا را به دست بیاورید. با مردم که شما سرو کار دارید این مردم را باید رضایشان را به دست بیاورید. همین مردم کوچه و بازار و کشاورزهای بسیار عزیز و کارمندان و کسانی که در کارخانه ها زحمت می کشند اینها هستند که مایه افتخار یک ملت و مایه پیروزی یک ملت است پیروزی را برای ما و شما اینها به دست آوردند. و اینها ولینعمت ما هستند و ما باید این معنا را در قلب مان احساس کنیم که با این ولینعمت های خودمان رفتاری بکنیم که خدا از آن رفتار راضی باشد. گمان نکند آن کسی که فرماندار یک جایی است باید به رعیت آنجا، به مردم عادی آنجا، به بازاری آنجا یک وقت خدای نخواسته یک بالاتری بفروشد آنطوری که ساخت فرمانداران زمان سابق بود. فرق مابین جمهوری اسلامی و شاهنشاهی این است که جمهوری اسلامی از مردم است و جمهوری اسلامی رهین همین مردم عادی کشور است و شاهنشاهی می گفت نه، من اینطور نیست که به مردم کار داشته باشم، ما خودمان باید کارها را، مردم باید تحت سلطه ما باشند و با مردم آنطور می کردند. با بندگان خدا رفتار خوب بکنید. و پیروزی از آنها به دست ما آمده است.(252)

علت پشتیبانی مردم، مردمی بودن دولت است

الان شما در سرتاسر کشور ملاحظه بکنید از نخست وزیر و رئیس جمهورش بگیرید تا آن پائین ها هر که هست، می بینید که یک مردمی هستند که از خود مردم هستند. رئیس جمهور یک طلبه ای بوده است سابق و بعد هم یک آقایی شده است و بعد شده است رئیس جمهور نه دستگاهی اینها را دارند و نه افکاری اینها را دارند و همین طور همه وزرا. این وزرا گاهی وقت ها جمعیتی می آیند اینجا و مخلوط به هم هستند، آدم تمیز نمی دهد که این پاسدار هست یا وزیر. من حکومت های کوچک را دیده ام که وضعشان چطور بود و با چه وضعی بیرون می آمدند وقتی بیرون می آمدند، مردم همه صف می کشیدند بر ایشان تعظیم باید بکنند. با بساط می آمد بیرون یک حکومت - فرض کنید که جای کوچکی، اما حالا نخست وزیرش می آید، مردم باشند مثل سایرین. این هم یک مسأله ای است که الان در ایران تحقق پیدا کرده است جاهای دیگر نیست این مسائل که همه مردمی هستند و همه هم با هم هستند و لهذا هم مردم پشتیبان دولتند و هم مردم پشتیبان ارتشند، هم ارتش و دولت با مردم هستند و این یکی از رمزهای بزرگ پیروزی این چیز است.(253)

وجود واسطه با مردم، خلاف ادب اسلام است

چنانکه که بعضی ها می گفتند، مثل این که بعضی از آقایان آمده بودند اینجا و من نبودم و مثل اینکه قدری مواخذه و محاکمه می کردند که کسی در این امر دخالت داشته در این معنا اینطور نبوده است. مزاج من اولا اقتضای اینکه بنشینم و اینجا باشم ندارد، این است که دیروز تصمیم گرفتم که استراحت کنم. امروز که شنیدم آقایان اینجا تشریف می آورند، از این جهت آمدم که خدمت آقایان برسم. من عادت به تشریفات ندارم که مثلا بین من و کسی واسطه باشد، ارتباط باشد، این خلاف ادب اسلام است. من در اختیار همه آقایان هستم به مقداری که قدرت داشته باشم، بالاخره قدرت می خواهد برای این که ماشاءالله شماها جوان هستید و انشاءالله وقتی که به پیری رسیدید آن وقت می دانید که آن اقتضاهائی که در جوانان هست در پیر نیست. ما حالا دیگر نفسهای آخر را می کشیم و امیدواریم که بتوانیم همه مان خدمت کنیم به اسلام، خدمت کنیم به مسلمین، خدمت کنیم به وطن خودمان.