فهرست کتاب


اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی قدس سره الشریف

تهیه و تنظیم بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران (قم)‏‏

برخورد تحقیرآمیز با مردم از خصوصیات طاغوتیان است

شاید میان شماها کسی نباشد که زمان قاجار را درک کرده باشد، اگر هم باشد بسیار کم است. و همین طور اوایل سلطنت پهلوی، اواخرش را که بسیار تغییر کرده بود با آن اوایل ملاحظه کردید. بافت حکومت در آنوقت و بافت کسانی که در دستگاه دولتی کاری به دست شان بود چه استانداران و چه فرمانداران و چه بخشداران و چه دیگران یک بافت خاصی بود که مناسب بود با دستگاه شاهنشاهی. ممکن نبود که یک نفر بخشدار حتی در یک مجمعی که مردم عادی هستند، کشاورزان هستند، بازاری ها هستند آن هم حاضر بشود، با آنها در صف واحد بنشیند. یک بافت خاصی بود که هر یک از آنهایی که در آنوقت حتی فرماندار یک جای کوچکی بودند اگر مقایسه کنیم با رئیس جمهور امروز ما و نخست وزیر نمی توانید بدانید که آنها چه وضعی داشتند و اینها چه وضعی در رفت و آمدهایشان، در نشست و برخاست هایشان، در معاشرتشان یک وضع عجیبی بود. وقتی که یک حکومتی ولو جای کوچکی وارد می شد فراش ها و آنهائی که اطراف او بودند را کنار می زدند که این آقا می خواهد عبور کند از اینجا، چه برسد به اینکه یک وزیر باشد که دیگر او بالاتر از همه، یا یک نخست وزیر باشد و آنها همه در پیش خودشان آنطور یال و کوپال داشتند لکن در مقابل کشورهای دیگر ضعیف و ناتوان بودند. با رعیت آن رفتار غیرانسانی را می کردند و رعیت را از هر طرف تحقیر می کردند، توهین می کردند، اذیت و آزار می کردند. از آنها استفاده های مادی می کردند ولی در مقابل یک سفیر همه شان خاضع بودند. امروز ما می بینیم که فرماندارهای سرتاسر کشور به طوری که آقا گفتند و بخشدارها و بعضی از کشاورزها و بعضی از مردم عادی در یک جا نشستند اگر نخست وزیر و وزیر کشور هم که اینجا تشریف دارند و رئیس جمهور و اینها هم بودند آنها هم در بین اینها همانطور نشسته بودند که اگر کسی از خارج بیاید تشخیص نمی دهد که کدام وزیرند و کدام فرماندارند و کدام بخشدارند و کدام از مردم عادی کشاورز است. این همان بود که در روایات ما هست که اگر کسی وارد می شد در مسجد رسول الله و ایشان با اصحاب نشسته بودند تمیز نمی داد، می گفت کدام یکی تان هستید. سابق معلوم بود هر که می آمد در مجلسی، در یک جائی وارد می شد معلوم بود که حکومت کی هست برای اینکه آن در آن بالا نشسته بود با یک یال و کوپال و یک طور وضع خاص، مردم می فهمیدند که این است که باید چه باشد اما رسول خدا در مدینه که مرکز حکومت ایشان بود و سعه حکومتش هم آنوقت زیاد بود عرب می آمد می دید که چند نفر نشستند دور هم با هم صحبت می کنند، او نمی توانست بفهمد که کدام یکی اینها در راس واقع است و حاکم است و کدام یکی از اینها پائین تر هستند. وضع زندگی این بود که تعلیم بدهد به ما که باید اینجور باشید که ما بفهمیم تکلیف مان چی است.(251)

رضای خدا، در رضایت مردم است

من امیدوارم که همین طوری که وضع ظاهری شما آقایان فرمانداران و بخشداران و دیگران و همین طور همه اجزاء حکومت اسلامی امروز همانطور که وضع ظاهری شان یک وضع بی آلایشی است، وضع روحی و معنویتان هم همانطور باشد، همانطوری که حضرت امیر سلام الله علیه می فرماید که وقتی به او اطلاع داده بودند که یک خلخالی را از پای یک زن (حالا یا یهودی بوده یا نصاری) کشیدند، می فرماید که (به حسب نقل) که انسان اگر از غصه بمیرد عیب نیست اینطور در مقابل ظلم ناراحت می شدند. شما همه در محضر خدا هستید، هر جا باشید. قلب های شما در محضر خداست، بازوهای شما، چشم های شما، همه چیز شما در محضر خداست و خدا حاضر است در همه جا. کوشش کنید که با بندگان خدا جوری رفتار کنید که امامان شما رفتار می کردند، پیغمبر شما رفتار می کرد. و سایر انبیا رفتار می کردند گمان نکنید که حالا فلان نخست وزیر است، فلان وزیر کشور است، فلان رئیس جمهور است، فلان استاندار است، فلان بخشدار است، فرماندار است گمان نکنید که اینها یک چیزی است. آن که همه چیز است به دست آوردن رضای خداست و آن به این است که رضای مخلوق خدا را به دست بیاورید. با مردم که شما سرو کار دارید این مردم را باید رضایشان را به دست بیاورید. همین مردم کوچه و بازار و کشاورزهای بسیار عزیز و کارمندان و کسانی که در کارخانه ها زحمت می کشند اینها هستند که مایه افتخار یک ملت و مایه پیروزی یک ملت است پیروزی را برای ما و شما اینها به دست آوردند. و اینها ولینعمت ما هستند و ما باید این معنا را در قلب مان احساس کنیم که با این ولینعمت های خودمان رفتاری بکنیم که خدا از آن رفتار راضی باشد. گمان نکند آن کسی که فرماندار یک جایی است باید به رعیت آنجا، به مردم عادی آنجا، به بازاری آنجا یک وقت خدای نخواسته یک بالاتری بفروشد آنطوری که ساخت فرمانداران زمان سابق بود. فرق مابین جمهوری اسلامی و شاهنشاهی این است که جمهوری اسلامی از مردم است و جمهوری اسلامی رهین همین مردم عادی کشور است و شاهنشاهی می گفت نه، من اینطور نیست که به مردم کار داشته باشم، ما خودمان باید کارها را، مردم باید تحت سلطه ما باشند و با مردم آنطور می کردند. با بندگان خدا رفتار خوب بکنید. و پیروزی از آنها به دست ما آمده است.(252)

علت پشتیبانی مردم، مردمی بودن دولت است

الان شما در سرتاسر کشور ملاحظه بکنید از نخست وزیر و رئیس جمهورش بگیرید تا آن پائین ها هر که هست، می بینید که یک مردمی هستند که از خود مردم هستند. رئیس جمهور یک طلبه ای بوده است سابق و بعد هم یک آقایی شده است و بعد شده است رئیس جمهور نه دستگاهی اینها را دارند و نه افکاری اینها را دارند و همین طور همه وزرا. این وزرا گاهی وقت ها جمعیتی می آیند اینجا و مخلوط به هم هستند، آدم تمیز نمی دهد که این پاسدار هست یا وزیر. من حکومت های کوچک را دیده ام که وضعشان چطور بود و با چه وضعی بیرون می آمدند وقتی بیرون می آمدند، مردم همه صف می کشیدند بر ایشان تعظیم باید بکنند. با بساط می آمد بیرون یک حکومت - فرض کنید که جای کوچکی، اما حالا نخست وزیرش می آید، مردم باشند مثل سایرین. این هم یک مسأله ای است که الان در ایران تحقق پیدا کرده است جاهای دیگر نیست این مسائل که همه مردمی هستند و همه هم با هم هستند و لهذا هم مردم پشتیبان دولتند و هم مردم پشتیبان ارتشند، هم ارتش و دولت با مردم هستند و این یکی از رمزهای بزرگ پیروزی این چیز است.(253)