فهرست کتاب


اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی قدس سره الشریف

تهیه و تنظیم بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران (قم)‏‏

باید همه خدمتگزار باشیم برای ملت

بحمد الله کشور ما، کشور شما، کشوری است که امروز باید بگوییم نمونه است. آنچه که می خواستم عرض کنم این است که این اقبال مردم بر امور معنوی و بر امور ظاهری، خصوصا این جوان های ما در جبهه ها و این روز قدس که امسال من هر چه نگاه کردم به نظرم عظیم تر از سال قبل بود و نمی تواند انسان قدر این نعمت را و شکر این نعمت را به اندازه کافی بجا بیاورد، اینها برای ما تکلیف درست می کند، تکلیف ما را زیاد می کند، تکلیف قوه مقننه را دوچندان می کند، تکلیف قوه مجریه را همین طور، قضاییه را همین طور، تکلیف برای روحانیت عظیم الشأن زیاد می شود. ما نمیتوانیم از عهده شکر این نعمت برآییم لکن باید حتی الامکان شکرگزاری کنیم. شکرگزاری به این نیست که ما بگوییم الحمدلله؛ آن هم یک شکر است، شکرگزاری به این است که ما مقام این ملت را بشناسیم و این جبهه و پشت جبهه را همیشه در نظر داشته باشیم که حجت را بر ما اینها تمام کرده اند. خدا می داند که من هر وقت نظرم به این جوان هایی که عازم جبهه هستند و به شور و شعف دارند به جبهه ها می روند، وقتی من آنها را نگاه می کنم، از خودم خجالت میکشم، ما کی هستیم، ما چی هستیم؟ / ما/ قریب هشتاد و چند سال در این دنیا (خودم را می گویم) بودم و به قدر این چند روزی که اینها مشغول خدمت هستند، ما خدمت نکردیم، ما خودمان را نساختیم. از من گذشت لکن شما توجه کنید که خود را بسازید، توجه کنید که دنیا را به چیزی نگیرید، توجه کنید که همه رفتنی هستیم و باید به خدای تبارک و تعالی نزدیک بشویم تا آن جا ما را راه بدهند. شما ادعیه ائمه اطهار را ملاحظه کنید،/ اینها/ ادعیه شلاق هایی است که بر فرق ماها زده می شود، اینهایی که به واقعیت و به عقیده ما معصوم از هر خطا هستند، ببینید که در ادعیه ها چه جور عجز و ناله می کنند، برای این که مطلب بزرگ است. مقام بشر هر چه باشد، مقام خاتم النبیین بالاترین مقام، لکن وقتی که این مقام را با مقام الوهیت ملاحظه بکنیم که خود آنها می بینند، هیچ است در مقابل همه چیز. آنی که آنها فهمیدند از عظمت خدا، آنها را وادار کرده است آن طور راز و نیاز کنند و اعتراف به تقصیر. شما در ادعیه امیرالمومنین، خود رسول خدا، حضرت سجاد سلام الله علیه، سایر ائمه ملاحظه کنید چه جملاتی هست و ما چطور بعیدیم از این معانی، چه معارفی در این ادعیه هست که ما محرومیم از آن معارف، چه سوزی در قلب این خاصان خدا بوده است که برای فراق خدا می سوختند و آتش جهنم را می گفتند اگر صبر کنیم، صبر در فراق را چه کنیم؟ اینها برای ما مثل یک افسانه است لکن واقعیت است، واقعیتی است که آنها فهمیده اند و ما نفهمیدیم. ما الان تکلیف زیاد داریم، ما مواجه هستیم با یک ملتی که همه چیز خودش را در طبق اخلاص گذاشته است و برای اسلام دارد صرف می کند؛ جوان ها را می دهد، جوان ها جان خودشان را می دهند، زن ها جوان های عزیز خودشان را می دهند و با آن شور و شعف آنها به میدان می روند و مردم با آن شور و شعف در جبهه و خارج جبهه دارند فداکاری می کنند. تکلیف ما با اینها چی هست؟ ما چه جواب بدهیم از این همه جهاتی که اینها عرضه می دارند؟ ما چی داریم که در جواب آنها بدهیم؟ معذلک باید آن مقداری را که توان هست انجام بدهیم. شکر این نعمت به این است که ما مردم را شریک بزرگ بدانیم در این حکومت حکومت نیست، باید همه خدمتگزار باشیم برای این ملت، برای این جوان ها و برای این پیرها و زن ها و مردها.(247)

باید به مردم ارزش بدهیم

من نظری به دیگران ندارم، راجع به خودم می گویم از این وضع رادیو تلویزیون خوشم نمی آید. واقع آن است که آن قدر که پابرهنه ها به رادیو تلویزیون حق دارند، ما نداریم. این یک واقعیت است و تعارف نیست، واقع این است که آنها این نظام را درست کرده اند و این نهضت را به وجود آوردند، همین جمعیت هستند که پیروزی ها را به دست آوردند، از قشر بالا کسی در این مسأله حقی ندارد. البته ما هم در اصل مطلب شرکت داشته ایم، اما حق با آنهاست. من مدت هاست که وقتی می بینم رادیو تلویزیون را هر وقتی بازش می کنم از من اسم می برد، خوشم نمی آید. ما باید به مردم ارزش بدهیم، استقلال دهیم و خودمان کنار بایستیم و روی خیر و شر کارها نظارت کنیم. ولی این که تمام کارها دست ما باشد، رادیو تلویزیون دست ماها باشد اما آن بیچاره ها که کار می کنند هیچ چیز دستشان نباشد، ولی ما که هیچ کاره هستیم دست ما باشد، به نظر من این صحیح نیست.(248)

نحوه ارزش نهادن رهبران اسلام و کفر به مردم

و من یک نکته دیگری هم به شما عرض می کنم که توجه کنید که اینهائی که از کارگرها پشتیبانی می خواهند بکنند و آنهائی که می خواهند کشور را به سوی غرب بکشند به اسم شرق و خود کشورهای کمونیستی و سرمایه داری، این دو بلوک سرمایه داری و کمونیستی، نسبت به کارگر چه جور هستند و اسلام نسبت به کارگر چه جور است اول شخص اسلام را من عرض کردم، اول شخص اسلام، مسبب اسلام بود و شارع اسلام از قبل خدای تبارک و تعالی، رفتار او با کارگر، آن بود که عرض کردم که کف دست کارگر را با تواضع بوسید و این نشان کارگری را بوسید و برای کارگران افتخار ایجاد کرد. ارزش انسانی را توجه داشت که کارگر، کارگر آن روز استقلال داشت و هر چه کار می کرد برای خودش بود و استقلال داشت و ارزش داشت و آن ارزش را، محل ارزش را بوسید پیغمبر اکرم و اعلام کرد ارزش کارگر را و دوم شخص اسلام علی ابن ابیطالب سلام الله علیه ایشان خودش یک کارگر بوده یعنی قنات حفر می کرده، می رفته است قنات می کنده است آب بیرون می آورده، لکن برای خودش نه، بعد از آنکه بیرون می آمده وقف می کرده برای مستمندان، برای آنها یک نفر کارگر بوده است که برای اعاشه خودش هم کار می کرده و در عین حالی که آنطور قنات ها را (چندین قنات از ایشان هست) کنده با دست خودش و همان روز (به حسب نقل) همان روزی که بیعت به امامت کردند برای او، به خلافت، وقتی بیعت تمام شد، همان روز بیل و کلنگ خودش را برداشت دنبال کار ... این دو نفر شخص اول اسلام که کارشان باید سرمشق باشد برای همه ما شما مقایسه کنید این احترامی که کارگر در اسلام به واسطه عمل این دو بزرگمرد تحقق پیدا کرده و این ارزشی که به شما داده است که خودش هم در عرض شما آمده است و این فقط علی ابن ابیطالب سلام الله علیه نیست، حضرت صادق، حضرت باقر، آنها هم، از آنها نقل کرده اند که در یک محلی که داشتند، می رفتند کار می کردند. به حضرت صادق بعضی می گفتند آقا (حضرت صادق شغلش خیلی بود شغل معنویش زیاد بود و کار تبلیغاتی و کار تعلیماتی اش زیاد بود، معذلک خودش تشریف می برد به حسب این نقل و در آن جائی که داشت کار می کرد) به او عرض کردند که خوب، این را به ما واگذار کن فرمود من میل دارم که کاری که می خواهم برای خودم بکنم، حرارت آفتاب را در بدن خودم حس کنم. این، چقدر ارزش می دهد که یک نفر که در زمان خودش شخص اول بود و دارای آن مقامات بود، خودش کار می کند و تعلیم می دهد که ارزش کار چی است شما در بلوک کمونیستی سران اینها را ببینید، ادعاها و شعارها زیاد است، در طول زمان اینها شعار داده اند و ادعا کرده اند، لکن وقتی که می بینید که خود آنها وضعشان چه جوری است، سلوکشان با کارگر چی است، به کارگر چه نظری دارند، چه جور نگاه می کنند، سرمایه داری هم ملاحظه کنید آنها چه می کنند، هر دو اینها کارگر را آلت استفاده خودشان قرار داده اند. این هر دو بلوک اینها را، آن به یک وضعی، آن به وضع دیگر آلت قرار داده اند و ابزار قرار داده اند برای منافع خودشان و برای چی. در کشورهای کمونیستی اصل برای کارگر (من نمی توانم که نسبت به کارگر این تعبیر را بکنم) اینها را مثل یک حیوان کارگر را فرض کردند که هیچ نباید داشته باشند، فقط خوراک به شما می دهند، شما باید کار کنید خوراک بگیرید، آنوقت که کاری ازشان نمی آید، طردشان میکنند و به رای بعضی شان باید ریختشان به دریا آن دسته دیگر هم شما را بازی داده اند کارگرها را بازی داده اند و از راه دیگر می چاپند آنها را.
اسلام برای کارگر ارزش قائل است، برای کارگر و کار ارج قائل است و احترام قائل است، یعنی همانطوری که یک شخص عالم، یک شخص مجاهد را توصیف می کند، شخص کارگر، زارع، هر کارگری را، می گوید همه شان مثل همند، مثل شانه ای که این رده هائی که دارد، همه هم قد هستند، مثل هم هستند، آن شانه های آنوقت اینطور بودند، اینها همین طور همه برابر هستند. در قرآن کریم هم تصریح می کند که امتیازها به این مسائلی که سرمایه داشتن، قدرت داشتن - نمی دانم - و امثال اینها نیست، ارزش ها و بزرگی ها به تقواست، به ارزش انسانی است. ارزش انسانی را این دو بلوک اصلاً فراموش کرده اند، توجه به اینکه اینها انسانند مثل خود ما هستند. آنوقتی که استالین متولد شده، با یک رعیت دیگری، یک رعیتی فرقی با هم نداشتند، بعدا او به قدرت رسیده آنطور عمل کرده و این بیچاره ها تحت ستم، اینطور باید عمل کنند برای آنها. یا آن بلوک سرمایه داری هم همین طور ارزش برای انسان ها قائل نیستند، آنها ارزش برای قدرت خودشان قائل اند، هر کشوری که تحت قدرت آنها باشد به او کمک می کنند.(249)