فهرست کتاب


اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی قدس سره الشریف

تهیه و تنظیم بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران (قم)‏‏

مسؤولین باید با مردم هماهنگ باشند

الان این تحولی که در ایران است این مسأله را از بین برده، مسأله این است که ما رئیس جمهوری داریم که باید حتما به مردم حکومت کند و نخست وزیر و هیات دولتی داریم که همه امور دست اینهاست و ملت چکاره است، ما هستیم که هستیم. این مسأله در ایران مطرح نیست و یکی از تحولات بزرگی است که ایران به خواست خدای تبارک و تعالی به دست آورده و این تحول موجب این شده است که کارهای شما پیش برود. شما نمی توانید کارهائی که الان در ایران هست انجام بدهید الا با هماهنگی ملت، هماهنگی با ملت هم این است که شما توجه کنید به خواست های اینها. مردم یک استاندار خوب می خواهند، این که تقاضای صحیحی است، خوب، شما یک استانداری که فرض کنید در فلان جا هست و با مردم نمی سازد، این استاندار را بردارید یک استاندار دیگر بگذارید، تفاهم کنید. علما هم فرض کنید که در بلاد هستند، آنها نمی خواهند که سلطنتی بکنند، حکومتی بکنند، آنها مصالح مردم را ملاحظه می کنند، فرض کنید می گویند فلان رئیس که در اینجا هست این با مصالح مردم سازگار نیست، این کاری ندارد، خوب این را آنجای دیگر می گذارندش یا اگر آدمی است که واقعا هر جا بگذارند خراب است، کنارش می گذارند و چه می کنند. مقصود من این است که تفاهم بین دولت و ملت و تفاهم اساس بین ملت و دولت وقتی است که بین روحانیت و ملت باشد. اینکه دیدید که در همه این زمانها روحانیت مورد هجمه بود، زمان رضا شاه را شاید هیچ یک از شما ادراک نکرده باشد درست که بداند چه می کردند. تمام صدمه ها بر روحانیت بود، این روی همین معنا بود که آنها می دیدند که روحانیت با ملت دست شان توی هم است و اگر چنانچه اینها زنده بمانند و اینها دارای یک هویتی باشند، اگر یک کاری بخواهند بکنند، اینهایند که می توانند صدا کنند، خوب رضا شاه هم دید که در خیلی از جاها قیام از طرف روحانیت شد، از خراسان شد، از اصفهان شد، از جاهای دیگر هم شد، از آذربایجان شد، از این جهت اینها می خواهند، اساس مطلب این است که ملت را از مسائل روز کنار بگذارند، تماس با ملت نداشته باشد هم مسائل روز و این یک ضرری است که بر دولت ها وارد می شود و خودشان ملتفت نیستند. شمائی که الان متوجه این مطلب هستید و احساس این مطلب را کردید که هر چه دارید از مردم است، اگر مردم نبودند، اگر این مردم خصوصا این مستضعفین، خصوصا این جنوب شهری های به اصطلاح پابرهنه ها اگر اینها نبودند شماها یا در حبس الان بودید یا در تبعید بودید یا در انزوا، همه شما. یا باید بنشینید توی خانه هایتان و نتوانید یک کلمه صحبت بکنید یا اگر صحبت کردید باید حبس بروید، زجر بکشید، باید تبعید بشوید و امثال ذلک. این ملت است که آمد شما را از اینهمه گرفتاری ها بیرون آورد و آورد با رای خودش مجلس درست کرد و جمهوری اسلامی را تنفیذ کرد و رئیس جمهور درست کرد و آنها هم دولت درست کردند، همه چیزهائی که ما داریم از این مردم است خصوصا از این مستضعفین، آن بالائی ها به مردم کاری ندارند، آنها مشغول کار خودشان هستند، آنها ناراضی می خواهند درست کنند و نکته اش هم معلوم است که از آن شهواتی که به طور آزاد داشتند حالا نمی توانند داشته باشند، آن شهوات آزادانه ای که آنها داشتند، هر کاری دلشان بخواهند بکنند، هر مجلسی بخواهند تهیه کنند، هر بساطی بخواهند درست کنند، حالا دیگر در جمهوری اسلامی نمی شود این معنا، از این جهت آنها یا کارشکنی می کنند یا کاری به شماها ندارند. اما آنی که شما را از آن رنج و از آن عذاب و از آن گرفتاری بیرون آورد و آورد به مقام دولت رساند این مردم بودند، تا این مردم را دارید خوف اینکه بتوانند به شما آسیب برسانند، هیچ نداشته باشید، برای اینکه آنها آسیب را با یک نقشه هائی درست می کنند، نمی آیند بریزند ملت را بکشند، آنها ملت را می خواهند از آن کار بکشند، نمی خواهند مملکت، خراب کنند، می خواهند مملکت آباد باشد از آن چیز ببرند. آنها با یک نقشه هائی بین دولت و ملت شکاف ایجاد می کنند، بین دولت و روحانیت شکاف ایجاد می کنند، این شکاف کم کم اگر زیاد شد، اسباب نارضایتی شد، مردم از دولت منحرف می شوند. شما یا باید با سرنیزه با مردم رفتار کنید یا بروید کنار. این موهبت الهی که به شما شده است و به همه ما شده است و به همه مسلمین شده است. این موهبت الهیه را همین طور بگیرید و محکم نگه دارید. هم به آقای رئیس جمهور این را عرض می کنم و هم به آقای نخست وزیر و هم به همه شما، هر کدام شما در هر جائی که هستید مامورینی که می خواهید بفرستید به اطراف، این مامورین را درست توجه کنید که با ساخت مردم موافق باشند، همانطوری که خود شما می خواهید با مردم همفکر باشید، اینها هم با مردم همفکر باشند، با روحانیون همفکر باشند طوری باشد که هماهنگی داشته باشد و عمال دولت هماهنگی با مردم داشته باشد، با روحانیت که داشته باشد با مردم هم دارد و این اسباب این می شود که بین دولت و ملت همیشه همبستگی هست و این می شود که ایران مصون بماند، نتواند کسی در آن کاری بکند. عمده آنچه کار می شود از آن ایجاد اختلاف است، حالا توانستند بین این ملت و ملت دیگر و ملتهای دیگر، ملتها را نتوانستند، بین ملت ها و دولتهایشان. خیلی آسان است، این دولت ها را امر می کنند که شما طرح فلان را بده. مردم ناراضی می شوند از این، کاری هم از آنها نمی آید اختلاف پیدا می شود، کم کم این اختلاف می رسد به آنجائی که ممکن است سقوط بیاید.(244)

انبیاء خودشان را خدمتگزار می دانستند، نه حاکم

الان در منطقه اینطوری است که یک عده معدودی می خواهند بر همه منطقه حکومت کنند و هیچ کار نداشتند چنانکه ملت چکاره است و ملت چه می خواهد و ما با ملت، باید همه ملت ها باید این مطلب را بدانند که امروز مثل دیروزها نیست، امروز مردم توجه پیدا کردند به اینکه نباید یک اقلیتی بر یک اکثریتی قاطع حکومت کنند. این مطلب پیدا شده در ذهن مردم، در بلاد اسلامی این مسأله طرح است الان که باید ما یک جمهوری اسلامی داشته باشیم ما نباید یک جمهوری دموکراتیک داشته باشیم به اصطلاح اینها، یک مسأله غربی داشته باشیم، اسمش را عوض کنیم، سال شاهنشاهی را برداریم یک شاهنشاهی دیگری جایش بگذاریم به طور مسائل غربی. الان همه ملت ها، تقریبا ملتهای اسلامی همه توجه به این مسأله پیدا کرده اند که آنی که در ایران هست ما می خواهیم، آنی که در ایران پیدا شده است. شما این را حفظش کنید. آنی که در ایران شده است ادامه اش مشکل است، باید این ادامه را با همه اشکالاتی که دارد بدهید این ادامه را و باید انشاءالله همه تان خودتان را احساس کنید که، واقعا احساس کنید خدمتگزارید، انبیا اینطور احساس را داشتند، انبیا خودشان را خدمتگزار می دانستند نه اینکه یک نبی ای خیال کنند حکومت دارد به مردم، حکومت در کار نبوده، اولیاء بزرگ خدا، انبیاء بزرگ همین احساس را داشتند که اینها آمدند برای اینکه مردم را هدایت کنند، ارشاد کنند، خدمت کنند به آنها، شما هم احساس قلبی تان این مطلب باشد که واقعا ما آمدیم که به این مردم خدمت کنیم و این خدمت به مردم، خدمت به خودمان است.(245)

تفاهم بین ملت و دولت باید در رأس برنامه های دولت باشد

ما اگر این مملکت را با این وضعی که الان دارد به پیش ببریم، با این حاضر بودن مردم در صحنه به پیش ببریم و با این همراهی مردم با دولت، هر قصه ای که برای دولت پیش می آید مردم پیشقدم هستند، شما ملاحظه بفرمائید پیشترها با فشار (الان هم جاهای دیگر اینطور است با فشار) یک سربازی را می بردند در جبهه، شما دیدید که به من گفته بودند که شما بگوئید، من نشده یک وقت صحبت کنم، خودشان گفتند، به مجرد اینکه گفتند به اینکه ما سرباز لازم داریم، ما اشخاص لازم داریم، آنجا اینقدر جمعیت رفت اسم نوشت که صدایشان در آمد که نه نمی خواهیم دیگر بس مان است. در صورتی که می روند به جنگ، می روند به قتال، می روند به کشته شدن. یک همچو مملکتی که اینطور شده است و به خواست خدا این مطلب شده است، با تایید خدا این مطلب شده است، این را باید حفظش کرد، باید قدرش را دانست. ما باید خدمت کنیم به اینها. من واقعا گاهی وقت ها که می بینم بعضی از این جوانها اینطور هستند، من خجلت می کشم که اینها چه می گویند ما چه می گوئیم، اینها چه حالی دارند و ما چه حالی داریم. اینها را خدا به دست ما داده. این کار، کاری است الهی، کاری نیست که یک بشر بتواند انجام بدهد، همه بشر هم جمع بشوند یک نفر را نمی توانند داوطلب مرگ کنند، آن خداست که این کار را کرده.
بنابراین آن چیزی که در راس برنامه های دولت است تفاهم بین ملت و دولت و آن هم نه اینکه هی بگوئیم تفاهم داریم. شمائی که وزیر دارائی هستید آن افرادی که می فرستید به اطراف، افرادی باشند که صالح باشند، افرادی باشند که با مردم بسازند نخواهند بروند آنجا مثل سابق انجام بدهند. آن کسی هم که وزیر کشور است می خواهد بفرستد، حکومت هائی که می فرستند، استانداری ها که می فرستند، استانداری هائی باشند که با علما، با مردم بسازند نه اینکه اختلاف پیدا کنند، آن اختلاف کمکم زیاد بشود، در یک جائی اختلاف بین حاکم و ملای آنجا بشود، باز اختلاف - بین - بیاید به سطح پائین تر، مردم با آن اختلاف پیدا کنند، مردم هم هیچ وقت حاکم را نمی گیرند و ملا را دست از او بردارند. مردم ملاها را می خواهند برای اینکه اساس اسلام هستند، مردم اسلام می خواهند، اینها هم معرفی هستند، معروفند به اینکه اینها اسلامی هستند. بنابراین هر یک از شما که می خواهید یک ماموری در یک جائی بفرستید مامور را درست ملاحظه کنید ببینید چکاره است و چه بوده است و چه باید باشد و به او سفارش کنید که تو ماموریتت تا آن حدود است که با مردم بسازی، با روحانیون بسازی، نروی آنجا معارضه بکنی. و ما باید همین مسائل را حفظ بکنیم، اگر چنانچه این مسائل حفظ بشود، شما خیال نکنید از خارج بتوانند به شما یک صدمه ای بزنند، انشاءالله که نمی توانند و انشاءالله خداوند شما را حفظ می کند. و شما اگر در خدمت مخلوق باشید، در خدمت این بندگان خدا که خدا علاقه به آنها دارد باشید، خداوند هم حفظ می کند شما را.(246)