فهرست کتاب


اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی قدس سره الشریف

تهیه و تنظیم بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران (قم)‏‏

خدمت به بندگان خدا، خدمت به خداست

اینجانب انشاءالله تعالی به زودی به شما می پیوندم تا در خدمت شما باشم و با همت شجاعانه شما به رفع مشکلات کوشا بوده و با همصدا و هم قدم شدن همه اقشار ملت بر فسادها غلبه کنیم. دوستان عزیزم! خود را برای خدمت به اسلام و ملت محروم مهیا کنید، کمر به خدمت بندگان خدا که خدمت به خداست ببندید. من با توفیق خداوند تعالی پس از چند روزی در خدمت شما خواهم بود و در پشت سر شما به سربازی خود ادامه خواهم داد.(241)

خودتان را خدمتگزار بندگان خدا بدانید و به آنان بزرگی نفروشید

توجه به او را از یاد نبرید، توجه به او منشأ همه خیرات است برای دنیای شما، برای آخرت شما. به ذکر خدا مطمئن می شود قلب ها الابذکر الله تطمئن القلوب قلب ها اگر بخواهد مطمئن باشد. که بهترین نعمت این است که انسان مطمئن باشد. الان شما که اینجا نشسته اید، نه شما از من می ترسید، نه من از شما، برادریم همه، این اطمینان است. دیگر خوب، این با آنوقت فرق دارد که اگر یک اجتماعی در یک جائی میشد همه دلشان لرزه داشت. خوب، ما حالا اینجا هستیم، بیرون برویم چه می شود و حتما اگر یک اجتماع اینطوری در اینجا بود، بیرون که می رفتید سرنوشت شما هم حبس بود و سرنوشت ماهم حبس. و این الان یک نعمتی است که خدا به ما داده که همه مطمئناً برادروار پیش هم نشسته ایم، حرف هایمان را می زنیم، این را حفظش کنید، توجه به خدا را حفظش کنید. توجه به ملت را حفظ کنید. خودتان را خدمتگزار بدانید به بندگان خدا، بزرگی نفروشید به این مردم، این مردم بزرگند، بنده خدا هستند، به اینها بزرگی نفروشید، علو بر اینها نکنید، خداوند دار آخرت را برای کسانی قرار داده است که به مردم نه علوی کنند نه فساد بکنند، اصلاً اراده علو نمی کنند لایریدون علواً فی الارض و لا فسادا نه اراده می کنند که یک بزرگی کنند به مردم و بزرگی بفروشند و مستکبر باشند و نه مفسد باشند، کشوری را به فساد بکشانند چنانچه دیدید.(242)
و من امیدوارم که انشاءالله موفق باشید و همه مان موفق باشیم و همه مان عازم خدمت به مردم. اینها بندگان خدا هستند ما به خدا بخواهیم خدمت کنیم، به این بندگان خدا باید خدمت بکنیم و خدا احتیاج به خدمت ما ندارد. اینها عیال مردمند و شماها پرستار آن عیال. باید حفظ بکنید آنها را - و خودتان - تا حفظ بشوید خودتان.
انشاءالله خداوند همه شما را تایید کند و توفیق بدهد، موفق و موید باشید و برای مملکت خودتان خدمت بکنید و در ذهنتان همیشه این باشد که این شرق و غرب دشمن ماست و هر چیزی که او به ما بدهد دشمنی است که برای هلاک ما به ما می دهد و ما باید کاری بکنیم که دستمان پیش دشمن مان دراز نباشد.(243)

مسؤولین باید با مردم هماهنگ باشند

الان این تحولی که در ایران است این مسأله را از بین برده، مسأله این است که ما رئیس جمهوری داریم که باید حتما به مردم حکومت کند و نخست وزیر و هیات دولتی داریم که همه امور دست اینهاست و ملت چکاره است، ما هستیم که هستیم. این مسأله در ایران مطرح نیست و یکی از تحولات بزرگی است که ایران به خواست خدای تبارک و تعالی به دست آورده و این تحول موجب این شده است که کارهای شما پیش برود. شما نمی توانید کارهائی که الان در ایران هست انجام بدهید الا با هماهنگی ملت، هماهنگی با ملت هم این است که شما توجه کنید به خواست های اینها. مردم یک استاندار خوب می خواهند، این که تقاضای صحیحی است، خوب، شما یک استانداری که فرض کنید در فلان جا هست و با مردم نمی سازد، این استاندار را بردارید یک استاندار دیگر بگذارید، تفاهم کنید. علما هم فرض کنید که در بلاد هستند، آنها نمی خواهند که سلطنتی بکنند، حکومتی بکنند، آنها مصالح مردم را ملاحظه می کنند، فرض کنید می گویند فلان رئیس که در اینجا هست این با مصالح مردم سازگار نیست، این کاری ندارد، خوب این را آنجای دیگر می گذارندش یا اگر آدمی است که واقعا هر جا بگذارند خراب است، کنارش می گذارند و چه می کنند. مقصود من این است که تفاهم بین دولت و ملت و تفاهم اساس بین ملت و دولت وقتی است که بین روحانیت و ملت باشد. اینکه دیدید که در همه این زمانها روحانیت مورد هجمه بود، زمان رضا شاه را شاید هیچ یک از شما ادراک نکرده باشد درست که بداند چه می کردند. تمام صدمه ها بر روحانیت بود، این روی همین معنا بود که آنها می دیدند که روحانیت با ملت دست شان توی هم است و اگر چنانچه اینها زنده بمانند و اینها دارای یک هویتی باشند، اگر یک کاری بخواهند بکنند، اینهایند که می توانند صدا کنند، خوب رضا شاه هم دید که در خیلی از جاها قیام از طرف روحانیت شد، از خراسان شد، از اصفهان شد، از جاهای دیگر هم شد، از آذربایجان شد، از این جهت اینها می خواهند، اساس مطلب این است که ملت را از مسائل روز کنار بگذارند، تماس با ملت نداشته باشد هم مسائل روز و این یک ضرری است که بر دولت ها وارد می شود و خودشان ملتفت نیستند. شمائی که الان متوجه این مطلب هستید و احساس این مطلب را کردید که هر چه دارید از مردم است، اگر مردم نبودند، اگر این مردم خصوصا این مستضعفین، خصوصا این جنوب شهری های به اصطلاح پابرهنه ها اگر اینها نبودند شماها یا در حبس الان بودید یا در تبعید بودید یا در انزوا، همه شما. یا باید بنشینید توی خانه هایتان و نتوانید یک کلمه صحبت بکنید یا اگر صحبت کردید باید حبس بروید، زجر بکشید، باید تبعید بشوید و امثال ذلک. این ملت است که آمد شما را از اینهمه گرفتاری ها بیرون آورد و آورد با رای خودش مجلس درست کرد و جمهوری اسلامی را تنفیذ کرد و رئیس جمهور درست کرد و آنها هم دولت درست کردند، همه چیزهائی که ما داریم از این مردم است خصوصا از این مستضعفین، آن بالائی ها به مردم کاری ندارند، آنها مشغول کار خودشان هستند، آنها ناراضی می خواهند درست کنند و نکته اش هم معلوم است که از آن شهواتی که به طور آزاد داشتند حالا نمی توانند داشته باشند، آن شهوات آزادانه ای که آنها داشتند، هر کاری دلشان بخواهند بکنند، هر مجلسی بخواهند تهیه کنند، هر بساطی بخواهند درست کنند، حالا دیگر در جمهوری اسلامی نمی شود این معنا، از این جهت آنها یا کارشکنی می کنند یا کاری به شماها ندارند. اما آنی که شما را از آن رنج و از آن عذاب و از آن گرفتاری بیرون آورد و آورد به مقام دولت رساند این مردم بودند، تا این مردم را دارید خوف اینکه بتوانند به شما آسیب برسانند، هیچ نداشته باشید، برای اینکه آنها آسیب را با یک نقشه هائی درست می کنند، نمی آیند بریزند ملت را بکشند، آنها ملت را می خواهند از آن کار بکشند، نمی خواهند مملکت، خراب کنند، می خواهند مملکت آباد باشد از آن چیز ببرند. آنها با یک نقشه هائی بین دولت و ملت شکاف ایجاد می کنند، بین دولت و روحانیت شکاف ایجاد می کنند، این شکاف کم کم اگر زیاد شد، اسباب نارضایتی شد، مردم از دولت منحرف می شوند. شما یا باید با سرنیزه با مردم رفتار کنید یا بروید کنار. این موهبت الهی که به شما شده است و به همه ما شده است و به همه مسلمین شده است. این موهبت الهیه را همین طور بگیرید و محکم نگه دارید. هم به آقای رئیس جمهور این را عرض می کنم و هم به آقای نخست وزیر و هم به همه شما، هر کدام شما در هر جائی که هستید مامورینی که می خواهید بفرستید به اطراف، این مامورین را درست توجه کنید که با ساخت مردم موافق باشند، همانطوری که خود شما می خواهید با مردم همفکر باشید، اینها هم با مردم همفکر باشند، با روحانیون همفکر باشند طوری باشد که هماهنگی داشته باشد و عمال دولت هماهنگی با مردم داشته باشد، با روحانیت که داشته باشد با مردم هم دارد و این اسباب این می شود که بین دولت و ملت همیشه همبستگی هست و این می شود که ایران مصون بماند، نتواند کسی در آن کاری بکند. عمده آنچه کار می شود از آن ایجاد اختلاف است، حالا توانستند بین این ملت و ملت دیگر و ملتهای دیگر، ملتها را نتوانستند، بین ملت ها و دولتهایشان. خیلی آسان است، این دولت ها را امر می کنند که شما طرح فلان را بده. مردم ناراضی می شوند از این، کاری هم از آنها نمی آید اختلاف پیدا می شود، کم کم این اختلاف می رسد به آنجائی که ممکن است سقوط بیاید.(244)