فهرست کتاب


اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی قدس سره الشریف

تهیه و تنظیم بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران (قم)‏‏

در نظام اسلامی خدمتگزاری مطرح است

شما الان مستقلید و آقای خودتان هستید و اسلام هم این طور نیست که طبقاتی باشد و بخواهد یک طبقه ای را حاکم کند، یک طبقه ای را محکوم. اسلام خدمتگزار دارد و کسانی که به - آنها - خدمت می کنند، ملت باید با این خدمتگزارها همراهی کند و دولت ما یک دولت خدمتگزاری است، مجلس ما یک مجلس خدمتگزاری است، رئیس جمهور ما یک خدمتگزاری است نسبت به همه کشور. و همان طوری که اسلام مقرر فرموده است که طبقات در کار نباشد. ان اکرمکم عندالله اتقیکم(233)؛ آنی که تقوایش بیشتر است آنی که ترسش از خدا بیشتر است، آنی که خدمت برای خدا می کند، او مقدم است. من امیدوارم که شما کوشش کنید که وارد بشوید در این جمعیت متقین که خدای تبارک و تعالی بفرماید: ان اکرمکم عندالله اتقیکم و شما هم از آنها باشید.(234)
من دعاگوی همه هستم و شما احتمال این را بدهید که اگر به من بگویند که خدمتگزار، بهتر از این است که بگویند رهبر. رهبری مطرح نیست، خدمتگزاری مطرح است. اسلام ما را موظف کرده که خدمت کنیم، خدمتگزاری مطرح است. ما همه با هم، همه مجتمعاً با هم دست به دست هم، از پاسدارهای عزیز تا اهل علم عزیز، تا اهل منبر عزیز، تا اهل کمیته ها، تا اهل همه، ما همه ملت با هم. یک مملکتی است مال همه، یک مملکتی مال همه است، همه موظفیم این مملکت را خودمان اداره بکنیم. حال دیگر مال خودمان، منافع مملکت ما را دیگر امریکا نمیتواند ببرد، منافع مال خودتان است، مملکت هم مال خودتان، خودمان باید زحمت بکشیم و کشت بکنیم و منافعش مال خود ملت ما باشد.(235)
من امروز آمده ام در میان شما دانشجویان عزیز به دو منظور: یکی بزرگداشت روز شهادت جوان های عزیز در دانشگاه در اثر هجوم وحشیانه مامورین جبار و یکی برای پیوند بین قشر روحانی و قشر دانشگاهی و دانشجویان، من این پیوند را تبریک عرض می کنم به روحانیون و تبریک عرض می کنم به دانشگاهیان. من آمده ام تا پیوند خدمتگزاری خودم را به شما عزیزان عرضه کنم که تا حیات دارم خدمتگزار همه هستم، خدمتگزار ملت های اسلامی، خدمتگزار ملت بزرگ ایران، خدمتگزار دانشگاهیان و روحانیون، خدمتگزار همه قشرهای کشور و همه قشرهای کشورهای اسلامی و همه مستضعفین جهان.(236)

دولت ها باید خدمتگزار ملت ها باشند

پلیس و همین طور ژاندارمری و همین طور ارتش، اینها به حسب وضع اولی که وجود آمده است، این است که اینها برای کشور و برای ملت خدمتگزار باشند، نه حاکم. اصل دولت هم همین است حتی مثل دولت حقه حضرت امیر سلام الله علیه که ولی امر بر همه چیز بود معذلک آن حکومتی که در صدر اسلام بود، در خدمت مردم بود، اینطور نبود که حکومت بخواهد حکومت کند و مردم همین طور بیخود اطاعت کنند. اینطور نبود که حکومت بخواهد به وسیله قدرتی که دارد اجحاف کند به مردم و ظلم کند که مردم به واسطه آن ظلم از او متنفر باشند و الان هم که وضع تغییر کرده است و انشاءالله امیدوارم که دیگر این وضع بر نگردد به آن اوضاعی که در سابق بود، وظیفه همه ما و همه شما و همه کسانی که دست اندرکار امور مردم هستند، از دولت و از همه، این وضع را پیدا بکنند که خودشان را خدمتگزار بدانند.(237)
دولت ها توجه کنند به اینکه باید در خدمت ملت ها باشند و ملت ها پشتیبان دولت ها و اینکه شاه سابق نتوانست حفظ خودش را بکند برای اینکه ملت با او نبود، ملت پشت به او کرد و او هم به ملت خیانت کرد. دولت ها باید توجه کنند به اینکه آنها در خدمت ملت باید باشند اگر در خدمت ملت باشند ملت ها پشتیبان آنها خواهند بود.
و من از خدای تبارک و تعالی می خواهم که همه ملت های عالم و همه مستضعفین سعادتمند باشند و همه دولت ها در خدمت ملت ها باشند تا سعادت همه بشر تأمین شود.(238)

اگر مردم سادگی و خدمتگزاری از مسؤولین ببینند، فطرتاً علاقه مند به آنها می شوند

در هر صورت مثل این ملتی که الان ما داریم، کم نظیر است، بی نظیر است. باید گفت که در جائی الان گمان ندارم هیچ کدام از شما سراغ داشته باشید که یک ملتی با دولت خودش اینطور بشود، که کارها را مشترکاً انجام بدهند. سابق که طاغوت بود که هر چه می توانستند کارشکنی می کردند، هیچ همراهی تو کار نبود، برای اینکه مردم دیده بودند که دولت به فکر آنها نیست، شما باید آنطوری که به حسب واقع هم همین طور است به مردم حالی کنید که ما برای خدمت آمدیم، ادارات برای خدمت آمدند، مردم با دل راحت بیایند تو ادارات، من آن تلخی هایی که در زمان سابق بود، در زمان رضاخان بود، بعدش هم در زمان این، آنوقت آن تلخی ها را زمان رضاخان خود من چون جوان بودم توی این مسائل می رفتم گاهی، که اگر یک وقت ابتلاء به کلانتری پیدا می شد، آنوقت برای جاهایی هم که از اینجا می خواستند بروند فرض کنید به آذربایجان هم، باید بروند کلانتری و آنجا یک ورقه ای، چیزی بگیرند، مردم وقتی می خواستند به کلانتری بروند با یک ترس و رعب و وحشتی کانه می خواهند به حبس بروند. اینها عادت نباشد در ادارات که مردم وقتی می خواهند تو اداره بروند بترسند. این بیچاره دهاتی ها سابقاً اینطور بوده، حالا خیال می کنند باز هم اینطور است. حالا باید ادارات به روی مردم باز باشد و با آغوش باز مردم را بپذیرند، دردهائی که مردم دارند بگویند به آنها، بتوانند بگویند، آنها هم کوشش کنند در اینکه حل بشود مسائل شان که مردم احساس کنند که یک دولتی است که مال خودشان است و برای خودشان دارند خدمت میکنند. هیچ اشکال ندارد که وقتی ملت فهمید که یک جمعی دارند خدمت می کنند و خودشان هم آن قبه و بارگاه هائی که زمان سابق بود ندارند، آنها هم مثل مردم عادی دارند زندگی می کنند، لکن شاید وضعشان خیلی هم کمتر باشد، مردم وقتی ببینند به حسب فطرتشان فطرت صحیح است، خوب به حسب فطرت، عاشق یک همچو دولتی خواهند شد. خصوصا که بعد از یک همچو قضایایی که در زمان سابق بوده است این قضایای زمان سابق، خوب خیلی از اشخاص هست که یادشان هست آن مسائل را. حالا بعد از آن قضایائی که در زمان سابق بوده اگر دیدند یک دولتی آمده و عکس آن مسائل الان هست، همه اش خدمت است، همه اش این است که می خواهند روح مردم آرامش داشته باشد می خواهند مردم به چیزهائی که احتیاج دارند برسند در همه جهات، هم در جهت فرهنگی، هم در جهت اقتصادی، از همه جهاتی که دارند.(239)