فهرست کتاب


اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی قدس سره الشریف

تهیه و تنظیم بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران (قم)‏‏

علت سقوط شاه عدم خدمت به مردم است

اگر شاه به نصایح روحانیون توجه کرده بوده و خدمت به این ملت کرده بود، سقوط نمی کرد لکن خدمت نکرد و خیانت کرد و پشتوانه مردمی را از دست داد و وقتی که مردم شنیدند رفت شادی کردند، چنانچه در رفتن پدرش هم شادی کردند. حکومت ها باید عبرت بگیرند از این وضعی که در ایران پیش آمد و بدانند که وضع برای این بود که محیط اختناق به طوری پیش آوردند که اختناق انفجار آورد. برادر باشند با هم، با ملت دوست باشند، ملت احساس کند که دولت از خود اوست، دولت خدمتگزار اوست. ملت ها احساس کنند که ارتش از خود آنهاست، ارتش که در خیابان می آید برای او گل بریزند، نه از او فرار کنند. آن عمده در برنامه های حکومتی، در برنامه های دولتی این معناست که محیط اخلاقی درست کنند. محیط برادری درست کنند. این در راس همه برنامه هاست، اگر این برنامه درست شد، اگر دولت بخواهد کاری بکند، همه ملت با او همراهی می کنند. اگر دولت بخواهد برنامه ای را، اگر دولت بخواهد برنامه ای را اجرا بکند، ملت در خدمت او هست ما این دو حکومت را که در ایران بود، الان با هم مقایسه میکنیم، دولت سابق اگر می خواست برنامه ای را اجرا بکند، مردم با او موافق نبودند بلکه حتی الامکان کارشکنی می کردند. الان دولت ما وقتی می خواهد برنامه ای را اجرا کند، از اطراف به ما پیشنهاد می شود که ما در خدمت حاضریم، طبقات مختلف مردم میگویند: که ما در اجرای این برنامه حاضریم، از جان و دل حاضریم که کمک بکنیم. الان که بعض برنامه ها را می خواهد دولت اجرا بکند، ملت همچو اظهار همراهی می کند که اعجاب آور است.
این یک مطلبی است که در عین حال که به تمام معنا الان ما نتوانستیم اسلام را در ایران پیاده بکنیم لکن همان نسیمی که از اسلام به ایران وزیده است، نتیجه اش این شده است که دولت ما یک دولتی است که ملی است، ملت او را می خواهد. نخست وزیر ما هیچ وحشت ندارد که توی مردم برود و با مردم بنشیند و صحبت بکند، برخلاف نخست وزیرهای رژیم سابق که امکان نداشت که توی مردم بیایند برای اینکه مردم با آنها دشمن بودند، چنانکه آنها با مردم دشمن بودند. دولت ها اگر چنانچه اینطور بشوند که به اسلام توجه کنند و روح اسلام را در مردم ایجاد کنند و در خودشان، این هم به صلاح خودشان هست و هم به صلاح کشورشان و هم همه برنامه ها را با آسانی می توانند انجام بدهند.(232)

در نظام اسلامی خدمتگزاری مطرح است

شما الان مستقلید و آقای خودتان هستید و اسلام هم این طور نیست که طبقاتی باشد و بخواهد یک طبقه ای را حاکم کند، یک طبقه ای را محکوم. اسلام خدمتگزار دارد و کسانی که به - آنها - خدمت می کنند، ملت باید با این خدمتگزارها همراهی کند و دولت ما یک دولت خدمتگزاری است، مجلس ما یک مجلس خدمتگزاری است، رئیس جمهور ما یک خدمتگزاری است نسبت به همه کشور. و همان طوری که اسلام مقرر فرموده است که طبقات در کار نباشد. ان اکرمکم عندالله اتقیکم(233)؛ آنی که تقوایش بیشتر است آنی که ترسش از خدا بیشتر است، آنی که خدمت برای خدا می کند، او مقدم است. من امیدوارم که شما کوشش کنید که وارد بشوید در این جمعیت متقین که خدای تبارک و تعالی بفرماید: ان اکرمکم عندالله اتقیکم و شما هم از آنها باشید.(234)
من دعاگوی همه هستم و شما احتمال این را بدهید که اگر به من بگویند که خدمتگزار، بهتر از این است که بگویند رهبر. رهبری مطرح نیست، خدمتگزاری مطرح است. اسلام ما را موظف کرده که خدمت کنیم، خدمتگزاری مطرح است. ما همه با هم، همه مجتمعاً با هم دست به دست هم، از پاسدارهای عزیز تا اهل علم عزیز، تا اهل منبر عزیز، تا اهل کمیته ها، تا اهل همه، ما همه ملت با هم. یک مملکتی است مال همه، یک مملکتی مال همه است، همه موظفیم این مملکت را خودمان اداره بکنیم. حال دیگر مال خودمان، منافع مملکت ما را دیگر امریکا نمیتواند ببرد، منافع مال خودتان است، مملکت هم مال خودتان، خودمان باید زحمت بکشیم و کشت بکنیم و منافعش مال خود ملت ما باشد.(235)
من امروز آمده ام در میان شما دانشجویان عزیز به دو منظور: یکی بزرگداشت روز شهادت جوان های عزیز در دانشگاه در اثر هجوم وحشیانه مامورین جبار و یکی برای پیوند بین قشر روحانی و قشر دانشگاهی و دانشجویان، من این پیوند را تبریک عرض می کنم به روحانیون و تبریک عرض می کنم به دانشگاهیان. من آمده ام تا پیوند خدمتگزاری خودم را به شما عزیزان عرضه کنم که تا حیات دارم خدمتگزار همه هستم، خدمتگزار ملت های اسلامی، خدمتگزار ملت بزرگ ایران، خدمتگزار دانشگاهیان و روحانیون، خدمتگزار همه قشرهای کشور و همه قشرهای کشورهای اسلامی و همه مستضعفین جهان.(236)

دولت ها باید خدمتگزار ملت ها باشند

پلیس و همین طور ژاندارمری و همین طور ارتش، اینها به حسب وضع اولی که وجود آمده است، این است که اینها برای کشور و برای ملت خدمتگزار باشند، نه حاکم. اصل دولت هم همین است حتی مثل دولت حقه حضرت امیر سلام الله علیه که ولی امر بر همه چیز بود معذلک آن حکومتی که در صدر اسلام بود، در خدمت مردم بود، اینطور نبود که حکومت بخواهد حکومت کند و مردم همین طور بیخود اطاعت کنند. اینطور نبود که حکومت بخواهد به وسیله قدرتی که دارد اجحاف کند به مردم و ظلم کند که مردم به واسطه آن ظلم از او متنفر باشند و الان هم که وضع تغییر کرده است و انشاءالله امیدوارم که دیگر این وضع بر نگردد به آن اوضاعی که در سابق بود، وظیفه همه ما و همه شما و همه کسانی که دست اندرکار امور مردم هستند، از دولت و از همه، این وضع را پیدا بکنند که خودشان را خدمتگزار بدانند.(237)
دولت ها توجه کنند به اینکه باید در خدمت ملت ها باشند و ملت ها پشتیبان دولت ها و اینکه شاه سابق نتوانست حفظ خودش را بکند برای اینکه ملت با او نبود، ملت پشت به او کرد و او هم به ملت خیانت کرد. دولت ها باید توجه کنند به اینکه آنها در خدمت ملت باید باشند اگر در خدمت ملت باشند ملت ها پشتیبان آنها خواهند بود.
و من از خدای تبارک و تعالی می خواهم که همه ملت های عالم و همه مستضعفین سعادتمند باشند و همه دولت ها در خدمت ملت ها باشند تا سعادت همه بشر تأمین شود.(238)