فهرست کتاب


اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی قدس سره الشریف

تهیه و تنظیم بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران (قم)‏‏

حاکم باید مردمی باشد

ما امروز می خواهیم همه ملت را وارد در دولت کنیم، جدا نباشد، همه با هم اعانت کنند، معاون هم باشند نه اینکه یک اجنبی باشد که مردم از آن بترسند، او را نگاه کنند نتوانند با او حرف بزنند. ما یک کسی را می خواهیم که (البته نمی شود، اینکه من می گویم می خواهیم، شبیه است آنهم نه شبیه نزدیک، شبیه بسیار دور) مثل حضرت علی سلام الله علیه باشد که زمان سلطنتش (استغفر الله که سلطنت می گویم) امارت او، امارت شرعیه اش، خلافتش که آنقدر طول و عرض داشت، حجاز و مصر و عراق و ایران و نمی دانم همه اینها را داشت، آنوقت پا می شد، خودش راه می افتاد در خانه این زن و آن زن و آن زن. بعد از اینکه خانه یک زنی رفت به حسب اینطوری که تاریخ نقل می کند، آقایان نقل می کنند و دلجوئی کرد و بچه هایش را چه کرد، بعد کاری می کند که این بچه کوچک ها بخندند، یک کاری که آدم های متعارف عادی نمی توانند، یک ماوراء الطبیعت این کار را می تواند بکند یک صدائی در می آورد که این بچه می خندد، می گوید اینها داشتند گریه می کردند می خواستم با خنده اینها از خانه بیرون بیایم. ما یک همچو آدمی می خواهیم، نه یک کسی که از سایه اش بترسیم. ما یک حاکمی می خواهیم که توی مسجد وقتی آمد نشست، بیایند دور او بنشینند صحبت کنند، با او حرف بزنند، اشکال دارند، اشکالشان را بگویند ما یک امیری میخواهیم که وقتی یهودی آمده ادعا کرده، قاضی می فرستد سراغ امیر که بیا، می آید می نشیند در مجلس قضا (همان قاضی که خودش نصب کرده) در مجلس قضاوت می نشیند، طرح دعوا می شود و رای بر خلاف حضرت امیر سلام الله علیه می دهد شما می توانید که اینهمه چیزی که از بنیاد پهلوی برده، حکومت ها می توانند ادعا کنند؟ (حتی حالا) می توانند این مردیکه را بیاورند اینجا که آقا بنیاد پهلوی را بیا حسابش پس بده؟ پانزده میلیون دلار فلان، ده میلیون دلار فلان، پنج میلیون دلار فلان، سی میلیون دلار فلان، همه از اجرا و بستگان و پسر و دختر شاه.
ما یک حکومت عادل می خواهیم، عادل یعنی دزد نباشد لااقل، نمیخواهیم اقتدا به حاکمان بکنیم. (البته باید اینطور باشد) ما می خواهیم اینطور باشد که این مال ملت را ندزدد، برندارد برود.(230)

اسلام حکومتها را موظف به خدمت کرده است

اسلام در مقابل همه دولت های طاغوتی، برای انسان سازی آمده است، قرآن کتاب انسان سازی است. انسان اگر چنانچه در این ممالک اسلامی تحقق پیدا بکند و اسلام برنامه دولت ها و ملت ها باشد امکان ندارد که دیگران بتوانند استفاده های نامشروع از ما بکنند. ما باید اقتصادمان تابع اسلام باشد، فرهنگمان تابع اسلام باشد، ارتشمان، ارتش اسلام باشد. در صدر اسلام ارتش یک پناهگاهی برای ملت ها بوده است، محیط ارتش از محیط مردم جدا نبوده است، محیط رعب نبوده است، محیط وحشت نبوده است، اگر چنانچه ارتش، دولت، به وظایف ارتشی خودشان، به وظائف دولتی خودشان، به وظائف اسلامی عمل کنند، محیط در یک کشور، محیط محبت می شود، محیط آرامش روحی میشود و این هم برای ملت مفید است و هم برای دولت و هم برای ارتش، و اگر محیط، محیط ارعاب باشد، چنانچه در حکومت های طاغوتی است، محیط وحشت باشد، این برای ملت و خود دولت و خود ارتش بد است. و اینکه طاغوتی ها محیط ارعاب ایجاد می کنند، برای این است که آنها برای ملت کار نکرده اند و خودشان را از ملت جدا کرده اند و از ملت وحشت دارند، از این جهت محیط را ارعاب، محیط ارعابی درست می کنند که مردم را سرکوب کنند. در صدر اسلام این معانی نبوده است، ارتش اسلام از مردم جدا نبوده است محیط هیچ وقت محیط ارعابی نبوده است، حکومتی که در راس جامعه بوده است، با مردم دیگر فرقی نداشته است بلکه زندگیش پائین تر بوده است. حکومت ها نمی خواستند که به مردم حکومت کنند، می خواستند خدمت کنند. اسلام حکومت ها را موظف به خدمت کرده است، ارتش در خدمت ملت باید باشد. حکومت ها در خدمت مردم باید باشند، اگر یک چنین برنامه ای تحقق پیدا بکند، محیط رعب از بین می رود، محیط دوستی پیش می آید، مبدل به محیط برادری می شود، یک چنین محیطی که محیط برادری باشد ملت پشتیبان دولت است، و اگر ملت پشتیبان یک دولتی شد، دولت سقوط نمی کند.(231)

علت سقوط شاه عدم خدمت به مردم است

اگر شاه به نصایح روحانیون توجه کرده بوده و خدمت به این ملت کرده بود، سقوط نمی کرد لکن خدمت نکرد و خیانت کرد و پشتوانه مردمی را از دست داد و وقتی که مردم شنیدند رفت شادی کردند، چنانچه در رفتن پدرش هم شادی کردند. حکومت ها باید عبرت بگیرند از این وضعی که در ایران پیش آمد و بدانند که وضع برای این بود که محیط اختناق به طوری پیش آوردند که اختناق انفجار آورد. برادر باشند با هم، با ملت دوست باشند، ملت احساس کند که دولت از خود اوست، دولت خدمتگزار اوست. ملت ها احساس کنند که ارتش از خود آنهاست، ارتش که در خیابان می آید برای او گل بریزند، نه از او فرار کنند. آن عمده در برنامه های حکومتی، در برنامه های دولتی این معناست که محیط اخلاقی درست کنند. محیط برادری درست کنند. این در راس همه برنامه هاست، اگر این برنامه درست شد، اگر دولت بخواهد کاری بکند، همه ملت با او همراهی می کنند. اگر دولت بخواهد برنامه ای را، اگر دولت بخواهد برنامه ای را اجرا بکند، ملت در خدمت او هست ما این دو حکومت را که در ایران بود، الان با هم مقایسه میکنیم، دولت سابق اگر می خواست برنامه ای را اجرا بکند، مردم با او موافق نبودند بلکه حتی الامکان کارشکنی می کردند. الان دولت ما وقتی می خواهد برنامه ای را اجرا کند، از اطراف به ما پیشنهاد می شود که ما در خدمت حاضریم، طبقات مختلف مردم میگویند: که ما در اجرای این برنامه حاضریم، از جان و دل حاضریم که کمک بکنیم. الان که بعض برنامه ها را می خواهد دولت اجرا بکند، ملت همچو اظهار همراهی می کند که اعجاب آور است.
این یک مطلبی است که در عین حال که به تمام معنا الان ما نتوانستیم اسلام را در ایران پیاده بکنیم لکن همان نسیمی که از اسلام به ایران وزیده است، نتیجه اش این شده است که دولت ما یک دولتی است که ملی است، ملت او را می خواهد. نخست وزیر ما هیچ وحشت ندارد که توی مردم برود و با مردم بنشیند و صحبت بکند، برخلاف نخست وزیرهای رژیم سابق که امکان نداشت که توی مردم بیایند برای اینکه مردم با آنها دشمن بودند، چنانکه آنها با مردم دشمن بودند. دولت ها اگر چنانچه اینطور بشوند که به اسلام توجه کنند و روح اسلام را در مردم ایجاد کنند و در خودشان، این هم به صلاح خودشان هست و هم به صلاح کشورشان و هم همه برنامه ها را با آسانی می توانند انجام بدهند.(232)