فهرست کتاب


اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی قدس سره الشریف

تهیه و تنظیم بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران (قم)‏‏

این مردم خوب را با خودتان همراه کنید

در هر صورت ما برای خاطر حفظ یک کشوری، برای خاطر استقلال یک کشوری که باز یک قدرت هائی نیایند دوباره در کشور ما و بخواهند چه بکنند، باید مردم را نگه دارید. هر کدام در هر جا که هستید مردم را همراه خودتان نگه دارید و مردم را با هم جوش بدهید یعنی صحبت هائی که می کنید، در مجالسی که مردم دارند، بروید صحبت کنید برای مردم و مردم را آگاه کنید که این بساطی که فرض کنید که بعضی از روشنفکرها می خواهند درست بکنند، این بساط، بساطی است که اگر اشتباه کرده اند خوب، اشتباه است یا اگر یک نقشه ای در کار هست که یک همچو کارهایی بشود، نقشه اش را به هم بزنند، مردم با هم باشند. آقا مردم تا حالا در این چند سال آخر که چقدر اینها زحمت کشیده اند، مردم خیلی خوبند، مردم ما واقعا خوبند شاید نظیر ملت ایران در هیچ جا نباشد، ماها بدیم، آنها خیلی خوبند. من گاهی در ذهنم این معنا می آید که اگر چنانچه در آخرت - من خودم را می گویم - من جهنم بروم آن کسی که برای من یک کاری کرده، به خیال اینکه من آدم هستم برای من یک کاری کرده است در بهشت باشد، می گویند بهشت مشرف به جهنم است، می بینند آنها را، خوب من چه جواب بدهم به او، اینها به من بگویند که ما برای تو مثلا «الله اکبر» گفتیم تظاهر کردیم تو جوری بودی که رفتی جهنم و ما برای خاطر تو بهشت رفتیم تو خودت ملعون بودی، رفتی جهنم. این مردم خوبند، این خوب ها را نگه دارید، این مردم خوب را با خودتان همراه کنید.(207)

حالی کنید به مردم که خدمتگزارید

وقتی تمام استان ها، اشخاصی که در استانداری هستند، تمام استاندارها بنا را بر این بگذارند که کارهای خودشان را خوب انجام بدهند، در خدمت مردم باشند، حالی کنند به مردم که حکومت اسلامی، حکومت خدمت است، پیغمبر اکرم خدمتگزار مردم بود با آنکه مقامش آن بود ولی خدمتگزار بود، خدمت می کرد. آن قصه مالک اشتر را من کراراً گفته ام: عبور می کرد از یک جائی، سردار اول اسلام بود، از یک جایی عبور می کرد یک کسی نشناخت و یک فحشی داد، یک چیزی گفت، وقتی رد شد آن کسی که آنجا نشسته بود گفت: تو او را شناختی؟ گفت نه. گفت: مالک اشتر بود، دوید مردک، دید رفته مسجد، رفته مسجد نماز می خواند، رفت عذرخواهی کرد. گفت: من نیامدم مسجد الا اینکه برای تو طلب مغفرت بکنم، این یک کلمه ببینید چه می کند با قلب آن آدم.(208)

جلب نظر مردم از اموری است که لازم است

باید طوری بشود که اگر شما با هم اختلاف کردید، مثل اختلاف دو تا مجتهد باشد در مسائل، اختلافی باشد که دو مجتهد با هم دارند. آن اختلاف اگر باشد، پیش مردم هم مقبول است، پیش شورای نگهبان هم مقبول می شود. و اما اگر بنا باشد که یکی اش از یک طرفی بیفتد که شورای نگهبان بگوید این خلاف اسلام است، شورای نگهبان نمی گوید که این خلاف فتوای من است یا خلاف فتوای زید است، او می گوید خلاف اسلام است، اگر اینطور بشود و تکرار بشود، این خطری است برای شما و برای همه و اگر دولت هم بخواهد اینطور مشی که گاهی وقت ها می شود، این را ادامه بدهد و مردم را در فشار قرار بدهد، بازار را در فشار قرار بدهد، بداند که فاتحه آن دولت هم خوانده خواهد شد. جلب نظر مردم از اموری است که لازم است. پیغمبر اکرم جلب نظر مردم را می کرد، دنبال این بود که مردم را جلب کند، دنبال این بود که مردم را توجه بدهد به حق. شما هم باید دنبال همین معنا باشید، دولت باید دنبال همین معنا باشد، ارتش باید همین معنا را داشته باشد، پاسدارها باید همین طور باشند. اگر خدای نخواسته بعضی از پاسدارها جوانی بکنند و یک کاری که برخلاف موازین است انجام بدهند، اگر این تکرار بشود خدای نخواسته چشم مردم از آنها، رای مردم از آنها برمی گردد و مورد سوال واقع می شوند و این مصیبت است. شما گمان نکنید که قدرت نظامی شما را نگه داشته است، قدرت ایمان شما را نگه داشته است و پشتیبانی ملت ها، ملت. این را باید، این پشتوانه را باید حفظش بکنید. اگر این پشتوانه خدای نخواسته یک وقتی از دست ما برود، همه از بین خواهیم رفت و اسلام هم دستخوش باز یک مسائل دیگر می شود.(209)